آتش بس بین عروس و مادر شوهر؟!
از روزي كه عروسها عروس شدند و مادرها مادرشوهر اين سابقه سوءتفاهم و اختلاف وجود داشته. اما اينهمه انرژي كه در طول تاريخ به پاي اينگونه اختلافات ريخته شده، اين همه خون دلها و اشكها كه اين درخت نامبارك را آبياري كرده و اين همه رنج و غصه كه بر عروسها و مادرشوهرها در طول تاريخ بشريت روا شده به چه دليل بوده است؟
انگار از روزي كه عروسها عروس شدند و مادرها مادرشوهر اين سابقه سوءتفاهم و اختلاف وجود داشته. اما اينهمه انرژي كه در طول تاريخ به پاي اينگونه اختلافات ريخته شده، اين همه خون دلها و اشكها كه اين درخت نامبارك را آبياري كرده و اين همه رنج و غصه كه بر عروسها و مادرشوهرها در طول تاريخ بشريت روا شده به چه دليل بوده است؟ به راستي راهي براي حل اين اختلافات وجود نداشته و ندارد؟ به راستي عروس و مادرشوهرهايي نبودهاند كه با هم روابط خوبي داشته باشند و در اين ۴روزه عمر اوقات خوشي را با هم سپري كرده باشند؟ نبودهاند كساني كه از لذت با هم بودن لبريز باشند و به خوبي و خوشي با هم زندگي كنند؟ اگر دغدغه رابطه مناسب با مادرشوهر براي شما هم يك دغدغه ذهني مهم بوده و هست، اگر از رابطه همسرتان با مادرش رنج ميبريد و نميدانيد چه كار بايد بكنيد، اگر ميخواهيد روابط صميمي و لذتبخشي با خانواده همسرتان داشته باشيد و خلاف اين قاعده نامبارك تاريخي را اثبات كنيد با ما همراه باشيد تا ريشهها و راهكارهاي روابط سالم و صميمي ميان عروسها و مادرشوهرها را با هم مرور كنيم.
روابط خودتان را مديريت كنيد
بايد در نوع نگاه خود به مادر شوهر و پيشداوريهاي ذهني در اين زمينه تجديد نظر كنيد تا زندگي شيرين و سرشار از محبت و شادي را تجربه كنيد. اما چگونه؟ چه راهكارهايي براي غلبه بر احساس حسادت نسبت به رابطه همسر شما با مادرش و جلب محبت مادرشوهر و احيانا اصلاح رفتار نامناسب او وجود دارد؟ در ادامه چند توصيه مهم در اين زمينه را با هم مرور ميكنيم.
سعي كنيد در رابطه با مادرشوهرتان و محبت كردن به او دست پيش را بگيريد؛ يعني هميشه سعي كنيد قدم اول در ابراز محبت و علاقه را شما برداريد و منتظر ابراز علاقه از طرف مادرشوهرتان نمانيد. براي اين كار راههاي خلاقانه زيادي وجود دارد. ميتوانيد هنگامي كه مادرشوهرتان با منزل شما تماس ميگيرد و با پسرش صحبت ميكند شما بهطور داوطلبانه با او صحبت كنيد و ابراز محبت و دلتنگي كنيد. يا ميتوانيد ماهي يكبار يا چندبار غذاي سادهاي تهيه كنيد و از همسرتان بخواهيد كه شما را به منزل مادرش ببرد و دور هم غذايي بخوريد. حتي ميتوانيد بعضي وقتها تنها يا همراه بچهها سرزده و بدون حضور همسرتان به منزل مادرشوهرتان برويد. پيشقدمشدن در تهيه هديه در روز مادر، روز تولد، سالگرد ازدواج و مناسبتهايي از اين دست هم راه ديگري براي ابراز علاقه شما به مادرشوهرتان است.
سعي كنيد به جاي اينكه ميان رابطه مادرشوهر و همسرتان قرار بگيريد در كنار همسرتان به مادر او عشق بورزيد و در مسابقه محبت از او سبقت بگيريد.
دقت كنيد كه قرار نيست شما براي همسر يا مادرشوهرتان نقش بازي كنيد و قرار است در يك فرايند تدريجي شما مادرشوهرتان را از صميم قلب دوست بداريد.
براي آنكه آرامش داشته باشيد و حس نكنيد وسط يك ميدان مبارزه قرار گرفتهايد، بهتر است مادر همسرتان را دوست بداريد و ارتباط خوبي با او برقرار كنيد. سعي كنيد مادرشوهرتان را مانند مادرتان دوست بداريد. البته قطعا شما نميتوانيد مادرشوهرتان را به اندازه مادرتان دوست داشته باشيد اما ميتوانيد او را از جنس دوست داشتن مادرتان دوست داشته باشيد.
در ابراز محبت و خوبي كردن، نيت كار خير و رضاي خدا را درنظر بگيريد و هرگز بهدنبال پاسخ يا تشكر خانواده همسرتان نباشيد. اگر بتوانيد به اين مرحله برسيد آنگاه به آرامشي باور نكردني دست خواهيد يافت.
هيچگاه نكات منفي خانواده همسرتان را با همسرخود در ميان نگذاريد. اگر زماني مسئلهاي شما را بهشدت آزرده كرد و نكتهاي را به همسرتان گوشزد كرديد حتما در كنار آن از نكات مثبت و خوبيهاي آنها نيز ياد كنيد تا باعث موضعگيري همسرتان نشود.
اتفاقات بد را به سرعت فراموش كنيد و سعي نكنيد دائما آنها را به ياد بياوريد. همه انسانها نقطه ضعف دارند و شما بايد سعي كنيد اشتباهات آنها را ببخشيد و فراموش كنيد. در مقابل، اتفاقات خوب را بهخاطر بسپاريد و سعي كنيد در قبال آنها بازخورد مثبتي از خود نشان دهيد. كش دادن اتفاقات ناگوار چيزي جز احساس خشم و نفرت عايد شما نميكند.
عشق و محبت ميان مادرشوهر و همسرتان را بپذيريد و آن را به رسميت بشناسيد. آنها مادر و فرزند هستند و بايد عاشقانه يكديگر را دوست بدارند و اين دوست داشتنشان را ابراز كنند. اين عشق و محبت از چشمهاي ديگر جاري ميشود و چيزي از سرچشمه عشق و محبت ميان شما و همسرتان كم نميكند. پذيرفتن و نشان دادن همين موضوع تا حدود زيادي مشكلات ميان شما و مادرشوهرتان را حل خواهد كرد.
به ياد داشته باشيد لازم نيست همه صحبتها و رفتارها را جدي بگيريد و درصدد پاسخ به آنها بربياييد. بعضي از رفتارها و صحبتها و كنايهها را از سر شوخي برداشت كنيد و آنها را نشنيده بگيريد. باور كنيد با اين كار روح و روان شاداب و سالمتري خواهيد داشت.
سعي كنيد ميان رفتوآمد با خانواده خودتان و رفتوآمد با خانواده همسرتان تعادل برقرار كنيد. معمولا همه گمان ميكنند كه بهصورت پيش فرض، رفتوآمد خانوادهها با خانواده خانم خانه بيشتر است اما شما نبايد اجازه بدهيد اين رفتوآمد از حد معمول خارج شده و تفاوت فاحش آن با رفتوآمد شما با خانواده همسرتان، باعث بهوجود آمدن حساسيت و دلخوري نزد آنها شود. اين حساسيتها در مواقعي همچون ايام خاص سال، عيدها و زمان تولد و كودكي نوهها بيشتر ميشود و شما بايد بيشتر مراقب باشيد.
چرا رابطه با خانواده همسر اهميت دارد؟
عروس خانمها در برابر مسئله برقراري رابطه صحيح با خانواده همسر رفتارهاي متفاوتي از خود نشان ميدهند. عدهاي سعي ميكنند تا با دور كردن همسرشان از خانواده و مادرش، او را براي خود نگه دارند و تلاش ميكنند به كلي رابطه خود و همسرشان را با خانواده او قطع كنند. عده ديگري رابطه كج دار و مريزي را در پيش ميگيرند و با هر بار برخورد با خانواده همسر يا ديداري كه ممكن است پيش بيايد دعوا و درگيري به راه مياندازند و هزينه ديدار و رابطه با خانواده همسرشان را آنقدر بالا ميبرند كه تنها به قدر ضرورت و اجبار باقي بماند. عدهاي هم دوستانه و از سر محبت سعي ميكنند تا رابطهاي سالم و محبتآميز با خانواده همسرشان داشته باشند. اگر شما از ۲ دسته اول هستيد بايد بدانيد كه خود و خانوادهتان را از مزاياي زيادي محروم ميكنيد و بار سنگيني را به دوش خود ميگذاريد. مسئلهاي كه در اينجا وجود دارد حق والدين بر فرزندان و اثر وضعي خير و بركت دعا و رضايت آنها يا خداي ناكرده نارضايتي و دلخوري آنها از فرزندان است كه دنيا و آخرت شما و همسر و فرزندانتان را تحتتأثير قرار ميدهد.
حتي اگر شما موفق شويد بهطور كامل رابطه همسر و فرزندانتان را با خانواده همسرتان قطع كنيد و اين كار تأثيري بر روابط فيمابين شما و او نگذارد (كه البته اين تقريبا غيرممكن است) سنگيني بار قطع صلهرحم و دور كردن يك مادر و فرزند از يكديگر و بار گناه اين مسئوليت بر دوش شما سنگيني خواهد كرد و علاوه بر بار گناه و مسئوليت آن، اثرات نامطلوب آني و لحظهاي در اين دنيا و بر زندگي شما و فرزندانتان خواهد گذاشت. از سوي ديگر، دوري از خانواده همسر شما نهتنها ميتواند شما را از مزايايي همچون حمايت مادي و معنوي در مشكلات، نگهداري از فرزندان در مواقع خاص ومزايايي از اين دست محروم كند بلكه فرزندان شما را از بخش مهمي از هويت و اصالت خود و فرايند اجتماعيشدنشان محروم ميكند. رابطه با خانواده همسر و اقوام باعث ميشود احساس هويت در بچهها تقويت شده و آنها شخصيت و اصالت خانوادگي كسب كنند و غيرمستقيم از اثرات تربيتي حضور در جمع خانواده استفاده كنند.
درگوشي با آقايان
شما ثمره يك عمر خون دل خوردن و زحمت كشيدن مادرتان هستيد. او زحمات زيادي را براي شما متحمل شده و شما تا پايان عمر وظيفه داريد سپاسگزار زحمات او بوده و به او عشق بورزيد و او را مورد توجه و دلجويي خود قرار دهيد. مادر شما پس از ازدواجتان نگران است كه مبادا توجه و علاقه شما به او كم شده و همسر شما جاي او را در قلبتان بگيرد. تلاش كنيد تا با توجه و محبت بيشتر به او بفهمانيد كه هرگز در زندگي شما، كسي جاي او را نخواهد گرفت.
از همان ابتداي زندگي بهصورت معقول و بدون افراط و تفريط جايگاه مادرتان را براي همسرتان تبيين كنيد و به او تأكيد كنيد كه محبت و احترام به مادرتان جايگاه ويژهاي در ذهن شما دارد.
براي همسرتان از هر چيزي مهمتر در زندگي، تسخير قلب شما و يكهتاز بودن در عرصه قلب و عشق شماست. شما بايد بهگونهاي رفتار كنيد كه همسرتان از عشق و توجه شما لبريز و سرشار شود و نسبت به اين مسئله اطمينان قلبي پيدا كند. در اين صورت شما ميتوانيد به همسرتان بگوييد كه او يگانه عشق زندگي شماست اما مادرتان هم در قلب شما جايگاه ويژهاي دارد و اين محبت مادرانه با عشق به همسر در تناقض و رقابت نيست. اينها را فقط شما با مديريت روابط خود ميتوانيد نشان بدهيد.
به ياد داشته باشيد مادر شما هرقدر هم كه محرم رازتان باشد و منطقي بتواند به موضوعات نگاه كند، باز هم «مادر» شماست؛ پس اگر مشكلي با همسرتان داريد و از چيزي ناراحت هستيد، آنها را به او نگوييد و مراقب وجهه همسرتان بهعنوان عروس خانواده باشيد؛ چراكه شما و همسرتان بعد از حل شدن مشكل، آشتي ميكنيد و خيلي زود فراموش ميكنيد اما مادرتان نميتواند فراموش كند و اين مسائل در نوع نگاه او به عروسش اثر ماندگار خواهد گذاشت.
همواره سعي كنيد انتقادات مادر و همسرتان از يكديگر را نزد خود نگهداشته و منتقل نكنيد و به جاي آن كوچكترين نكات مثبت و ابراز محبتهاي طرفين را تقويت كرده و به مادر يا همسرتان منتقل كنيد.
پس از مراجعت از منزل مادرتان بيش از پيش با همسرتان مهربان باشيد و به هيچ وجه دلخوري و انتقادي از همسرتان ابراز نكنيد.
گاهي ممكن است ميان مادر شما و همسرتان اختلافي پيش بيايد. در اين مواقع لازم نيست شما بهصورت علني وارد كارزار شويد. بهصورت غيرعلني با مادر و همسرتان جدا جدا صحبت كنيد و سعي كنيد سوءتفاهمات را برطرف كنيد. به هيچ وجه از طرف مقابل پشتيباني يا حمايت صددرصد نكنيد و تلاش كنيد نگاهها را به هم نزديك كنيد. به مادرتان بگوييد كه او با تجربه است و از او انتظار ميرود تا اختلافات را مديريت كند. به همسرتان هم بگوييد او جوان و باحوصله است و بايد نسبت به مادرتان كه كمحوصلهتر است با سعه صدر و مديريت بيشتري رفتار كند. هر چقدر با هردوي آنها با محبتتر رفتار كنيد اختلاف زودتر حل خواهد شد.
هميشه بهخاطر داشته باشيد كه مديريت رابطه همسر شما و خانوادهتان و بهخصوص مادرتان برعهده شماست و اين شماييد كه بايد با ظرافت و دقت و خلاقيت و ابراز محبت و توجه كافي به طرفين، رابطه ميان اين دو را به خوبي تنظيم كنيد.
دو روايت از دو نگاه
دوست داشته باشيد يا نه، بعد از رابطه ميان شما و همسرتان، رابطه با مادر همسرتان يا همان مادرشوهر شما از مهمترين رابطههايي است كه در طول زندگي مشترك با آن روبهرو هستيد و بايد به فكر بهبود آن باشيد. در اين ميان اما زاويه نگاهها و روايتهاي مختلفي وجود دارد.
روايت اول: تصور كنيد كه بعد از ماهها رنج و سختي شما صاحب فرزندي شدهايد. تمام هم و غم و انرژي جسمي و روانيتان را طي سالها و از دوران جواني تا ميانسالي صرف تربيت و پرورش او كردهايد و حالا او به سن جواني و شكفتگي رسيده. حالا شما بايد با دستان خودتان درخت تنومندي را كه روزي بذر ناچيزي بوده و با زحمات شما به اينجا رسيده دودستي به كس ديگري بسپاريد و جلوي چشمانتان شاهد صميميت و محبت دلبندتان با كسي ديگر باشيد، حالا بايد نگران او باشيد كه چه ميخورد، چگونه با او رفتار ميشود، آيا از زندگياش راضي است يا نه و هزار دلواپسي و نگراني ديگر.
روايت دوم: شما با يك دنيا اميد و آرزو به همسري كسي درآمدهايد كه ميخواهيد همه دنياي شما باشد و شما همه دنياي او را پر كنيد. از محبت لبريزش كنيد و او شما را از محبت سيراب كند. ميخواهيد تا همه توجه و علاقه او را معطوف بهخود كنيد و تحمل نداريد ببينيد كه همسر شما به شخصي بيشتر از شما نزديك است. حالا در اين ميان ميبينيد كه زن ديگري در اين علاقه و محبت با شما شريك شده.
اين دو روايت روايتهاي تلخي هستند كه در پس ذهن همه مادرشوهرها و عروسهايي كه با هم اختلاف دارند جاخوش كرده و متهم رديف اول همه مشكلاتي هستند كه ميان آنها بهوجود ميآيد.
اينگونه ببينيد: واقعيت چيز ديگري هستند. مادري كه يك عمر فرزندش را با خون دل و تلاش و زحمت بزرگ كرده، رقيب و هووي زني كه همه بنياد آرزوهاي خود را بر محبت و عطوفت همسرش بنا كرده، نيست. علاقه و محبت به مادر و توجه به خواستههاي او از جنس ديگري است و با نوع محبت و علاقه و توجهي كه به خانم خانه ميشود تفاوت دارد. همسر شما اگر به بلوغ عاطفي رسيده باشد، ميتواند در عين حال كه يك پسر خوب و مهربان است و به مادرش توجه ميكند، براي شما هم چيزي كم نگذارد و احساس منفي در شما ايجاد نكند؛ البته اگر زيادهخواه نباشيد و بپذيريد كه توجه او به مادرش منافاتي با علاقهاش به شما ندارد و عينكهاي سوءتفاهم و بدبيني را كنار بگذاريد. به رابطه بين خود و مادر و پدرتان نگاه كنيد. آيا محبت شما به مادرتان مانعي براي دوست داشتن همسرتان است؟ آيا اينكه شما عاشق پدرتان هستيد و به خواستههاي او توجه ميكنيد مانعي بر سر راه توجه و محبت و علاقه شما به همسرتان است؟ قطعا اينطور نيست. پس همانطور كه خودتان در عين توجه و محبت به پدر و مادرتان عاشق و شيفته همسرتان هستيد و اين دو حيطه از هم مجزا هستند، بدانيد كه براي همسرتان هم رابطه با شما و مادرش از ۲ جنس و ۲ حيطه مجزاست و سهم هر كس مخصوصخود است.
نظر کاربران
الان دیگه مثل قدیم نیست رابطه مادر شوهر و عروس خیلی بهتره من الان کمتر کسی رو میبینم که مثل قدیما با هم مشکل داشته باشن.
اما هنوز هم خیلی وقتها اختلاف هست نمیشه گفت همیشه تقصیر عروسه یا مادر شوهر اما خیلی وقتها توفعات بی جا باعث این اختلافات است
این قسمت از متن "تصور كنيد كه بعد از ماهها رنج و سختي شما صاحب فرزندي شدهايد. تمام هم و غم و انرژي جسمي و روانيتان را طي سالها و از دوران جواني تا ميانسالي صرف تربيت و پرورش او كردهايد و حالا او به سن جواني و شكفتگي رسيده. حالا شما بايد با دستان خودتان درخت تنومندي را كه روزي بذر ناچيزي بوده و با زحمات شما به اينجا رسيده دودستي به كس ديگري بسپاريد و جلوي چشمانتان شاهد صميميت و محبت دلبندتان با كسي ديگر باشيد، حالا بايد نگران او باشيد كه چه ميخورد، چگونه با او رفتار ميشود، آيا از زندگياش راضي است يا نه و هزار دلواپسي و نگراني ديگر." یعنی چی؟؟؟ پسری که به استقلال عاطفی نرسیده حق ازدواج نداره. اگه اینطوره باید پسرشو برا خودش نگه دارن.اینکه یه عمر برا بچه شون زحمت کشیدن وظیفه هر پدر و مادری هست. مگه خانواده دختر براش زحمت نکشیدن؟ همینطوری بزرگ شده ؟ اصلا حرفتون منطقی نیست .من خودم به احترام به بزرگترها خیلی خیلی اهمیت میدم. ولی این عواطف بیش از حد و دست و پاگیر، اجازه استقلال رو از زوج ها میگره.
به خدا قسم من هفت ساله که ازدواج کردم هر چی بدی میتونست به من کرده بعضی وقتها با اینکه شوهرم و خیلی دوست دارم از ازدواج با اون پشیمون میشم و میگم ای کاش هیچ وقت ازدواج نمیکردم
به نظر من هیچ وقت یه مادرشوهر و عروس با هم خوب نمیشن. شاید در ظاهر مادرشوهر بگه مثل دختر میمونی یا عروس بگه مثل مادرم، ولی حقیقتا اینطور نیست و هیچوقت نمیشه. من خیلی سعی کردم با خانواده همسرم مثل خانواده خودم برخورد کنم اما نتیجه نداد ، دید اونها مثل وسیله ایه برای سرگرمی بچه های خودشون، ازشون متنفرم
ب نظرتون الان سایت شما دو طرفه نسبت ب رابطه ی عروس و مادر شوهر قضاوت کرده؟؟؟من ک همچین چیزی ب چشمم نخورد..همش درباره برخورد عروس با مادرشوهر بود,یکمم درباره برخورد مادر شوهر با عروس بگین راه دوری نمیره ها!!!هیچ چیزی یه طرفه به ثمر نمیرسه...از قدیم گفتن برا کسی بمیر ک واست تب کنه...والسلام
هر چي كه بهشون محبت ميكني پر روتر ميشن و بيشتر دخالت ميكنن
انشالا مادر شوهر هایی چشم دیدن زندگی بچه هاشو نو ندارن زودتر از موید مقرر بمیرن ...
من هنوز دو ماه نشده عروسی کردم دلم از دخالت ها و مسخره بازی های مادرشوهرم خونه ...
در یک کلام زن جماعت همه جوره کرمو ان
منم با نظر شيما موافقم منم هر قدر محبت كردم بيشتر دخالت كردن انقدر كه رابطه ها قطع شد البته به سطح فرهنك وشعور خانواده مقابل بستكي داره باز مال من كه هر كي ديده كفته خانواده داغوني داره
واقعا اصلا نمیشه باهاشون صمیمی یا معمولی بود چون اصلا نمیشه فقط اگر خیلی باگذشت باشی میشه حفظ ظاهر کرد برای حفظ زندگی
به
من زیاد به مادرشوهرم محبت کردم ولی اون اینو وظیفه من میدونه وتوقعاتش بیشتر شده ولی من دیگه مثل قبل بهش رونمیدم .باید بفهمه منم زندگی دارم بچه دارم باید به اونا هم برسم.
دیدگاه وراه رابطه درستی که شمامیگید من قبول ندارم حتمأشما آقا هستید ومیخواید ما بله قربان گوی مادر شوهر باشیم ؟نه من نیستم
سلام من با نظر مریم و هدی و سما واقعا موافقم. من نمونه یک عروس زیر پا له شده توسط مادر شوهرم. یک حقیقت وجودداره و تنها یک حقیقت مادر شوهرا انتظار دارن ما مثل مامان برا پسراشون و عین کلفت آشپزخونه برا خودشون باشیم . والسلام. حالا فرض کن محبتم که پسرش به عروس ابراز کنه حسودی میکنه میگه چرا به مادرش محبت نکرد به عروس کرد .فکرشون باز نیست نمیفهمن عروس هم در عوض به پسرشون از همه لحاظ محبت میکنه. من از ته دل معتقدم همسر به پسر خیلی نزدیکتر از مادر به پسره. چون داره با پسر زندگی میکنه حتی از خصوصیترین ویژگیهای پسر باخبره.شوهر من که توسط مادرش بزرگ نشده مادر بزرگش اونو بزرگ کرده تازه شش ماه بیشتر شیر مادرشو نخورده مادرش اینطوری بامن تا میکنه وای به روزی که اون بزرگش میکرد. به خدا خود شوهرم از دست برخورد مادرش با من خسته شده من دیگه نمیخوام ببینمش ولی به همسرم میگم اون هروقت دوست داشت به دیدن مادرش بره ولی منو نبره.همین و بس. الهی همه عروسا از دست توقعات مادر شوهر راحت وآزاد باشن.
سلام به نظر منم لیاقت ندارن واسه منم اینقدر دخالت و پشتیبانی کور کورانه از پسرشون کردن که پاشونو بریدم الانم چون رابطه قطع شده شوهرم ناراحته و از چشم من میبینه خانواده منم نمیان
فقط مرگشونو از خدا میخوام
سلامم من یک مادرشوهرم نظرات تند و اهانتهای عده ای از شما عروس خانم هارو خوندم خودم هم عروس خانواده ای هستم هم مادرشوهرم خواهش ما از شما اینه که دورمون نزنید خدا وکیلی با ما صداقت داشته باشید درکش شاید براتون زود باشه الهی بزودی مادرشوهر بشید
پاسخ ها
سلام . به نظر من اولش همه عروس ها با نیت خوب وارد یک خانواده جدید میشن .
ولی چنان بلایی به سرشون میارن که به مرگ یه نفر دیگه راضی میشن .
مادرشوهر خوب هم گیر میاد ، ولی ما ازش بی بهره هستیم .
سلام . مادر شوهر من دوست مادرم بود ، و معلم بوده . قبل از ازدواج خیلی دوستش داشتم و چهره خیلی خوبی در محله و آشنایان داشت .
ولی از روز خواستگاری تیکه و متلک و غیبت پشت سرم رو شروع کرد . هر دقیقه زیارت رفتن و کمک به مستمند و از این قبیل ، فقط برای خوب دیده شدن در جمع دوستانش بوده و لاغیر .
والا مسلمونی به فاصله انداختن بین پسر و عروس نیست .
توی رقابت با عروس کم نمیاره . نمیگه پام لبه گوره حیا کنم .
در اوایل ازدواج مادرشوهرم خیلی محبت میکرد جوری که گفتم این از مادرمم نزدیک تره بهم ولی گول حرفشو خوردمو عروسی نگرفتم بعدا دیدم خیلی دخالت میکنه و یه روز خوش برام نزاشتن همه دعواهامون سر اونا بوده امیدوارم هر چه زودتر مادرشوهرم بمیره از دست دخالتا و بی احترامیهاش راحت بشم امیدوارم اه دلم اونو بگیره و سر دختراش بیاد همه کارایی که با من کرده هیچ وقت حلالشون نمیکنم
از نظرات معلومه که سطح فکری دختران ما در چه حدی هستش
یه مشت پرادعاو پرتوقع که بهشون بگی بالا چشمت ابروه فهر میکنن و فکر میکنن خانواده های خودشون بهترینن..
یه کم صبر و کم توقعی و عاقلانه عمل کردن خوب چیزیه...
منم ازمادرشوهرم بدم میاد.پدرشوهرم آدم مهربونی بودکه تازگی مرد.آرزودارم به سال نکشه مادرشوهره بمیره.انقدبهانه گیره. بی منظوره. آبروی من وشوهرموهرجانشست برد.الهی سر پیری عاقبت بخیر نشه.الهی در به در بشه.
من خودم هم عروس هستم هم مادرشوهر بنظرمن اونکه میگین انشاءالله مادرشوهربیمیرین انشاءالله مادره خودشون بمیری شماعروسها یکم بخویتون بیاین هیچ مادرشوهری راضی به ناراحتی بچه ایش ندارد خودتون هم یه روز مادرشوهرخواهد شبتون وقت می فهمین
سلام من بتازگی مادر شوهر شدم ولی عروس از اول شروع به ناسازگاری کرد طوریکه پسرم از تمام خانواده بریده نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنید