«ویلایی ها»؛ از خودگذشتگی ها و ایستادگی های زنانه جنگ
یکی از فیلمهای قابلبحث و خوب این دوره جشنواره، فیلم «ویلاییها»، به کارگرداني منیر قیدی است. خانم قیدی در نخستین فیلم خود به جسارتي ستودنی دست زد و درباره زنان به متن جنگ رفته فیلم خوب و قابلتأملی ساخت.

چرا جایزه «نگاه ملی و استعداد درخشان» را نپذیرفتید؟
اگر به فهرست نامزدهای این دوره جشنواره فیلم فجر دقیقتر نگاه کنیم، بهراحتی مسائل روشن میشود. حتما دیدید که «ویلاییها» در بخش بهترین فیلمنامه کاندیدا شد؛ یعنی خود فیلم و کارگردانی فیلم مورد توجه هیئت داوران قرار نگرفت. حالا که من فیلم بد با کارگردانی بدی ساخته بودم که لایق کاندیداتوری در این بخشها نبود، بنابراین چطور میتوانستم ناگهان شکوفا شوم و جایزه خلقالساعه «استعداد درخشان» را دریافت کنم؟
ظاهرا دبیرخانه جشنواره فیلم فجر هم گفته شما را مبنیبر نپذیرفتن سیمرغ «فیلم از نگاه ملی» را تکذیب کرده است. اصل واقعیت چیست؟
اصل واقعیت این است که زمان همه مسائل را مشخص میکند. ضمن اینکه آقای سعید ملکان، تهیهکننده فیلم «ویلاییها»، دراینباره پاسخ کاملی میدهند.
جدا از حواشی بهوجودآمده درباره فیلم، اصلا به جایزهگرفتن فکر میکردید؟
باور کنید به جايزه فكر نكردم، چون همهچيز غيرقابلپيشبيني است.
فیلم «ویلاییها» اولين فيلم بلند سينمايي شماست. پیش از این در سینما به چه کارهایی مشغول بودید؟
٢٠ سال است كه در سينما در سمتهاي مختلف فعاليت دارم؛ منشي صحنه، دستيار كارگردان و برنامهريز. شغل اصليام كه بيشتر از همه هم به آن علاقه داشتم «منشي صحنه» بوده. در زمينه كارگرداني، دو، سه فيلم كوتاه، يك فیلم تلویزیونی و چند كار مستند ساختم. حالا خوشحالم كه بالاخره بعد از ١٠ سال توانستم فيلم بلندم را بسازم.
چرا ساخت فیلم اینقدر طول کشید؟
سرنوشت این فیلم کمی عجیب است! در این سالها به تمام ارگانها و مراكزی كه براي ساخت فيلم بايد كمك ميكردند مراجعه کردم، ولی هرکدام برای همکارینكردنشان دلایلی میآوردند! حتي در ابتدا وزارت ارشاد هم پروانه ساخت نميداد. بااینحال خسته نشدم. چون ساختن این فیلم برایم بسیار مهم بود. بههمیندلیل بهمرور تغییراتی در فيلمنامه اعمال کردم، اما شالوده اصلي آن همينی است که در فیلم دیدید. آخرين پروانه ساخت را هم كه گرفتم، مشاركت بنیاد سینمایی فارابي در تهيه فيلم تأييد شده بود تا آن مرحله را با آقاي عسگرپور پيش رفته بودم.

چه کمکهایی؟
از لوكيشن بازديد كردند و پیشنهادات خوبي داشتند. فقط هنگام فيلمبرداري حضور نداشتند. چون ماه مبارک رمضان بود و ايشان به دلیل روزه نتوانستند در صحنه حضور داشته باشند. چون واقعا آن زمان هوا گرم و گاهی غیرقابلتحمل بود.
چطور شد سعید ملکان تهیهکنندگی کار را در ادامه عهدهدار شدند؟
آشنايي من با ايشان به حدود ٢٠ سال قبل كه شروع كارم بود مربوط میشود. ايشان آن زمان دستيار گریمور نامآشنا، آقاي بیژن محتشم، بودند و من منشي صحنه و در كارهاي تئاترهاي تلويزيوني همکاری میکردیم. ضمن اینکه در چند فیلم آقاي مجيدي و كارهاي ديگر با هم كار كرده بوديم. در جریان فیلمنامه من بودند و بعد هم خوشبختانه تهیهکنندگی کار را پذیرفتند. آقاي ملكان بهعنوان تهيهكننده فوقالعاده بودند. من ٢٠ سال است كه در سينما حضور دارم اما كسي مثل ايشان را نديده بودم. شايد هم در ١٠ سالي كه كار نكردهام تهيهكنندهها تغيير كردهاند. گذشته از آن، واقعا گروه فوقالعاده و همراهي داشتيم.
مثلا یکی از دلایل رد فیلمنامه چه بود؟
دلايل مختلفی وجود داشت. مثلا در ٩ سال قبل شوراي تصویب فیلمنامه مركز گسترش سینمای مستند و تجربي ميگفتند قصه دراماتيك نيست. یا مسئولان وقت بنياد شهيد ميگفتند نگاهتان را در فیلم نميپسنديم. فلان بنياد ميگفت فیلمنامه ضدجنگ است و يا در راستاي اهداف ما نيست. هر ارگاني به فراخور حال خودش فيلمنامه را رد ميكرد. جالب است در بيشتر جاها دوستان خود من در شورا فیلمنامه را رد ميكردند!
فيلم شما يكي از بهترين فيلمهاي اين دوره جشنواره بود. به نظرم اولين فيلمي است كه صراحتا و به طور شفاف به نقش زنان در متن جنگ پرداخته است. زنان ما سختيهاي زيادي را متحمل شدهاند كه هيچكدامشان تاکنون ديده نشده. يكي از سکانسهای جذاب فیلم نمای هِلیشات از فرار زنان با چادرهای سفید هنگام بمباران هوایی است که وقتی روی زمین دراز میکشند، گویی چادرهایشان به کفنشان تبدیل شده است که درحقیقت تمام مفهوم فیلم در آن گنجیده شده. در ترسیم نماها همه چیز حساب شده بود؟
اگر بخواهم بگويم همه چيز را از قبل حساب كرده بودم درست نيست. فيلمنامه ما اتفاقا با جزئيات دقيق بود. اما در فيلم بسیاری از جزئيات حذف شد. چون زمان فيلم خیلی طولاني میشد. مثلا شخصيتهايي داشتيم كه الان در فیلم نيستند. پايه فیلم بر مبنای يك فيلمنامه دقيق و با جزئيات بود منتها روش من هنگام اجرا به گونه دیگري بود. مثلا به بازيگر مي گفتم موضوع فلان سکانس اين است و تو خودت ببين چطور بايد بازي كني و چه بگويي، او هم پیشنهادات خودش را میداد.

اصلا ایده قصه از کجا آمد؟
شايد باورتان نشود. يكي از دوستانم به طور اتفاقي خاطرهاي تعريف ميكرد و همان زمان جرقه شروع این فیلم در ذهنم زده شد. ميگفت زمان جنگ جايي بوديم كه راننده ماشيني خبر شهادت همسران رزمندگان را برای خانوادهشان میآورد. با خودم گفتم مگر ميشود يكسري زن با تصميم خودشان به جايي بروند و در خطر باشند فقط به دلیل اينكه به همسرانشان نزديك باشند.
ارسال نظر