آسیبهای ناکارآمدی ۲۰ ساله در ایران
اینکه کشور ٢٠ سال از موضوع آسیبهای اجتماعی عقب است، به چه معناست؟ این پرسش به طور طبیعی از گزارشی که آقای وزیر کشور از ملاقات با مقام معظم رهبری ارائه کرد، به ذهن متبادر میشود.
١- دیدگاههای نظری؛ دولت و ديگر دستگاههای مسئول اینک باید خود را با این پرسش روبهرو کنند که به لحاظ نظری دیدگاهی که درباره آسیبهای اجتماعی و روشهای مقابله با آنها داشتهاند تا چه اندازه، علمی و واقعبینانه بوده است. بسیار شنیده شده است که توسعه آسیبها به توطئه خارجی نسبت داده شده است. همچنین معمولا ناآگاهی مردم را از دلایل رشد و توسعه آسیبهای اجتماعی قلمداد کردهاند. در مواردی نیز با سیاسیکردن پدیده آسیبهای اجتماعی، آنها را به عنصر سیاست پیوند زدهاند.
در بسیاری موارد نیز آسیبهای اجتماعی را بهعنوان خطاهای فردی معلول اشتباهات فردی دانستهاند. بدیهی است چنین دیدگاههایی در نوع برنامهریزی برای مقابله با آسیبهای اجتماعی اثرگذار بوده است. اینک به نظر میرسد الگوی نظری تحلیل پدیده آسیبهای اجتماعی در دستگاههای رسمی مستلزم بازنگری جدی و بنیادی است. آسیبهای اجتماعی ریشه در شرایط درونی جامعه داشته و نوعی واکنش فردی نابهنجار در برابر انواع بحرانهاي اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است. در طرح مسئله و پاسخ به مسئله و برنامهریزی، توجه و تأکید بر اینکه آسیبهای اجتماعی محصول واقعیتهای درون جامعه هستند، ضروری است.
بهعنوان مثال کاهش و افزایش نرخ تورم یا نرخ بیکاری در کاهش و افزایش آسیبهای اجتماعی اثرگذار است یا احساس فقدان امنیت شغلی یا امنیت زیستی در زندگی روزمره میتواند به افزایش آسیبهای اجتماعی کمک کند. مسئله اصلی این است که در همه شئون برنامهریزی کشور از صنعت و کشاورزی تا آموزش عمومی و متوسطه یکی از محورهایی که همواره باید مورد توجه قرار گیرد، تأثیر هر برنامه بر کاهش و افزایش آسیبهای اجتماعی است. تجربه نشان داده است که معمولا در برنامهریزیهای مختلف از این محور یا شاخص مهم غفلت میشود.
٣- گاه نوع برنامهریزی در بعضی بخشها خود موجب تولید آسیبهای اجتماعی است. بهعنوان مثال رشد و گسترش حاشیهنشینی محصول مستقیم الگوی شهرسازی کلان شهرها و شهرهای بزرگ کشور در دو دهه گذشته است. در نمونه دیگر در جهان رسانه دسترسی به انواع رسانهها بهسرعت و با سهولت برای همگان امکانپذیر است كه کاهش چشمگیر کارآمدی تلویزیون ملی بر اثر رعایتنكردن معیارهای حرفهای رسانه تلویزیون میدان وسیعی برای رقبای فارسیزبان خارجی ایجاد کرده است. این نقیصه بهعنوان یکی از موجبات تشدید تعارضات و چندگانگیهای فرهنگی و تشدید بحران هویت آسیبزاست. نهایتا اینکه با تجربه ناکارآمد گذشته رفتن راههای رفته راه به جایی نمیبرد. مسئله نه در سازماندهی است و نه در بودجه، بلكه آنچه مهم است، پیش از هر چیز ایجاد یک تحول عمیق و گسترده فکری و تحلیلی در دولت و دستگاههای مرتبط با پدیده آسیبهای اجتماعی است که در پرتو آن امکان درک مسئله و راهگشایی و برنامهریزی کارآمد فراهم شود.
ارسال نظر