طنز؛ خبرگزاری های عجیب و ویروس های نجیب
یکی از سرگرمی های ما در فضای شفاف خبری، تشخیص اصل و فرع اخبار و همچنین پیدا کردن واکنش مناسب نسبت به آنهاست؛ مثلا، این روزها، بحث شیوع بیماری تاب کنگو بسیار داغ شده است و ما در پیگیری صحت و سقم اخبار رسیده ممکن است زبانم لال به مشکل بخوریم.
حالت اول: با گذشته بیست دقیقه، خبری از پسر نمی شود. در دقیقه بیست تا سی، سروصداها زیاد و زیادتر می شود و معلوم است که پسر دارد بالا می آورد. خانواده در واکنشی استراتژیک صدای تلویزیون را زیاد و زیادتر می کند. دقایق سی تا چهل صدای کوبیده شدن پسر به در دستشویی شنیده می شود. مادر با نگرانی، به پدر می گوید: «خیلی نگرانشم.» پدر پاسخ می دهد: «اقتضای سنش است و من هم هم سن و سال این بودم، از این بیشتر خودم را به در دستشویی می کوبیدم.»
مادر قوت غالب قلب می گیرد و به دیدن ادامه اوکیا می پردازد. دقیقه ۱۲۰، با تمام شدن وقت اضافه دوم، پدر حالت هایی از نگرانی را در چهره اش نشان می دهد که طبیعی باشد. پسر در دستشویی مویه می کشد. دقیقه ۲۴۰، شاید هم ۲۵۰، خیلی فرق در داستان ندارد، پدر با ارائه وثیقه، بدن نیمه جان فرزند را از دستشویی بیرون می کشد و داخل اتاقش می اندازد تا مثل مار دور خودش بپیچد.
همه این برخوردهای خونسردانه به این دلیل است که خانواده در رسانه ها دیده اند که تب کنگو آن قدرها هم که می گویند کشنده نیست و اگر پایش بیفتد، خیلی هم بساز و اهل زندگی است.
حالت دوم: پسر بعد از شستن دست و رویش، خیلی سرحال، از دستشویی خارج می شود و در حال رفتن به اتاقش است که چیزی توجهش را جلب می کند. همه افراد لباس هایی شبیه لباس فضانوردی پوشیده اند. پسر دلیل این کار را می پرسد. پاسخ می دهند: «تم مهمانی امروز لباس فضانوردی است، خیلی هم کلاس دارد.» پسر میگوید: «اما امروز که مهمانی در کار نیست.» پاسخ می دهند: «مگر خودمان دل نداریم؟»
پسر به اتاقش می رود. در اتاقش از بیرون قفل می شود. هم زمان، از دریچه های کولر گاز سفیدرنگی که بوی پیف پاف می دهد وارد می شود. اقوام سببی و نسبی از شهرهای دور و نزدیک، با لباس سیاه وارد منزل می شوند. بعد از برگزاری مراسمی خودمانی، پدر و مادر نگاهی به دکتر، که از جاکلیدی داخل اتاق پسر را نگاه می کند، می اندازند و می پرسند: «آقای دکتر، امیدی هست؟» دکتر سرش را به نشانه تاسف تکان می دهد و می رود. پدر که از قدرت سرایت بیماری و لزوم پاک سازی کلیه وسایل مربوط به بیمار با خبر است، با کبریت و یک چهار لیتری بنزین به سمت اتاق پسر می رود.
علت این نوع برخورد مسئولانه نیز اخبار خبرگزاری های مختلف است که بیماری تب کنگو را بسیار خطرناک معرفی کرده اند؛ مثلا، ویدئویی پخش شده است که در آن متوفی آلوده را وکیوم پیچ، زیر جبه و در عمق سه متر مانده به هسته زمین چال می کنند. نهایتا، دست های شان را هم با اسید کلریدریک می شویند که البته به گفته همان خبرگزاری ها هیچ جای نگرانی نیست!
ارسال نظر