۶۴۶۰۰
۲ نظر
۵۰۰۵
۲ نظر
۵۰۰۵
پ

روایت سفیر آمریکا از دیکتاتور ایران

معلوم بود که شاه حرفی برای گفتن ندارد و در طول گپ و گفت کوتاهی که داشتیم بیشتر به سر و زبان‌داری ‏وزیر دربارش [تیمورتاش] متکی بود!

خبرگزاری تسنیم: معلوم بود که شاه حرفی برای گفتن ندارد و در طول گپ و گفت کوتاهی که داشتیم بیشتر به سر و زبان‌داری ‏وزیر دربارش [تیمورتاش] متکی بود!

چارلز کامرهارت در اواخر سال ۱۹۲۹ به‌عنوان سفیر آمریکا در تهران منصوب شد. ‌هارت ماجرای نخستین دیدار ‏خود با رضاشاه دیکتاتور مخلوع و تقدیم استوارنامه‌اش در مقام وزیرمختار ایالات‌متحده ‏را چنین وصف کرده است:

به رغم همه این مشغولیت‌ها، در روز ۶ فوریه اطلاع دادند که شاه سه روز بعد، یعنی شنبه نهم [فوریه]، مرا در ‏کاخ گلستان به حضور خواهند پذیرفت. تنها چیزی که با آن حال و هوا جور در نمی‌آمد دو اتومبیل سلطنتی ‏ساخت آمریکا بود که برای بردن من و کارمندانم به کاخ به دنبالمان فرستاده بودند. جدای از آنها، هیچ چیز دیگری ‏نبود که بتواند آن فضای آکنده از حال و هوای منبعث از یک ذهنیت قرون وسطایی سرخورده و کج خُلق را برایمان ‏قابل تحمل‌تر کند.



تشریفات با دقت تمام انجام شد؛ ولی احساس کردم که شاه قدری مضطرب است. او با لکنت ‏چند جمله‌ای را از روی کاغذ خواند و سپس با لبخندی تصنعی به من دست داد و خوشامد گفت. شاید هم ‏می‌ترسید که از موقع استفاده کنم و مساله راه‌آهن را پیش بکشم. از سوی دیگر، قبلا به من توصیه کرده بودند که ‏خودم را آماده کنم تا اگر در اولین ملاقاتمان حرفی از راه‌آهن به میان آمد، بتوانم جواب بدهم؛ ولی هیچ حرفی ‏نشد. معلوم بود که شاه حرفی برای گفتن ندارد و در طول گپ و گفت کوتاهی که داشتیم بیشتر به سر و زبان‌داری ‏وزیر دربارش [تیمورتاش] متکی بود که البته تیمورتاش در حضور او اصلا آن هارت و پورتی را که در سایر مواقع ‏جلوی دیگران نشان می‌داد، نداشت.‏

برای سبک‌تر کردن فضای ملاقات، اجازه خواستم تا کارمندانم را به شاه معرفی کنم؛ از جمله آقای میلارد را که ‏از نظر من انتصابش در این پست یکی از بهترین انتصاب‌های ممکن بود. شاه هم بنا به تشریفات چند کلمه‌ای ‏صحبت کرد و بعد از خداحافظی به طرف درب خروجی تالار بزرگی رفت که ما را در آنجا به حضور پذیرفته بود؛ ‏خودش آن را گشود و با عجله خارج شد.

در دلم برای آن کسی که این تشریفات را گذاشته بود، دعا کردم. ‏چقدر سخت بود اگر می‌خواستم با تعظیم و عقب عقب از آن تالار بزرگ خارج شوم. وقتی شاه به طرف در رفت، ‏تیمورتاش، وزیر دربار، هم به دنبالش روانه شد تا در تالار را برایش باز کند و اربابش را به اتاق مجاور همراهی ‏نماید؛ ولی شاه با تکان دست او را عقب راند. چیزی که اتفاق افتاد بیشتر مثل یک بی‌محلی وقیحانه بود، ولی بعدها ‏سفیر ترکیه به من توضیح داد که رفتار آن روز شاه در واقع جزو همان بی‌ادبی‌های مرسوم او نسبت به اطرافیانش ‏بوده است...‏

ذهنیت بدوی این مرد را می‌شود از مطالبی فهمید که همتای آلمانی‌ام چند روز پیش در سفارت به من گفت. ‏وزیر مختار آلمان هفت سالی است که در اینجا به سر می‌برد. او درباره خلق‌و‌خوی عجیب و غریب شاه می‌گفت ‏که اگر شاه با اتومبیل به جایی برود و در راه اتومبیلش پنچر شود، بعید نیست که برای شوفر هفت تیر بکشد. ای. ‏دبلیو. دوبوا، مدیر شرکت اولن و شرکا، می‌گوید که همین اواخر شاه در سرکشی فاجعه‌آمیزش به پروژه خط ‌آهن ‏جنوب، ناگهان به نظرش رسید که بعضی کارگرها خوب کار نمی‌کنند؛ آنها را نشان کرد و به سربازانش دستور داد ‏که با شلاق به جانشان بیفتد. وقتی تعداد زیادی از کارگران حسابی شلاق خوردند، خاطر مبارک آسوده شد.

تا این ‏ساعت که برداشت خوبی از ایران نداشته‌ام؛ زیرا قبلا در آلبانی بودم، که می‌گفتند «ذره‌ای از آسیاست که در اروپا ‏ته‌نشین شده» و حتی برخی‌ها آن را شرقی‌تر از ترکیه می‌دانستند و انتظارم این بود که ایران خیلی بهتر باشد. ‏

باید اعتراف کنم که زوگ، پادشاه آلبانی بیشتر از یک قرن از شاه ایران جلوتر است و روستاییان آلبانی را در مقایسه ‏با روستاییان بدبخت ایران باید اشراف‌زاده به حساب آورد. در آلبانی، روستایی‌ها لااقل در خانه‌های واقعی زندگی ‏می‌کنند؛ در حالی که روستاییان ایران عملا ژنده‌پوش هستند و در یک آلونک‌های کاهگلی خالی از اسباب و اثاثیه ‏زندگی می‌کنند. با وجود این، به اطرافم که نگاه می‌کنم می‌بینم که به همان اندازه که انتظارش را داشتم، جالب ‏است و از اینکه این پُست را به من داده‌اند بسیار قدردان هستم.

منبع: اسناد وزارت امور خارجه، گزارش چارلز کامرهارت، مورخ ۱۱ ژانویه ۱۹۳۰.
پ
برای دسترسی سریع به تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌ رویدادهای ایران و جهان اپلیکیشن برترین ها را نصب کنید.

ایمپلنت اقساطی دندان با ضمانت مادام العمر

برای مدت محدود

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • babak

    خوب که چی؟ این مطالب رو میگذارید که بگید شاه ایران دراون زمان فلان بوده و بهمان بوده؟ سی ساله که دارید ایشون رو معرفی می کنید، قدری هم اجازه بدید مردم به گفته های شما فکر کنند بعد دست به شناخت او بزنند

    پاسخ ها

    • بدون نام

      حالا تو چرا حسابی جوش اون قبلیا رو میزنی اون که گفت هرکی جزو دوتا حزب مشخص شده نباشه از کشور بره بیرون حالا شما طرفدار اون بنده خدا شدی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج