قاتل: مقتول نامردی کرده بود!
جوانی که مدعی است به خاطر خواهرش دست به قتل زده، در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات درباره این جنایت ادامه دارد. متهم که اصغر نام دارد، در گفتوگویی کوتاه، جزئیات حادثه را شرح داده است.
چند سال داری و تحصیلاتت چقدر است؟
٢٦ سال دارم، مجردم و تا پنجم ابتدایی بیشتر نخواندهام.
چرا ادامه تحصیل ندادی؟
از همان زمان کار کردم تا کمکخرج خانوادهام باشم. خانواده برایم خیلی مهم است و برای راحتی آنها همهکار کردم؛ حتی دور درس و ازدواج خط قرمز کشیدم.
چرا مرتکب قتل شدی؟
مقتول نامردی کرد. خواهرم را اذیت کرده بود. اول به او قول ازدواج داده بود و بعد از اذیتوآزار او، ناپدید شد.
چگونه متوجه شدی خواهرت مورد اذیتوآزار قرار گرفته است؟
یک روز به خانه رفتم و دیدم خواهرم ناراحت است و خیلی گریه میکند، وقتی دلیل گریهاش را پرسیدم، اول به من نمیگفت ولی بعد گفت با پسری دوست شدم و به من قول ازدواج داده بود. یک روز به بهانه صحبتکردن و گردش، من را به خارج از شهر برد و اذیتم کرد. از آن روز تلفن همراهش را خاموش کرده است. وقتی این موضوع را از خواهرم شنیدم، خیلی ناراحت و عصبانی شدم و تصمیم گرفتم از آن پسر انتقام بگیرم.
چگونه مقتول را به قتل رساندی؟
نامزدم را در جریان موضوع گذاشتم و از او کمک خواستم. قرار بود نامزدم با مقتول تماس بگیرد و با او دوست شود. اوایل مقتول شک کرده بود و جواب تماسها را نمیداد ولی بعد از مدتی نامزدم توانست با او طرح دوستی بریزد. یک روز نامزدم به بهانه گردش مقتول را به شهرکهای حاشیه شهر کشاند و من هم با اسلحهای که از قبل تهیه کرده بودم، به محل قرارشان رفتم و پسر جوان را با یک گلوله کشتم.
نامزدت میدانست قصد قتل داری؟
نه، او از هیچچیز خبر نداشت، فکر میکرد فقط میخواهم انتقام بگیرم و مقتول را کمی اذیت کنم.
چرا قبول کرد با تو همکاری کند؟
چون نامزدم بود و مرا دوست داشت به من اعتماد داشت و قرار بود با هم زندگی کنیم. نمیخواست ناراحتی من را ببیند و میخواست همیشه همراهم باشد.
بعد از آن با جنازه چه کردی؟
برای آنکه کسی متوجه کشتهشدن او نشود، جسدش را با ماشین به بیرون شهرک بردم و در گودال انداختم و سوزاندم.
از خواهرت بگو. او در چه وضعی است؟
دو روز بعد از آن جریان سعی کرد با خوردن قرص خودکشی کند، ولی خوشبختانه نجات پیدا کرد.
از کارت پشیمان هستی؟
خیر، مقتول نامردی کرد و حقش بود بمیرد. برای حفظ آبروی خانوادهام حاضرم هر مجازاتی حتی قصاص را تحمل کنم.
بعد از قتل خانوادهات را دیدهای؟
یکبار در آگاهی خانوادهام و نامزدم را دیدم، خیلی ناراحت و نگران بودند. قرار بود به عروسیام بیایند و زندگی مشترکم را جشن بگیرند، ولی درعوض برای دیدنم به آگاهی آمده بودند.
نظر کاربران
ای ول شش دانگ مردی ببینمت بوست میکنم
قبول که با غیرتی ولی خواهرت چرا به خودش اجازه داد با یک پسر دوست بشه ؟ حیا نداشت ؟
مرسی
عزیزمی اگه از طریق قانونی پیگیری میکردی هم اون به جزای خودش میرسید هم خودت داماد میشدی
سلام ببخشید کجایی خواهر کی حیا دارد که خواهر این بنده خدا حیا داشته باشد بخدا قسم زمانی که ما نامزد داشتم اونهم ما دختر را روز اول و دوم می دیدیم برای ما خواستگاری می کردند بله برون می کردند عقد می کردند ما دیگر دختر را فقط در حد یک سلام علیک توی خونه پدرش میدیدیم تا شب عروسی در حجله همدیگر را به تنهایی ملاقات میکردیم الان دخترها در خیابان از پسرها خواستگاری می کنند خودشان می برند و خودشان می دوزند حیا رفت خدا رحمتش کند کسی از حیا نامی نبرد
نظرم را نادیده نگیرید ثبت کنید ممنونم
آقای داماد اول حساب خواهرت میرسیدی بعد میرفتی سراغ پسر تو که غیرت داشتی چرا پای نامزدتو کشیدی وسط چطور غیرت اجازه داده که نامزدت که محرم شما بوده با یه نامحرم طرح دوستی بریزه که تو به خواستد برسی برو بابا خودتو سیاه کن
داستان شما خیلی خیلی تابلو و دروغی و ساختگی است، مگه در قسمت اول نگفته به خاطر خانواده ام، دور درس و ازدواج را خط قرمز کشیدم، حالا نامزدش از کجا سردر آورد، مثل فیام های هندی شد!!!؟؟؟ خودتی
کاش خواهره قرصای بیشتر و موثرتری گیرش میاومد یا بیاد
خشم باعث جنایت های زیادی میشه. کاش کمی منطقی تر برخورد کنیم با موضوعات. راهش شکایت کردن بود. خواهرشم تا یه مدت عذاب میکشید و فراموش میکرد. خود کرده را تدبیر نیست