فیلم های اقتباسی از آثار ادبی
سینمای هالیوود عادت عجیبی به سرقت از کتابهای مورد علاقه ما برای ساختن اقتباس سینمایی دارد.هر چند اینکار چه خوب باشد چه بد، به طور معمول در روند فیلمسازی، هیچ اثر ادبی در برگردان به فیلم بدون تغییر نمانده است اما بدترین حالت این است که اثر سینمایی اقتباسی اصلا شباهتی به داستان منتشر شده نداشته باشد.

«صبحانه در تیفانی» نوشته ترومن کاپت

«تب هیجانی شدید» (Fever Pitch) نوشته نیک هورنبای

«تب هیجانی شدید»، یک رمان خاطرهای درباره زندگی نویسنده آن، «هورنبای» به عنوان یکی از هواداران تیم فوتبال «آرسنال» انگلستان است.
این داستان به هیچوجه یک کمدی عاشقانه نیست اما ظاهرا تولیدکنندگان نسخه سینمایی این اثر ادبی، بخش خاطراتی آن را به فراموشی سپردهاند.
در فیلم، شخصیت اصلی هوادار تیم بیسبال ««بوستون رد ساکس» است و تم اصلی بنابر دلایلی به داستانی عاشقانه بدل شده است. با وجود اینکه نسخه سینمایی با استقبال روبهرو نشد اما کتاب این داستان همچنان مخاطب دارد.
«شورشی» (Insurgent) نوشته ورونیکا راث

فیلمسازان به طور کل محور اصلی داستان را اینگونه بازتولید کردهاند: جعبهای رازآلود که فقط میتواند به دست کسی باز شود که کلا با دیگران فرق داشته باشد. هرچند، فیلم برخی صحنههای کلیدی رمان را حفظ کرده است اما داستان آن به کل روند جدیدی را طی میکند.
«پارک ژوراسیک» نوشته مایکل کرایتون

جنسیت یکی از کودکان عوض شده، دکتر «گرانت» بهجای شخصیت کودکدوست به یک فرد کودکگریز بدل شده و تعدادی از شخصیتهایی که در داستان میمیرند در فیلم نجات پیدا میکنند. تغییر دادن رمانی به شهرت «پارک ژوراسیک» حرکتی جسورانه محسوب میشود با این حال خود فیلم هم اثری کلاسیک بهشمار میرود.
«طبیعی» (Natural) نوشته برنارد مالامود

و در هر دو نسخه سینمایی و ادبی، او تصمیم میگیرد تا موجب پیروزی تیم شود. پایان نسخه سینمایی بسیار شهرت دارد؛ «هابز» ضربه نوبت خود را به چراغهای استادیوم میزند و تیم برنده میشود.
اگرچه در کتاب، او در پایان ضربه را بیرون میزند و به عنوان متقلب شناخته میشود و داستان با سرانجامی تلخ به اتمام میرسد.
«درخشش» (Shining) نوشته استفن کینگ

در کتاب پدر «دنی» حتی هنگامی که عقل خود را از دست میدهد، همچنان یک فرد قابل ترحم میماند. حس ششم دنی در رمان بسیار برجستهتر نشان داده شده است و چندین صحنه غیرعادی چون گیاه زنده هراسناک به طور کل از فیلم حذف شدهاند.
«نگهبان خواهر من» نوشته جودی پیکولت

کلیه او پیوند زده میشود و خواهر که به سرطان مبتلا است، بهبود پیدا میکند. در نسخه سینمایی این موضوع کاملا دگرگون شده است و به جای آن خواهر بیمار میمیرد و خواهر سالم زنده میماند.
«سربازان سفینهفضایی» نوشته رابرت ای هینلین

هر چند هر دو اثر درونمایههایی از موضوعات سیاسی و اخلاقی دارد اما نسخه سینمایی بیشتر حالوهوای طنز پیدا کرده است.
«جنگ جهانی زد» نوشته مکس بروکس

با این حال، نسخه سینمایی این اثر، تمامی این مزایا را به کناری گذاشته و فقط داستان یک شخصیت را میگوید که در تلاش برای یافتن راهحلی برای بحران «زامبی»ها به دور دنیا سفر میکند.
او در فیلم به جای یک پیروزی گام بهگام نظامی که در کتاب به آن اشاره شده، برای غلبه بر این موجودات نیمهمرده، از ترفند هوشمندانه بهره میبرد و حتی «زامبی»ها در فیلم سریعتر از موجودات کتاب هستند.
تقریبا تمامی داستانهای «جیمز باند»

تنها اثری را که میتوان با نسخه اصلی آن شبیه دانست «کازینو رویال» ساخته ۲۰۰۶ است که کمی شبیه به اثر فلمینگ است.
ارسال نظر