فاجعه پلاسکو از نگاهی دیگر
فاجعه پلاسکو تبعات سنگینی از لحاظ اقتصادی بر دوش بسیاری تحمیل خواهد نمود. مالکان، کارگران، فروشندگان و بسیاری دیگر چه مستقیم و چه غیرمستقیم که با پلاسکو تابع بودند، ماه های سختی را در پیش رو خواهند داشت.
به فاجعه ساختمان مکعب مستطیل پلاسکو تهران باید از چندین منظر نگریست.
۱. اخلاق گرایانه ولی کمی محتاط اگر به موضوع چرایی فاجعه ساختمان پلاسکو بنگریم، ابتدا باید به حدود ۳۷ سال پیش بازگردیم.
به زمانی که سازمان بنیاد مستضعفان تشکیل شد. تقریبا ۱۵ روز پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، با دستور مستقیم بنیانگذار جمهوری اسلامی به روسای شورای انقلاب، موسسه ای با نام بنیاد مستضعفان به سرپرستی علینقی خاموشی آغاز به کار نمود که وظیفه اش رسیدگی و سامان دادن به اموال مصادره شده شاه مخلوع ایران و خانواده اش و حدود ۳۵۰ خانواده از وابستگان و اطرافیان نسبی، سببی، لشگری، کشوری، درباری و حدود ۵۳ نفر از کارخانه داران و صاحبان سرمایه و بازرگانان مطرح ایران با هدف بازپس گیری اموال غصب شده بیت المال از دست غاصبین و عودت این اموال به صاحبان اصلی که مردم ایران علی الخصوص فقرا و مستضعفان هستند تشکیل شد.
دستورالعمل و اساسنامه سازمان تاکید گردیده است. کاهش استضعاف مادی و فرهنگی مستضعفان، حداکثر نمودن ارزش ترکیب بهینه دارایی و سهام، رشد بازده کل اقتصادی رشته فعالیت ها از عمده اهداف این بنیاد خواهد بود.
به دلیل مصون ماندن بنیاد مستضعفان از بازی های سیاسی دولت ها، مقرر شد از لحاظ حقوقی نه موسسه ای دولتی محسوب بشود و نه شرکت خصوصی، بلکه موسسه ای عمومی باشد که ضمن معاف دائم از مالیات که البته با زیرکی از همان ابتدا به معاف از اظهار نیز تعبیر و عملی نمودند، دولت ها نیز اجازه هیچ گونه دخالتی در امور آن را نداشته باشند.
اظهارنامه مالیاتی با معاف مالیاتی دو مقوله جدا از هم است. در اظهارنامه مالیاتی روند کار در بازه زمانی مشخص اعلام می شود و معافیت مالیاتی، عدم پرداخت سهم دولت دز درآمد است. در مقوله بنیاد حتی اظهار مالیاتی صورت نگرفت که دولت نداند سرنوشت اموال مصادره ای در چه شرایطی است.
فراغ از موضوعیت مصادره اموال شاه و اطرافیان او، چرایی و چگونگی مصادره اموال بیش از ۵۰ نفر از صاحبان سرمایه که عمدتا صاحبان صنایع بودند مبحث و موضوعی است که تا به امروز هیچ محقق و رسانه و سازمانی به صورت مستقل به آن نپرداخته است. فضای ملتهب حاکم بر مردم و مسئولین انقلابی منجر به تفکری شده بود که داشتن ثروت در قامت کلان حتما از کسب مال نامشروع است و می بایست به بیت المال بازگردد.
در خاطرات علینقی خاموشی اولین رییس این بنیاد متعلق به مستضعفان که جالب است بعد از حدود دو سال ریاست، بالغ بر سی سال عضو اصلی اتاق بازرگانی هم شد آمده است در زمان مصادره اموال در اوایل انقلاب، خیلی ها مظلوم واقع شدند که نمونه اش یکی همین آقای محمد تقی برخوردار صاحب شرکت پارس الکتریک، قوه پارس، پارس توشیبا، شرکت پوشش، لامپ پارس و چندین شرکت بزرگ دیگر که واقعا مرد شریفی بود.
این آقای محمد تقی برخوردار یکی از مهم ترین عوامل تاسیس و رشد صنایع لوازم خانگی در ایران بود. اوایل دهه ۶۰ زمانی که ما در اتاق بازرگانی جریان وام ها را راه انداختیم و به واحدهای تولیدی وام پرداخت می کردیم همین آقای برخوردار هم پیش ما آمدند و حرف جالبی زدند. ایشان گفتند از میان کارخانه هایی که بنده (یعنی آقای برخوردار) سهام دار آن هستم، اگر کسی پیش شما آمد و وام خواست شما ندهید و بگویید برو پیش خود برخوردار. قصد او این بود که مشکل مالی کارخانه ها را خودش حل کند. حالا اموال چنین آدمی را آن زمان مصادره کردند.
البته آقای خاموشی در خاطرات شان عنوان نکردند که با شناختی که داشتند و دو سال ریاست بر چنین سازمان عرض و طویل و قدرتمندی، چرا برای احقاق حق ایشان مطالبه و تلاشی نکردند. گستردگی مصادره کارخانجات و شرکت های موفقی در زمینه لوازم خانگی، کفش، نساجی، بهداشتی، روغن خوراکی، دارو، صنایع غذایی و نوشیدنی و خودروسازی و غیره که اختیارش در ید قدرت سازمان مستضعفان قرار گرفت به بیش از ۸۰۰ شرکت در حال فعالیت و مطرح و در حال توسعه که نبض اقتصاد تولید کشور بود رسید.
محاسبه همه این کارخانجات و واحدهای تولیدی به غیر از انبوه املاک و مستغلات ارزشمندی است که با مصادره در اختیار بنیاد قرار گرفته است تا جایی که در مقاطع زمانی نسبتا طولانی آن را بزرگ ترین ملاک ایران می نامیدند.
ساختمان پلاسکو یکی از ده ها هزار ساختمان گرانبهایی بود که تحت تصرف و تعلق این سازمان بود و هست. سازمانی که هدف و فلسفه تشکیل آن مصادره نمودن اموال مصادره شده مردم توسط یک عده خاص و بازگرداندن آن به مردم عادی بود.
۲. سیاست، گویا اساس و سرنوشت این ساختمان بود. در حالی که این ساختمان هرگز یک ساختمان سیاسی نبود ولی قضا چنان بود که از ابتدای ساخت آن در سال ۴۱ تا تخریب این ساختمان در دی ماه ۹۵ ناخواسته در سیاست دخالت ویژه ای داشته باشد.
صاحب و سازنده این برج نوین که در دهه ۴۰ شمسی بلندترین ساختمان ایران بود و تا قبل از آن زمان، ساختمان باشگاه افسران با چهار طبقه بلندترین ساختمان شمرده می شد. حبیب الله القانیان سرمایه دار و رییس انجمن کلیمیان بود.
القانیان از نخستین غیرنظامیان و شاید نخستین یهودی اعدامی پس از انقلاب بود. اعدام او به عنوان فرد پرنفوذ در جامعه کلیمیان موقعیت دیگر یهودیان در ایران را متزلزل ساخت و موج مهاجرت یهودیان از ایران پس از اعدام او به شدت افزایش یافت. از نکات جالب توجه این ساختمان، همسایگی با سه سفارت مهم و تاثیرگذار در تاریخ ایران است و اشراف بصری در آن دوره تاسیس بر ساختمان های اطراف است.
سال ها پیش دوست سیاست زده ای مدعی سرسخت این ادعا بود که این ساختمان به دستور و توسط روسای یهودی رژیم اشغالگر قدس در زمان شاه و به قصد و نیت خاصی ساخته شده است. دلیلش هم این بود که تهران این همه جا و زمین خالی داشت، چرا باید در همسایگی سفارت این سه کشور ساخته شود؟ این ساختمان می خواست تسلط و قدرت و سایه اش بر تمام دنیا توسط آژانس یهود را به رخ دیگران بکشد.
یهودیت به عنوان دین آسمانی و دارای کتاب، مورد پذیرش قانون اساسی ایران است. محاکمه او بیشتر به خاطر حمایت مالی و معنوی از اسرائیل که در اتهامات هشت گانه او در دادگاه تماما به این موضوعات با استناد به اسناد ساواک پرداخته شده است. القانیان هرگز اتهامات خود را نپذیرفت و سرانجام اعدام شد. اعدامش با واکنش سریع دولت آمریکا روبرو شد و واشنگتن با محکوم کردن آن در اواخر اردیبهشت 1358 قطعنامه ای را در سنای آمریکا علیه ایران تصویب کرد.
این قطعنامه با انتقاد شدید امام خمینی و نیز گروه ها و جریانات در داخل کشور مواجه شد. دولت موقت در اثر این انتقادات از پذیرش والتر کاتلر سفیر جدید آمریکا در ایران خودداری کرد. این امر به تیرگی روابط دو کشور انجامید و در ادامه با پذیرش شاه در آمریکا و اشغال سفارت این کشور توسط دانشجویان به اوج رسید و روابط رسمی ایران و آمریکا در اثر این رویدادها در فروردین 59 قطع کامل شد.
بعد از انقلاب و مصادره این ساختمان به نفع بنیاد، سرقفلی بیشتر واحدها به مرور زمان به خریداران واگذار شد و صنف پوشاک ایران را با شناسنامه ساختمان پلاسکو می شناختند ولی نقطه اوج سیاسی این ساختمان شاید در زمان پایان تراژدیک و غم انگیز این سازه تمام فولادی باشد.
تقابل گروه های سیاسی در متهم کردن یکدیگر به کوتاهی در بروز فاجعه ساختمان پلاسکو از یک سو و همزمانی بروز این فاجعه با مهم ترین خبر 27 سال گذشته در تاریخ سیاسی ایران یعنی فوت آیت الله هاشمی (رحمت الله علیه) از سوی دیگر درجه حرارت این منازعات را همچون درجه حرارت در زیر آوارها را به شدت بالا برده است.
زمان نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری و شائبه حضور چندین باره شهردار تهران به عنوان مسئول مستقیم فاجعه پلاسکو در رقابت های انتخاباتی، «حادثه» قطار تبریز مشهد و تفاوت در واکنش ها، بررسی و مرور نقش اعضای شورای شهر در بروز فاجعه پلاسکو (شهردار فعلی با لطف رأی دو ورزشکار معروف شهردار باقی ماند) از جمله عوامل ملتهب آور در این فاجعه هستند.
۳. اقتصاد تپنده در ساختمان پلاسکو هرگز از حرکت کامل باز نایستاد. در مقاطعی از بحران ها، اقتصاد جاری در این ساختمان کند شد ولی همواره ساختمان پلاسکو به شلوغی و بی نظمی به خاطر ازدحام معروف بود. هر تهرانی حداقل برای یک بار هم که شده این ساختمان را از نزدیک دیده است.
در تمام دنیا کوتاهی و اختصار آدرس محل کار به نوعی یک برتری و شاخص محسوب می شود. صاحبان سرمایه ای که در آن سال ها در این ساختمان دفتری برای کار داشتند، آدرس شان چنین بودن؛ ایران، تهران، ساختمان پلاسکو. دوران شکوه این ساختمان تا قبل از انقلاب بود. بعد از انقلاب تا پایان دوران این سازه، دوران اقتصادی این ساختمان بود.
فاجعه پلاسکو تبعات سنگینی از لحاظ اقتصادی بر دوش بسیاری تحمیل خواهد نمود. مالکان، کارگران، فروشندگان و بسیاری دیگر چه مستقیم و چه غیرمستقیم که با پلاسکو تابع بودند، ماه های سختی را در پیش رو خواهند داشت. خلأ نبود این ساختمان به زودی در خیابان جمهوری تهران خود را نشان خواهد داد. کسر مقدار قابل توجه از املاک تجاری، تاثیر مستقیم بر دیگر واحدها خواهد داشت هر چند شائبه عدم امنیت تقاضای بیرونی را کاهش دهد.
۴. فرهنگ همچون سیاست، در فاجعه پلاسکو تقابل دو نوع تفکر و نگرش بود. از یک سو مردم هیجان زده که گویی هنوز در عصر غارنشین ها با دیدن دود از یک سو می بایست به محل دود هجوم ببرند تا ببینند که این دود علامت و فرستاده چه نوع پیامی است. گویی انگار در عصر ارتباطات به سر نمی برند. بیان لفظ غارنشینی سلب ادب به آن عده نیست بلکه تعریف یک رفتار و واکنش آنها به چنین رخدادی است.
در مذمت این نوع واکنش های دوران غارنشینی در این مدت کوتاه بسیار گفته و خوانده شده است ولی یک نکته که مغفول مانده است چرایی تکرار رفتارهای غارنشینی توسط مدعیان گذر از دوران غارنشینی است. در تورهای گردشگری دنیا فاجعه گردی نیز در لیست سفرها گنجانده شده است و امری معمول است.
در گذرگاه های ورودی هر شهری، در تابلویی در یک جمله آن شهر را معرفی می کنندتا مسافری که برای اولین بار به آن شهر وارد می شود، ذهنیت غالب از آنچه که در آن شهر خواهد دید به دست بیاورد. مثلا در همین نزدیکی تهران، شهر کرج در آستانه ورودی آن نوشته اند به ایران کوچک خوش آمدید.
نظر کاربران
خدا بیامرزش،زمان همه چیزو مشخص میکنه.........
نویسنده بیشتر از اینکه به پلاسکو بپردازه قالیباف تخریب کرده ...بهتربود برا برخورد قطارها به اخوندی هم اشاره ای می کرد
نان به نرخ روز خورها
سانسورچی بچاپ
پاسخ ها
شماها چه نفعی میبرید از این همه تعصب؟به جای اینکه به فکر کشور و مردمتون باشید به فکر یک سری آدم قدرت طلبید
نویسنده بیشتر از اینکه به پلاسکو بپردازه قالیباف تخریب کرده ...بهتربود برا برخورد قطارها به اخوندی هم اشاره ای می کرد
نان به نرخ روز خورها
سانسورچی بچاپ
همین جماعت غارنشینو خوب اومدی
پناه برخدا بی تفاوتی وبی مسئولیتی و رفع تکلیف و فرا فکنی در اغلب عرصه ها موج میزند