خودروهای شاسی بلند چه فرقی دارند؟
سوزوکی گرند ویتارا را میتوان یکی از موفقترین پروژههای ایران خودرو دانست که امروزه توسط خود این شرکت مونتاژ میشود. گرندویتارا که از ظاهری ساده هماهنگ بهره میبرد، هم جوانهای شاسی بلند سوار و هم افراد میان سال را به سوی خود جذب کرده است.
سوزوکی گرند ویتارا را میتوان یکی از موفقترین پروژههای ایران خودرو دانست که امروزه توسط خود این شرکت مونتاژ میشود و یکی از محبوبترین کراساوورهای شهری محسوب میشود. گرندویتارا که از ظاهری ساده هماهنگ و به دور از شلوغی بهره میبرد، هم جوانهای شاسی بلند سوار و هم افراد میان سال به دنبال یک خودروی خانوادگی را به سوی خود جذب کرده است. گرندویتارا پیش از این با موتور ۲لیتری عرضه میشد که قدرتش اصلا پاسخگوی حتي مصرف شهري هم نبود، ولی نمونه 2/4لیتری عرضه شده، بهبود چشمگیری نسبت به قبل داشته است. پیشرانه ۱۷۰ اسب بخاری ویتارا ۲۲۷نیوتن متر گشتاور تولید میکند، که در کنار مصرف ۹لیتری برای مصارف شهری و جادهای کاملا مناسب است. اما نمیتوان از این خودرو انتظار قابلیت آفرود داشت. با اینکه گرند ویتارا دو دیفرانسیل است، اما به دلیل ارتفاع کم و تعلیق شهری و فیزیکش، در طی مسیرهای ناهموار به مشکل بر میخورد. همچنین کیفیت سواری آن در مسیرهای هموار شهری مناسب بوده، اما تکانهای مسیر به صورت خفیف داخل کابین احساس میشود.
کابین گرند ویتارا جادار و راحت است. کیفیت قطعات در سطح مطلوبی قرار دارد و خبری از سرو صداهای اضافی داخل کابین آن نیست. امکانات این خودرو، نسبت به قیمت بالای ۱۰۰ میلیونی اش، چشمگیر نیست. به طور مثال، تنظیم دستی صندلیهاو نبود صفحه نمایشگر و سانروف، خریدار را نا امید میکند. اما با پرداخت مبلغی بیشتر، امکاناتی نظیر ماساژور صندلی راننده، مانیتور، گرمکن صندلی و دوربین دید عقب روی تيپ هاي بالاتر گرندویتارا نصب میشوند. یکی از مهمترین نکات منفی ویتارا، شتاب پایین آن است که در مانورها و شتاب گیریها راننده را نا امید میکند. جعبه دنده ۴ دنده اتوماتیک از دقت نسبتا خوبي برخوردار است، اما گاهی اوقات مکثهای آن آزار دهنده است. همچنین جعبه دنده ۵ سرعته دستی هم برای گرند ویتارا قابل سفارش است که تعویض آن کاملا به نرمیصورت میگیرد و در بهبود شتاب تاثیر مثبت دارد.
رقبای داخلی و خارجی
Kia Sorento
Hyundai Tucson
Nissan Qashqai
پیشنهاد نهایی
کراساووری محبوب که در کنار کیا و هیوندای گران قیمت، گزینه مناسبی برای افرادی است که میخواهند با قیمت حدود ۱۰۰ میلیونی لذت شاسی بلند سواری را تجربه کند. البته نبود برخی امکانات ناخوشایند است و شاید شما را از پرداخت این رقم پشیمان کند. همچنین فکر شتاب گیری و کورس گذاشتن با گرندویتارا را از سر بیرون کنید!
قشقایی یکی از نمونههای عدم موفقیت خودروسازان داخلی در واردات و مونتاژ خودروهای خارجی است. قشقایی مدتی توسط پارس خودرو به کشور وارد میشد، اما بنا به دلایلی واردات آن توسط کارخانه وطنی به مشکل برخورد و هم اکنون نسل جدید آن در تعداد محدودی وارد ایران میشود.
قشقایی در کلاس کراساوورهای کوچک شهری جای میگیرد. از ویژگیهای ظاهری آن میتوان به ابعاد کوچک بدنه اشاره کرد، که در نگاه اول احساس میکنید با یک سدان قد بلند رو به رو شده اید! همچنین طراحی ساده آن در مقابل رقبای کرهای حرفی برای گفتن ندارد و در رده سوزوکی گرند ویتارا جای میگیرد.
فضای داخل کابین بسیار ساده و به دور از هرگونه زرق و برق است و هنگام ورود به کابین، باور نمیکنید که سوار بر یک شاسی بلند ۱۴۰میلیونی شدهاید. کنسول میانی بسیار ساده و ابتدایی طراحی شده است و فرم دایرهای دریچههای هوا، بینده را به یاد تندر۹۰ میاندازد. شاید بتوان، از صفحه کیلومتر شمار قشقایی، به عنوان تنها بخش جذاب کابین نام برد.
قشقایی در دو تیپ Mid و High عرضه میشود، که نمونه High به عنوان نمونه فول آپشن، از آپشنهای چشمگیری برخوردار نیست و از این نظر در پس رقبایش قرار میگیرد. کیفیت قطعات و پوششهای کابین اما، مانند اکثر خودروهای ژاپنی مطلوب است و از نظر فضای سرنشینان مشکلی در قشقایی حس نمیشود.
موتور ۲ لیتری قشقایی از همه رقبا ضعیفتر است و ۱۴۰ اسب بخارقدرت تولید میکند. که همین عامل باعث شده تا قشقایی خودروی تیزی نباشد و در پستی بلندیها به مشکل بربخورد. همچنین گیرباکس CVT آن کند و با تاخیر عمل میکند، که همین عامل در قدرت مانور پایین قشقایی نقش بسزایی دارد. از قشقایی انتظار پیمودن مسیرهای خارج جاده را نداشته باشید، چون ابعاد بدنه، سیستم تعلیق قدرت پایین آن شما را دچار مشکل خواهد کرد. اما سیستم دو دیفرانسیل ، کشش قشقایی را بهبود بخشیده است. مصرف ۸ لیتری و ابعاد کوچک قشقایی، کاملا مناسب شهرهای شلوغ است، اما با این قیمت غیر منطقی و در مقابل رقبای کرهای، نمیتواند کاری از پیش ببرد.
رقبای داخلی و خارجی
Kia Sportage
Hyundai ix۳۵
Suzuki Grandvitara
پیشنهاد نهایی
تنها یک دلیل برای ترجیح دادن قشقایی به رقبای کرهای و نسبتا هم قیمت وجود دارد، آن هم نفرت از برندهای کرهای و علاقه قلبی نسبت به برند نیسان است! البته تعداد محدود آن در خیابانها باعث شده تا تعدادی از افراد تمایز طلب سراغش بروند. گروه پارس خودرو خدمات پس از فروش مناسبي براي قشقايي ارائه مي دهد.
از ورود کیا اسپرتيج به ایران مدت زیادی میگذرد. نسل قبلی اسپرتيج به واسطه طراحی مناسب، قابلیتهای فنی قابل قبول و البته قیمتی منطقی، محبوبیت زیادی در ایران به دست آورده بود و در مقابل رقبایش گزینه مناسبی به نظر میرسید. مدل جدید اسپرتيج در سال ۲۰۱۱ معرفی و پس از مدت کوتاهی راهی بازار ایران شد تا موفقیتهای نسل قبلی را تکرار کند.
بر خلاف اکثر خودروهای کرهای که طراحی پرزرق و برق و اغراق آمیز برخوردارند و پس از مدتی از مد افتاده و کسل کننده میشوند، اسپرتيج از ظاهر زیبا و بینقصی بهره میبرد. تمام اجزای بدنه با هم در هماهنگی کامل هستند و ردپای سبک جدید طراحی محصولات کیا، در اسپرتيج به وضوح دیده میشود. از قطعات کرومی نسبت به نسل قبل بیشتر در بدنه استفاده شده است تا ظاهر آن لوکس به نظر برسد. همچنین چراغهای LED جلو هم تاثیر به سزایی روی ظاهر آن گذاشتهاند.
طراحی داخل کابین به زیبایی بدنه است. اسپرتيج از فضای کابین ساده و در عین حال جذاب و کاربردی بهره میبرد. ابعاد بدنه بزرگ نیست، ولی به لطف طراحی منطقی، اسپرتيج از کابین جاداری بهره میبرد. نحوه قرارگیری دکمهها و ابزارکها گیج کننده نیست و کارکردن با آنها راحت است. یکی از مهمترین نقاط قوت مدل ۲۰۱۱، بهبود کیفیت قطعات کابین نسبت به نسل قبل است. امکانات و سطح تجهیزات هم نسبت به مدل قبلی ارتقا پیدا کردهاند و خریدار را راضی میکنند.
از موتور ۶ سیلندر نسل قبلی در این مدل خبری نیست. اسپرتيج جدید از موتور ۴ سیلندر با حجمیکمتر از مدل قبلی بهره میبرد. ولی در عین حال تواناییهای حرکتی و مصرف سوخت نسبت به نسل قبل بهبود یافته است. سواری اسپرتيج نرم است و ناهمواریهای مسیر کمتر داخل کابین احساس میشوند. جعبه دنده جدید هم بر خلاف سایر خودروهای کرهای از دقت بالایی برخوردار است. اسپرتيج در شتابگیریها و مانورهای ناگهانی مناسب عمل میکند، ولی از این شاسی بلند کوچک نباید انتظار قابلیت آفرود عالی داشت. البته با وجود سیستم دو دیفرانسیل و ارتفاع مناسب از سطح زمین، سواری دلچسبی را ارائه میکند. نکته منفی سواری اسپرتيج جدید، دید کم اطراف است. که پهنای ستونها و ارتفاع کم پنجرههای جانبی دلیل این امر است. ولی دید جلو مناسب است و مشکل دید عقب هم به لطف وجود سنسورهای کمکی پارک، مرتفع شده است. ابعاد کوچک اسپرتيج هم برای مسیرهای پرترافیک شهری مناسب است و مانند اسیوویهای بزرگ مشکل جای پارک ندارد. همچنین مصرف سوخت آن به صرفه است.
از همه نکات خوب اسپرتيج جدید و پیشرفتهایش نسبت به مدل قبلی گفتیم، ولی بر خلاف مدل قبلی، اسپرتيج جدید با مشکل قیمت بالا دست و پنجه نرم میکند. قیمت این خودرو نسبت به اوایل ورودش، افزایش چشمگیری داشته است. ولی اگر از قیمت بالای آن چشمپوشی کنیم، مابقی ویژگیهای آن راضیکننده است و در مقابل رقبای داخلی یعنی، هیوندای ix۳۵,سوزوکی ویتارا و نیسان قشقایی، انتخاب عاقلانهای به نظر میرسد.
رقبای داخلی و خارجی
Ssangyong Actyon
Mitsubishi ASX
Hyundai ix۳۵
پیشنهاد نهایی
اکثر جوانانی که خواهان سواری با یک کراساوور جمع و جور و زیبا هستند، به دنبال اسپرتیج میروند. اسپرتیج بیشتر مناسب رفت و آمد و گردش در شهر است تا پیمودن مسیرهای صعب العبور، پس اگر به دنبال خودرویی خاص هستید که در روشنایی روز هم بتوانید چراغ جلوLED آن را روشن کنید، حتما سراغ اسپرتیج بروید!
اگر توانایی خرید شاسی بلندهای لوکس تویوتا نظیر پرادو و لندکروزر را ندارید، FJ کروزر با قیمتی اندکي کمتر از این دو، انتخاب مناسبی برای علاقهمندان آفرود محسوب میشود. FJکروزر از ظاهری نزدیک به هامر بهره میبرد و خیلیها به آن لقب هامرژاپنی یا هامر کوچولو را دادهاند. اتاق این خودرو به صورت جعبهای طراحی شده است، که این مساله و فرم عمودی شیشه جلو باعث شده تا در سرعتهای بالا صدای باد به داخل کابین نفوذ کند. ظاهر خاص FJ یکی از عواملی است که باعث شده تا این روزها در بازار خودرو کشور از محبوبیت بالایی برخوردار باشد. FJ در حقیقت یک شاسی بلند ۳درب به حساب میآید. ولی دو درب کوچک برای قسمت عقب کابین طراحی شده که به صورت خلاف جهت باز میشوند. رنگهای خاص قابل سفارش برای FJ و تنوع لوازم جانبی اسپرت برای آن، از دیگر عواملی هستند که سبب تمایز FJ از سایر شاسی بلندهای بازار میشوند.
سبک و سیاق طراحی کابین و فرم قطعات، بیشتر با ذات اسپرت و بیابانی FJ همخوانی دارد تا یک شاسی بلند لوکس شهری. کیفیت ادوات داخل کابین مطلوب است، اما مهمترین ضعف FJ در بخش محدودیت آپشنها احساس میشود، که این مساله به هیچ عنوان قیمت حدود ۳۳۰ میلیونی آن را توجیه نمیکند. پس اگر به دنبال لذت بردن از آپشنهای مختلف و فضای لوکس کابین هستید، FJ انتخاب مناسبی پیش روی شما نیست. فضای کابین FJ مناسب است. البته ارتفاع نسبتا کوتاه سقف و ارتفاع بلند داشبورد افراد قد بلند و قد کوتاه را دچار مشکل میکند. همچنین فضای محدود صندلیهای ردیف عقب دلچسب نیست و این مشکل با عقب دادن صندلی راننده پررنگتر نیز میشود.
مهم ترین توانایی FJ که این روزها اکثر آفرود سواران کشور را به سوی خود جذب کرده، قابلیت بیابانی و آفرود آن است. موتور ۶ سیلندر ۲۶۰ اسب بخاری با گشتاور ۳۶۸ نیوتن متر، در مسیرهای خارج جاده و صعب العبور به خوبی خود را نشان میدهد. البته مصرف ۱۶ لیتری FJ کابوس افرادی است که مصرف سوخت برایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. همان طور که اشاره شد FJ خودرویی هیجان انگیز برای بالا و پایین پریدن در مسیرهای بیابانی است، اما سواری آن در مسیرهای شهری نسبتا خشک است و تکانهای مسیر به خوبی داخل کابین احساس میشوند. همچنین ابعاد بزرگ خودرو، رانندگی با آن را در مسیرهای شلوغ شهری دشوار میکند. یک صفحه نمایش کوچک روی آینه FJ، هنگام پارک کردن فضای عقب را نشان میدهد، اما نبود نمونه بزرگتر روی کنسول میانی احساس میشود.
رقبای داخلی و خارجی
Toyota Prado
Toyota hilux
Toyota Fortuner
پیشنهاد نهایی
اگر روياي جولان دادن با هامر را در سر مي پرورانيد، مي توانيد با مقدار زيادي ارفاق سراغ يک FJکروزر که در ايران موجود است بر ويد! اگر از آن دسته افرادی هستید که بیشتر در مسیرهای صعب العبور و آفرود به سر میبرید، FJ یکی از بهترین انتخابهای پیش روی شماست. همچنین ظاهر خاص آن و رنگبندی جذاب بدنه، افراد تمایز طلب را نیز به سوی خود جلب میکند. نکته منفي اين که مصرف سوخت بالا، ابعاد بزرگ بدنه و محدودیت آپشنها، از قابلیت استفاده شهری و روزمره FJ کاستهاند.
موهاوی بزرگترین شاسی بلند کیا که مدتی مهمان بازار خودرویی کشور بود. البته مانند برادر کوچکترش اسپرتيج، موفق نبود و مهمترین دلیل این امر را میتوان وجود رقیب سرسختی همچون هیوندای ix۵۵ بیان کرد.
موهاوی که در کره با نام Borrego شناخته میشود، از طراحی زمخت و جعبهای شکل مشابه خودروهای آمریکایی بهره میبرد. بدنه موهاوی ساده و به دور از هیجان است و فقط ابعاد بزرگ آن نظر بیننده را جلب میکند. البته چراغهایLED عقب و جلوپنجره کرومیبزرگ، ظاهر موهاوی را کمیاز سادگی خارج کردهاند.
داخل کابین هم به پیروی از نمای ظاهری، ساده و بی روح است و مورد جذابی داخل کابین مشاهده نمیشود. برای پوشش کابین از رنگهای طوسی و مشکی ساده استفاده شده است به زیبایی کابین لطمه زدهاند. همچنین کیفیت پایین قطعات کابین ناخوشایند است و پس از مدتی کارکرد، سرو صداهایی از نقاط مختلف کابین به گوش میرسد، که این موارد درخور خودرویی در این رنج قیمت نیستند.
از نظر فضای کابین و راحتی اما، موهاوی جای هیچ ایرادی را باقی نمیگذارد. سواری موهاوی نرم است و به لطف کمک فنرهای گازی با قابلیت تنظیم ارتفاع، تکانهای مسیر کمتر احساس میشود. همچنین فهرست امکانات رفاهی، مشکل کیفیت پایین و طراحی ضعیف را جبران میکند. صندلیهای برقی جلو از گرمکن، سردکن بهره میبرند و صندلی راننده به حافظه یکپارچه مجهز شده است.
موهاوی در دو نوع ۶ و ۸ سیلندر عرضه شده که بیشتر نمونههای وارد شده به کشور از گونه ۸ سیلندر بودند. پیشرانه ۸ سیلندر ۶/۴ لیتری ۳۴۰ اسب بخار و ۴۳۵ نیوتن متر گشتاور تولید میکند، که این قدرت توسط گیرباکس ۶ سرعته تیپ ترونیک به هر چهار چرخ انتقال پیدا میکند. از نظر فنی ایرادی به موهاوی وارد نیست و موتور قدرتمند و سیستم تعلیق خوب، سواری با آن را دلچسب و هیجان انگیز ساختهاند. از نکات منفی در بخش فنی موهاوی میتوان به هندلینگ پایین اشاره کرد، که در پیچها و سرعتهای بالا نامطمئن نشان میدهد. همچنین مصرف سوخت ۱۳لیتری موهاوی و ابعاد بزرگ آن باعث شده تا بیشتر گزینه مناسبی برای جاده و مسافرت و آفرود باشد تا شهرهای شلوغ و پرترافیک.
لازم است بدانید تولید موهاوی مدتی است که متوقف شده و نمونههای دست دوم آن در بازار کشور قابل خریداری هستند. کیا جایگزینی برای موهاوی معرفی نکرده است و به نظر میرسد برنامهای برای ادامه حیات این شاسی بلند درشت هیکل ندارد.
رقبای داخلی و خارجی
Toyota Prado
Toyota Landcruiser
Hyundai IX۵۵
پیشنهاد نهایی
اگر هدفتان از خرید یک شاسی بلند فول سایز، صرفا سواری راحت، قابلیت خارج جاده مناسب و موتور پرقدرت است، موهاوی را انتخاب کنید. اما اگر طراحی و کیفیت قطعات برایتان از ضروریات است، موهاوی گزینه مناسبی پیش رویتان نیست.
ارسال نظر