گپی با سارا بهرامی بازیگر «من دیهگو ماراداونا هستم»
سارا بهرامی که بازیگری را با حضور در صحنه تئاتر آغاز کرده فارغالتحصیل رشته تئاتر است و در نمایشهایی چون «راهزنان»، «متولد ۱۳۶۱»، «همهوایی» و... بازی کرده است.
سارا بهرامی که بازیگری را با حضور در صحنه تئاتر آغاز کرده فارغالتحصیل رشته تئاتر است و در نمایشهایی چون «راهزنان»، «متولد ۱۳۶۱»، «همهوایی» و... بازی کرده است. بهرامی در مجموعههای تلویزیونی «پروانه»، «پرده نشین»، «مثل یک کابوس»، «فرات» و در فیلمهای سینمایی «یک عاشقانه ساده»، «آینههای روبهرو» و «تهرون» ایفا نقش کرده است. وی تا کنون برنده یاس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن برای بازی در فیلم «آرزوهایت را به خاک نسپار»، نامزد دریافت سرو زرین بهترین بازیگر نقش اول زن از سومین جشنواره بینالمللی تلویزیونی جامجم برای بازی در سریال «پروانه» و نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از انجمن بازیگران خانه تئاتر برای بازی در تئاتر «متولد۶۱» شده است. سارا بهرامی در «من دیهگو مارادونا هستم» نقش رویا را بازی میکند. با او در خصوص این فیلم گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
کاراکتر رویا بر خلاف بقیه اعضای خانواده درونگراتر بوده و سعی میکند همه را به صلح و آرامش دعوت کند ولی در سکانسی که با فرهاد صحبت میکند متوجه میشویم که او هم از این موضوع خسته شده؛ از اینکه همه چیز را درون خود بریزد و سکوت کند به ستوه آمده است. درخصوص این کاراکتر و ویژگیهای رفتاری او برایمان بگویید.
من هم معتقدم رویا به نسبت بقیه درونگراتر است. در سکانسی که به آن اشاره کردید رویا بهخاطر اعتمادی که به برادرش فرهاد داشته شروع به فریاد زدن میکند و احساساتش به غلیان در میآید. معتقدم اگر رویا برادرش را باور نمیکرد و فکر نمیکرد که آن سر و صداها در واقعیت هم به گوش دیگران خواهد رسید، همچنان به آرامش برقرار کردن میان سایر افراد خانواده ادامه میداد تا اتفاق بدی نیفتد و سر و صدا بهوجود نیاید.
با توجه به اینکه نام این کاراکتر «رؤیا» است و روایت فیلم مدام میان واقعیت و رؤیا در رفت و آمد است به نظر شما این احتمال وجود دارد که این کاراکتر زاده تخیل فرهاد باشد؟
البته باید این موضوع را از بهرام توکلی بپرسید ولی فکر نمیکنم اینطور باشد. به خاطر اینکه فرهاد داستانش را براساس واقعیت خانوادهاش مینویسد. در بخشی از فیلم هم میبینیم که فرزانه به برادرش میگوید ما دوست نداریم همه جزئیات زندگیمان را در داستانهایت بنویسی و صرفا نام ما را تغییر دهی. معتقدم رویا هم یکی از اعضا خانواده فرهاد است و واقعا در میان آنها وجود دارد. به نظر من نوع رفتار رویا در نتیجه برخورد اعضای خانواده است. خانواده او چنان شخصیت بیرونگرایی داشتهاند که مجبور شده شخصیت درونگراتری به نسبت آنها داشته باشد تا بتواند در کنارشان زندگی کند.
یعنی شما فکر میکنید رویا از اینکه همه را به آرامش دعوت کند خسته نشده است؟
چرا، ولی بروز نمیدهد. حتی در سکانسی هم که این خستگی را بروز میدهد صرفا به خاطر اعتمادی است که به برادرش کرده و فکر میکند این وقایع صرفا در ذهن او میگذرد و کس دیگری از آن باخبر نمیشود. در واقع رویا در این سکانس رو دست میخورد.
وقتی به این پروژه ملحق شدید بهرام توکلی در خصوص این کاراکتر چه گفت؟
آقای توکلی در ابتدا حرف خوبی زدند که همیشه آویزه گوش من خواهد بود. ایشان گفتند که تو به عنوان یک بازیگر فقط نباید نقش خودت را بخوانی و روی آن تمرکز کنی بلکه باید به کلیت فیلمنامه دقت کرده و همه موارد را زیر نظر داشته باشی. بنابراین اینطور نبود که ما در اولین جلسه صرفا درباره نقش رویا با هم صحبت کنیم. واقعا دوست داشتم دیدگاه بهرام توکلی را درباره این فیلمنامه بدانم و ایشان آنقدر جذاب توضیح دادند که متوجه شدم با یک کارگردان حرفهای طرف هستم که به خوبی جامعهاش را میشناسد. این نکاتی بود که در اولین جلسهای که با ایشان داشتم درخصوص این فیلم دریافت کردم. اما در مورد ویژگیهای کاراکتر رویا باید گفت بهرام توکلی در تغییراتی که در بازنویسی انجام داد به شخصیت اضافه کرد.
چیزی که توکلی به من خیلی تاکید میکرد این بود که این نقش را خیلی جدی بازی کنم و سعی نکنم با اضافه کردن تاکتیکهایی به این کاراکتر از مخاطب خنده بگیرم. بلکه باید سعی میکردم نگاهی جدی به این کاراکتر و رفتارهایش داشته باشم. موقعیتهایی که در فیلمنامه اتفاق میافتد باعث خنده مخاطب میشود و بازیگر باید نقشش را جدی اجرا میکرد. یادم هست که اولین باری که در تمرینها با دیالوگ «چرا صدات میلرزه» روبهرو شدم به شدت از این دیالوگ به خنده افتادم و همه بازیگران دیگر هم از این موقعیت به خنده افتادند. پیش میآمد که سر بعضی از صحنهها به خنده میافتادیم و از موقعیتی که در آن قرار داشتیم خندهمان میگرفت ولی آنقدر تمرین برای آن صحنه را تکرار میکردیم تا بتوانیم به شکل کاملا جدی دیالوگهایمان را بگوییم. تا جایی که در جریان هستم به هیچ عنوان سعی نکردیم دیالوگهایمان را طوری بگوییم که در آن طنازی وجود داشته باشد. بلکه این موقعیت داستانی بود که مخاطب را به خنده وا میداشت.
حالا چرا آنقدر صدای رویا میلرزید؟
(میخندد) من هیچکجا به عمد صدایم را نمیلرزاندم و این قابلیتی بود که بهرام توکلی آن را پیدا کرده و در جهت پیشبرد داستان از آن استفاده کرد.
اتحاد بازیگران در ایفای نقشهایشان نکته مهمی است که در موفقیت فیلم سهیم بوده است. این اتحاد چگونه میان بازیگران «من دیه گو مارادونا هستم» شکل گرفت؟
یکی از دلایل این اتحاد این بود که بهرام توکلی در جلسات دورخوانی به ما میگفت: باید در نظر بگیرید که همه شما افراد یک خانواده هستید و دلم میخواهد میان تکتک اعضای این خانواده زندگی جریان داشته باشد. اینطور به نظر نیاید که آدمهایی برای این دور هم جمع شدهاند که فقط یک فیلم بازی کنند. به همین دلیل جلسات زیادی به دورخوانی گذشت. بخش دیگر این موضوع به گروه خیلی خوبی که داشتیم برمیگردد. این حرف مرا به عنوان یک شعار تلقی نکنید. به عنوان مثال کار کردن با خانم آدینه یکی از افتخارات زندگی من است. ایشان به بقیه اعضا گروه اهمیت زیادی میدادند و صرفا به بازی خودشان فکر نمیکردند. در پشت صحنه این کار با سختیهای زیادی رو بهرو بودیم.
مثلا اینکه بخش زیادی از فیلم در شب گرفته شد، بعضی شبها هوا به شدت سرد بود و... اما همه عوامل این فیلم از بازیگران گرفته تا سایر دوستان در پشت صحنه، آنقدر با هم اتحاد داشتند و به هم کمک میکردند که این موضوع فضا را به یک فضای صمیمی و گرم تبدیل کرده بود. اینکه همه در پشت دوربین با هم همدل و همراه باشند خیلی میتواند در نتیجه کار تاثیرگذار باشد و نمود این اتحاد را در جلوی دوربین میتوان مشاهده کرد. همه اعضای این فیلم را افراد حرفهای و با تجربه تشکیل میدادند و همه کارشان را به خوبی بلد بودند. مهمتر از همه اینکه ما یک لیدر خیلی خوب مثل بهرام توکلی داشتیم که ما را به بهترین شکل هدایت میکرد.
آیا پیش از همکاری با بهرام توکلی سینمای او را دنبال میکردید؟
بله، مثلا من فیلم «اینجا بدون من» را بارها و بارها دیده بودم و خیلی از آن لذت میبردم. به نظرم بهرام توکلی از آن دسته کارگردانهایی است که خیلی خوب سینما را میشناسد و سواد لازم را در این زمینه دارد. خیلی هیجان زده بودم که میخواستم در کار ایشان حضور داشته باشم. وقتی فیلمنامه را خواندم خیلی از فضای داستان لذت بردم و با اعتماد کامل به بهرام توکلی و دانش سینمایی او وارد این پروژه شدم.
ارسال نظر