شهر معلقی که با نمایان شدن و ناپدید شدن های ناگهانی همه را بهت زده کرده است
دنیای موازی از فرضیه تا واقعیت
«شهری معلق در آسمان» یا «دنیای موازی»؛ اینها القابی است که شاهدانی که پدیده شهر معلق را در چند سال اخیر در شهرهای مختلف چین دیده اند به آن داده اند اما آیا واقعا این ادعاها درست است یا نظریاتی که تا به حال دانشمندان و محققان درباره آن ارائه کرده اند می تواند پرده از این راز بزرگ بردارد.

اولین پیدایش شهر معلق
این پدیده برای اولین بار در سال 1983 توسط محققی به نام سرج موناست ثبت شد. بسیاری از مردم عقیده داشتند که این یک حقه از طرف خود او بوده که در آن زمان با ناسا همکاری می کرده است. موناست مدت کوتاهی پس از انتشار این اخبار و قبل از این که بتواند گفته های خود را ثابت کند بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داد. پس از آن دو بار دیگر در سال های 1996 و 2000 نیز عده ای از مردم در شهرهای مختلف ادعا کرده بودند که برای چند لحظه شهری معلق در آسمان را دیده اند که در عرض چند دقیقه ناپدید شده است.
شهر معلق در گوشه ای دیگر از جهان
در سال 2011، صدها نفر از مردم شهر کوچک مرزی دلالی در نیجریه ادعا کردند که شهری معلق را در آسمان دیده اند که به هیچ کجا متصل نبوده و با ابرها پوشیده شده بود. آنها می گفتند که در این شهر، ساختمان ها و اتومبیل های بسیار زیبا وجود داشته اند و حتی عده ای ادعا کرده اند که هیاهوی شهری و صدای اتومبیل ها را نیز به صورت محو و غیر واضح شنیده اند. زمانی که خبرنگار روزنامه محلی از مردم درباره این پدیده سوال کرد، آنها وجود این شهر را کار خدا می دانستند. یکی از بزرگان این شهر به نام مالام شیهو لیمام در مصاحبه ای با بی بی سی گفت: «ما تا به حال داستان های زیادی از وجود شهرهای دیگر در آسمان ها شنیده ایم و حتی عده زیادی هستند که بارها کشتی های در حال پرواز در آسمان را دیده اند.»

دنیای موازی یا سرابی دروغین
در عرض این سال ها تحقیقات بسیار زیادی در این باره انجام شده است. عده قابل توجهی از محققان به این نتیجه رسیدند که شهر معلق و دنیای موازی هرگز وجود نداشته و این تنها یک سراب بوده که مردم زیادی در سراسر دنیا شاهد آن بوده اند.
جادوی مورگان
در دریا، سرابی به نام «فاتا مورگانا» وجود دارد که از نام جادوگری ایتالیایی به نام مورگان گرفته شده است. فاتا مورگانا در واقع همان توهم بصری است که به خاطر خطای دید ناشی از گرم شدن اتمسفر بالای زمین یا اقیانوس ها که باعث می شود تصویری که از اشیای دور می بینیم گمراه کننده باشد، به وجود می آید. در زمان های قدیم گفته می شد که جادوگر مورگان که در قصه های شاه آرتور وجود داشت، قصری در آسمان داشته است و این پدیده ای جادویی است که توسط مورگان به وجود آمده است. وقتی در دریا، سراب شکل می گیرد، تصویر کشتی هایی که از دور می آیند و در پشت خط افق پنهان هستند، طوری منعکس می شود که گویا در آسمان شناورند. یکی از مشهورترین این مسیرها که بیشتر اوقات چنین سرابی در آن دیده می شود در جزیره سیسیل و تنگه سیناست. گاهی اوقات تمام شهر سینا در آسمان منعکس می شود و بسیاری از افرادی که در این مسیر کشتیرانی کرده اند بارها این شهر را به شکل معلق در آسمان دیده اند.
فرضیات یک هواشناس
هواشناس «ربندون شیلر» در مصاحبه با سی ان ان گفت: «این پدیده می تواند چند دلیل مختلف داشته باشد؛ یا جزیره ای کوچک با خانه هایی است که از انعکاس چند باره آنها روی یکدیگر، تصویری مانند برج های بلند پدید آمده است یا هولوگرامی از ناسا است که در آسمان انداخته شده و هنوز مشخص نیست که چرا از آن صحبتی نمی کنند و در نهایت می تواند دروغ و شایعه ای باشد که مردم با پخش کردن فیلم و عکس ها به آن دامن زده اند.»
احتمالات کنت بومن
«کنت بومن» دانشمندی در حوزه اتمسفر در دانشگاه ام اند ای تگزاس است. او این پدیده را با جزئیات کامل برای خبرگزاری کریستین ساینس مانیتور این طور توضیح داد: «تغییر عمودی ما از زمین سرد به هوای داغ، می تواند باعث شکست نور شود. این شکست نور بیننده را فریب می دهد تا اشیا را جایی ببیند که نیستند. در این مورد به نظر می رسد آسمانخراش های دور در آسمان معلق هستند، اما در واقع در افق دور، روی زمین قرار دارند و هرگز در آسمان معلق نبوده اند.»

یکی دیگر از مشهورترین داستان هایی که درباره دیدن اشیا در آسمان شنیده شده، مربوط به کشتی هلندی یا کشتی پرنده است. این کشتی متعلق به یک دریانورد هلندی به نام «هندریک وان درکن» بود. کاپیتان هندریک مردی مصمم و لجباز بود که حتی بزرگ ترین توفان ها نمی توانست او را از سفرهای دریایی اش منصرف کند و همچنین او به هدایتگری خودش اطمینان کامل داشت و بر این عقیده بود که توفان قادر به شکست دادن او نیست. آخرین بار نیز با وجود توفانی سنگین، کاپیتان وان بر سر حرف خود ایستاده و به همه اطمینان داد که همگی به سلامت به مقصد می رسند. آنها به سمت جنوب قاره آفریقا حرکت می کردند. کاپیتان بارها و بارها این مسیر را طی کرده بود و با تمام مسیر به خوبی آشنایی داشت، حتی به خاطر سرعتی که در رسیدن به مقصد داشت بسیاری معتقد بودند او همدست شیطان است. اما سرانجام اتفاقی باور نکردنی رخ داد.
ارسال نظر