معرفی چند کتاب برای کودکان
بچههـا! اینجا را نگاه کنید!
چند وقت پیش بود که خبر رسید باراک اوباما، رئیسجمهور گرفتار آمریکا که در جریان مشکلات اقتصادی شدید، محبوبیتش را از دست داده رو به نوشتن کتاب کودک آورده و سعی کرده با نگارش کتاب «از تو میخوانم» که نامهای است به دو دختر نوجوانش و داستانی درباره ۱۰ شخصیت از تاریخ آمریکا، کمی از آب رفته را به جو برگرداند.

چند وقت پیش بود که خبر رسید باراک اوباما، رئیسجمهور گرفتار آمریکا که در جریان مشکلات اقتصادی شدید، محبوبیتش را از دست داده رو به نوشتن کتاب کودک آورده و سعی کرده با نگارش کتاب «از تو میخوانم» که نامهای است به دو دختر نوجوانش و داستانی درباره ۱۰ شخصیت از تاریخ آمریکا، کمی از آب رفته را به جو برگرداند. این اولین باری نيست که یک سیاستمدار به محبوبیت داستان، آن هم داستان کودک پناه میآورد. داستان کودک آنقدر جذابیت دارد که حتی برخي نویسندگان اسم و رسمدار که در دنیای ادبیات با آثار بزرگسالشان به اندازه کافی محبوب شده بودند هم سراغ این ژانر آمدهاند. این اسمهایی که در این دو صفحه میبینید، بخش اول از این فهرست بلندبالاست که در شمارههاي بعدی ادامه خواهد داشت. عجالتا همینها را ببینید و بخوانید و از اینکه غول بزرگی مثل تولستوی هم در ژانر ادبیات کودک دست و پنجه نرم کرده، حیرت نکنید. ضمن اینکه این قبیل صفحات یک جور فهرست کتاب برای کودکانتان است، کتابهایی که بالاخره خیالمان راحت است محصول یک نویسنده اسم و رسمدار هستند. فقط حواستان باشد که ما اینجا از داستان کودک به عنوان یک الگوی جذاب حرف زدهایم و حساب کسانی که برای مقاصد غیرداستانی سراغ داستان کودک رفتهاند، جداست. طاهر بن جلون، نویسنده مراکشی مقیم فرانسه کتابی دارد در اعتراض به نژادپرستی به نام: «پدر به من بگو نژادپرستی یعنی چه؟» که با وجود آنکه کتاب به زبان کودکان نوشته شده، اما اسم آن کتاب اینجا نیست.
- سه فضانورد
- بمب و ژنرال
- تئودور بون
- وکیل نوجوان
جان گریشام، م. مودبپور آمریکاییهاست. او متولد ۱۹۵۵ فلوریداست. گریشام که خودش مدتی وکیل و بعد هم نماینده پارلمان ایالتی بوده، الان سالهاست که در کار نوشتن رمانهای جنایی پرفروش است که درآمدش خیلی خیلی بیشتر از وکالت و دادگاهکشی است. به علاوه بسیاری از کتابهای گریشام هم تبدیل به فیلمهای سینمایی معروف شدهاند. «هیئت منصفه فراری»، «پرونده پلیکان»، «بارانساز»، «سوداگر» و «شاه زیانکاران» از معروفترین آثار این آقا هستند که همگی به فارسی هم ترجمه شدهاند. گریشام، یک (و فقط یک) کتاب کودک هم نوشته که اتفاقا آن کتاب هم یک ماجرای پلیسی دارد. ماجرا از این قرار است که پدر و مادر تئودور بون ۱۳ساله وکیل هستند و او هم به همین دلیل با روند دادگاهها آشناست، همه قاضیها، مسئولان دادسراها و پلیسها را به خوبی میشناسد و البته خودش را هم یکی از وكلاي شهر کوچکشان حساب میکند. داستان از جایی شروع میشود که یک زن به قتل میرسد و درست زمانی که قاتل خونسرد در حال تبرئه شدن در دادگاه است، تئو متوجه موضوعی میشود که میتواند جریان دادگاه را تغییر بدهد.
دیکنز که خودش کودکی بسیار سختی داشت و بخشی از کودکی را در زندان (همراه پدرش)، بخشی را در خانه (زیر کتکهای مفصل پدرش) و بخش آخر را در واکسسازی (این یکی ربطی به پدرش ندارد) گذرانده بود، بعدها در بزرگسالی و شهرت هم کودکی خودش و کودکان مثل خودش را از یاد نبرد و با داستانهایی که نوشت، بیشترین سهم را در تصویب قوانین حامی کودکان به جا گذاشت. قهرمان اکثر داستانهای دیکنز، کودکان و نوجوانان هستند، با این حال تمام این آثار برای بزرگسالان نوشته شدهاند. همه به جز یک داستان، داستانی به نام «هدیه کریسمس» که البته همه ما آن را به اسم اسکروچ میشناسیم و کارتونش بیشتر از داستانش برایمان آشناست. این داستان که در مذمت گدابازی و تشویق به کار خیر است، به تازگي در مجموعهای از چند داستان دیگر دیکنز به فارسی ترجمه شده با اسم «داستانهاي کریسمس»
در فهرست این شماره، حجم و طول ریش جناب تولستوی، به تنهایی از بقیه نویسندهها روی هم بیشتر است. تولستویبازها و داستایوسکیبازها همیشه سر اینکه کدامیک از ريش دو نفر بزرگتر است دعوا داشتهاند، اما اگر یکی از ملاکها را نوشتن برای گروههای سنی مختلف مخاطب درنظر بگیریم، در این یکی ملاک تولستوی با اختلاف برنده میشود، چراکه او هم آثار کلاسیک و جدی برای خوانندگان جدی ادبیات نوشته و هم آثاری برای گروه سنی الف و ب. اصلا تولستوی به بچهها علاقه زیادی داشت و مدتی از عمرش را یک مدرسه باز کرده بود که بچههای رعیتهایش را در آن جمع کرده بود و همه درسها را خودش میداد و در آنجا در رفتن از سر کلاس، درس گوش ندادن، تقلب و هر کار دیگری آزاد بوده. اگر تعجب کردهاید حق داريد چون واقعا هم عجیب است، چون تولستوی برخلاف داستایوسکی خیلی هم کودکی خوشحالی داشته. (داستایوسکی را بابایش روزی ۳ وعده سیر کتک میزده) با این حال داستایوسکی اصلا از بچه خوشش نمیآمد، چه برسد قصه نوشتن برایش. عوضش این کتاب آقاي تولستوی را ببینید.
ساراماگو پرتغالی، خیلی دیر (یعنی بعد از ۷۰سالگی و سن معرکهگیری) به فکر نوشتن افتاد و بعد هم افتاد روی دور نوشتن، تا توانست نوشت و از دفتر خاطرات و وبلاگ تا رمان برنده نوبل (منظور «کوری» است که در ایران با ششصدتا ترجمه منتشر شده)، همه جور چیزی نوشت. از جمله آخرین نوشتههای ساراماگو، یک کتاب قصه کودکان بود به سبک قصهها و حکایتهای قدیمی که خودش معتقد بود یک اثر فیلسوفانه در حد آثار ولتر و روسوست. (بنده خدا سنش بالا بود.) «قصه جزیره ناشناخته» یک داستان عاشقانه است که در آن، مردی به قصر پادشاه مراجعه میکند تا یک کشتی از پادشاه بگیرد و با آن جزیره ناشناختهای را کشف کند. در قصر شاه زنی است که به نظافت قصر مشغول است. خانم خدمتکار وقتی میفهمد که آن مرد دنبال کشف یک جزیره جدید است قصر را ترک میکند و خودش را به کشتی میرساند و به مرد میگوید اجازه بدهد نظافت کشتی را برعهده گیرد.
اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir
ارسال نظر