طنز؛ مسئله چراغ کنفوسیوس
دیروز ما یک مطلب مفصلی نوشته بودیم و تقریبا از روی همه رد شده بودیم و از روی خودمان البته سهبار رد شده بودیم، اما روزنامه که چاپ شد، دیدیم مطلب ما یک چارک ستون بیشتر نیست. چارک چیست؟ به آجر نصفه میگویند نیمه و به نصفهنیمه میگویند چارک. آقا ما را میگویی، تا دیدیم یک چارک مطلب ما کار شده، دویدیم توی کوچه و یک چارک برداشتیم و رفتیم پیش سعید که مطلب من را باز نصفهنیمه کار کردی؟ آمدم چارک را پرت کنم که سعید گفت من اصلا تقصیری ندارم و همهچیز زیر سر گیسو است.
برگشتم خانه و لپتاپ را روشن کردم و رفتم توی اینباکس صندوق پست و دیدم ای دل غافل، خودم متن را نصفهنیمه فرستاده بودم. بعد رفتم توی ورد و دیدم ایبابا، من که متن را کامل نوشتم، پس چطوری نصفه ایمیل شده؟
بالاپایین کردم و کاملا قضاقورتکی تنظیمات اماسآفیس ورد من بههم ریخته و جای کنترل + اس باید شیفت + f١٢ را بزنی. جای کنترل + زد باید آلْت + بکاسپیس را بزنی. در نتیجه من هرچی کنترل + اس میزدم، چیزی سیو و حفظ نمیشده است.
درواقع نه کسی تقصیر داشت، نه من مشکلی داشتم. مسئله اینجا بود که وقتی ستینگ ما تغییر کرده باشد، خروجی ما هم تغییر میکند. اگر ما متوجه نشویم فکر میکنیم دیگران با ما پدرکشتگی دارند.
وصیت
ما نمیتوانیم به یکی بگوییم از فلان کار استعفا بدهد چون به نظر ما سرمایهگذار آن کار ریگی به کفش دارد. درواقع ما اصلا نمیتوانیم حکم کلی درباره دیگران بدهیم. ما خیلی هنر کنیم باید خودمان مواظب باشیم جایی نخوابیم که آب زیرمان برود. به قول کنفوسیوس یا دکتر شریعتی یا پروفسور حسابی که گفت: ما در تاریکی قدم برمیداریم و چراغ را گرفتهایم پشتسرمان تا دیگران را هدایت کنیم.
نظر کاربران
از سوفیا چه خبر