استخر ژنی ایرانیان؛ ۵ هزار سال بدون تغییر!
یک پژوهش ژنتیکی گسترده نشان داده است که بیشتر ایرانیان به یک ساختار ژنتیکی مشترک به نام «خوشه مرکزی ایران» تعلق دارند؛ این خوشه گروههایی مانند فارسها، آذریها، کردها، گیلکها، مازندرانیها، لرها و حتی عربها و زرتشتیان را شامل میشود.
ایندیپندنت فارسی: فلات ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی راهبردیاش از دوران خروج انسان مدرن از آفریقا، چهارراه مهاجرتهای انسان بوده است. در طول هزاران سال، ایران همزمان با تاثیر فرهنگی گسترده بر مناطق اطراف، شاهد مهاجرتهای متعدد نیز بوده است، از جمله این مهاجرتها میتوان به ورود اقوام هندواروپایی مانند سکاها، مادها و پارسها، ورود اعراب در قرن هفتم میلادی، و مهاجرت اقوام ترکزبان از آسیای مرکزی اشاره کرد.
در یکی از جامعترین مطالعات ژنتیکی که تاکنون درباره جمعیت ایران انجام و در نشریه پلاس جنتیکس (PLOS Genetics) منتشر شده است، پژوهشگران ایرانی و آلمانی با تحلیل دادههای ژنومی بیش از ۱۰۰۰ نفر از ۱۱ گروه قومی ساکن ایران، تصویر تازهای از ساختار ژنتیکی ایران ارائه کردهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که جمعیت ایران، با وجود این مهاجرتها، از نظر ژنتیکی ریشههای مشترکی دارد.
این تحقیق که دادههای ژنوم سراسری را تحلیل و با دادههای جهانی و منطقهای و همچنین دیانای باستانی مقایسه کرده است، ثابت میکند ایران از دیرباز محل تلاقی نژادها، فرهنگها و زبانها بوده اما با این حال، هویت ژنتیکی خاص خود را تا حد زیادی حفظ کرده است. پژوهشگران با بررسی دقیق ۱۱ جمعیت ایرانی عمده از جمله فارسها، آذریها، کردها، گیلکها، مازندرانیها، لرها، عربها، بلوچها، ترکمنها، سیستانیها و جزیرهنشینان خلیج فارس به نتایج جالبی دست یافتهاند که میتواند مبنای مطالعات آینده در زمینههای ژنتیک پزشکی، باستانشناسی و زبانشناسی باشد.
وجود «هویت مرکزی» ژنتیکی
بیشتر گروههای مورد مطالعه به یک ساختار ژنتیکی مشترک به نام «خوشه مرکزی ایران» تعلق دارند. این خوشه که با اروپاییها بیشترین شباهت ژنتیکی را داشته ایرانیانی مانند فارسها، آذریها، کردها، گیلکها، مازندرانیها، لرها و حتی عربها و زرتشتیان را شامل میشود. اشتراکهای ژنتیکی میان این گروهها نشاندهنده ریشههای بهنسبت مشترک و محلی آنها است که، برخلاف انتظار، حتی عربها و آذریهای ایرانی نیز در این خوشه جای میگیرند. در مقیاس جهانی، ایرانیهای متعلق به خوشه مرکزی ایران با اروپاییها بیشترین شباهت ژنتیکی را داشتند.
براساس این مطالعه بلوچها، ترکمنها، سیستانیها و جزیرهنشینان خلیج فارس ساختار ژنتیکی متفاوتتری دارند و با جمعیتهای آسیای جنوبی، مرکزی، شرق آسیا و حتی آفریقا آمیزش ژنتیکی داشتهاند. با این حال، حتی در این گروهها نیز تاثیر خوشه مرکزی ایران بهوضوح دیده میشود و نشان میدهد که این خوشه نقش محوری در تاریخ ژنتیکی منطقه داشته است.
تداوم ژنتیکی در گذر زمان
پژوهشگران با مقایسه این دادهها با نمونههای دیانای باستانی دورههای نوسنگی، عصر برنز و آهن، دریافتهاند که بسیاری از جمعیتهای متعلق به خوشه مرکزی ایران طی دستکم ۵۰۰۰ سال گذشته تغییر ژنتیکی گستردهای نداشتهاند. برخلاف سایر نقاط جهان که ورود اقوام مهاجر باعث جایگزینی ژنتیکی شده است، در ایران بیشتر جمعیتها بهصورت بومی باقی ماندهاند. برای مثال، تاثیر مهاجرت اقوام استپی و کشاورزان نوسنگی بر گروههای خوشه مرکزی ایران بسیار اندک گزارش شده است.
با این حال، در برخی مناطق مانند جزایر خلیج فارس، ردپای ژنتیکی از اجداد آفریقایی دیده میشود که احتمالا به قبل از دوران نوسنگی بازمیگردد. این یافتهها نشان میدهد که ایران فقط گذرگاهی برای مهاجرتها نبوده، بلکه خود نیز خاستگاه و میزبان جمعیتهایی بومی با ریشههای کهن بوده است.
در این تحقیق آمده است، در اثر مهاجرتها، تجزیههای داخلی و آمیختگیهای ژنتیکی، جمعیت کنونی ایران شامل گروههای متنوع است؛ از جمله فارسها (حدود ۶۵ درصد)، آذریها (۱۶ درصد)، کردها (۷ درصد)، لرها (۶ درصد)، عربها، بلوچها، ترکمنها، قشقاییها و ایرانیانی چون ارامنه، آشوریها، گرجیها، یهودیان و زرتشتیان؛ و زبانهای ایرانی (زبانهای هندواروپایی مانند فارسی، کردی، لری و بلوچی) بیشترین گویشور را دارند.
زبان مشخصه نژاد نیست
یکی از یافتههای این پژوهش، عدم تطابق همیشگی بین زبان و نژاد است. گاهی فرض بر این است گروههایی که زبان مشترکی دارند، میتوانند از نظر ژنتیکی هم به هم نزدیک باشند. اما در ایران مواردی یافت شده که زبان بدون تغییر ژنتیکی عمده پذیرفته شده است.
برای مثال، آذریزبانها و عربزبانهای ایرانی از نظر ژنتیکی شباهت زیادی به هندواروپاییزبانهای خوشه مرکزی دارند. این مسئله نشان میدهد که زبان در برخی موارد از طریق تعاملهای فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی منتقل شده است، نه از طریق مهاجرتهای گسترده. در مقابل، گروههایی مانند بلوچها و سیستانیها با وجود آمیزش ژنتیکی با جمعیتهای جنوب و غرب آسیا، زبان هندواروپایی خود را همچنان حفظ کردهاند.
خویشاوندگزینی در ایران
این پژوهش بهوضوح نشان داده که میزان خویشاوندگزینی (ازدواجهای فامیلی) در گروههای قومی گوناگون ایران بسیار متفاوت است. عربها، بلوچها و سیستانیها بالاترین ضریب همخونی را دارند، در حالی که گیلکها و کردها پایینترین ضریب همخونی را دارند. از آنجا که خویشاوندگزینی میتواند احتمال بروز بیماریهای ژنتیکی نادر را افزایش دهد، این موضوع برای مطالعات ژنتیکی پزشکی اهمیت بالایی دارد.
ایران، پلی ژنتیکی میان شرق و غرب
این پژوهش که بهطور مشترک با استفاده از دادههای پروژه ۱۰۰۰ ژنوم و نمونههای دیانای باستانی انجام شده است، نشان میدهد که ایران از نظر ژنتیکی موقعیتی منحصربهفرد دارد و بهعنوان پلی میان اروپا، قفقاز، آسیای مرکزی و جنوب آسیا عمل میکند.
علاوه بر این، مطالعات مشابه در کشورهای همسایه مانند قطر، کویت، پاکستان و هند نیز نشان دادهاند که گروههای دارای تبار ایرانی در خارج از مرزهای کنونی همچنان ژنتیکی مشابه با ایرانیان باستان دارند.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تنوع ژنتیکی ایران نتیجه هزاران سال تداوم ژنتیکی، آمیزش فرهنگی، پذیرش زبان، مهاجرتهای محدود و تعاملهای گسترده بوده است.
پژوهشگران امیدوارند که این یافتهها زمینه را برای تحقیقهای ژنتیکی، پزشکی و باستانشناسی بیشتر فراهم کند و آگاهی از نقشه ژنتیکی ایران را افزایش دهد.
نظر کاربران
زنده باد سیستان که هم اصالت داره هم رادمان زبان پارسی رو احیا کرد و زنده باد ایران