كابوس ديدن به نفع شماست، باور كنيد!
تعبير همه خوابهاي شما اينجاست
سقوط، پرواز، فرار اينها موضوعاتي هستند كه حتما خوابشان را ديدهايد اما ميدانيد هر كدام چه معني ميدهند، اگر به تعبير خواب اعتقاد نداريد هم اين مطالب را از دست ندهيد.

بهطور معمول هر انسان طي خواب شبانهاش ۵ خواب ميبيند، اگر شما در هر شب بين ۷ تا ۸ ساعت بخوابيد، هر۵ مرحله خواب را پشتسر ميگذرانيد، در هر يك از اين مراحل خواب هم، بين ۲۰ تا ۴۰ دقيقه خواب ميبينيد. در مورد اينكه چرا انسانها خواب ميبينند تئوريهاي بسياري ارائه شده است. اما من بهشخصه معتقدم كه خواب ديدن شيوه كنار آمدن ذهن انسان با تمام آنچه طي روز ديده، شنيده و تجربه كرده، است.
بيشترين موضوع خوابهاي انسانها «تحت تعقيببودن» و «فرار» است. اين خواب به معناي اين است كه شما ميخواهيد با برخي موضوعات روبهرو شويد اما كمبود اعتماد به نفس اين اجازه را به شما نميدهد.
براساس تجربيات من، دومين خواب شايع در ميان انسانها «افتادن دندان» است كه تعبير اصلي چنين خوابي اين است كه شما بهخودتان و تواناييهايتان ترديد داريد. سومين خواب شايع، «نيافتن يك دستشويي» است كه اين اگر ناشي از نياز فيزيكي شما به دستشويي رفتن نباشد ميتواند به معناي اين باشد كه شما بيشتر از آنكه به فكر خودتان و نيازهايتان باشيد به فكر ديگران و نيازهاي آنها هستيد.
يك خواب شايع ديگر هم خواب امتحان دادن است، كساني كه در مقطعي از زندگي خود در معرض قضاوت خود هستند و مدام در مورد خودشان فكر ميكنند اين خواب را زياد ميبينند.
يادتان باشد، هر چقدر كه هوشيارانه و با تمركز بيشتر به خوابهايمان فكر كنيم و آنها را بهخاطر بياوريم، معناكردن و تعبير آنها راحتتر است. بهترين كار اين است كه وقتي چراغ اتاقتان را خاموش ميكنيد و در تختتان دراز ميكشيد بهخودتان بگوييد: «امشب بعضي از خوابهايم يادم ميماند.» زماني هم كه بيدار شديد، هر چقدر سريعتر به بدن خودتان حركت بدهيد زودتر از حالت خواب در ميآييد،. يادتان باشد كه تنها ۵ دقيقه بعد از بيدارشدن از خواب، ۵۰ درصد خوابهايتان را از ياد بردهايد و ۱۰دقيقه بعد از بيدارشدن هم ۱۰۰ درصد آنها را فراموش كردهايد. توصيه من اين است كه بعد از بيدارشدن، از تخت بلند شويد يك يا ۲ غلت بزنيد و در حالت راحت دراز بكشيد و به خوابهايتان فكر كنيد. يك دقيقه به آنچه خواب ديدهايد فكر كرده و سعي كنيد آنها را به خاطر بسپاريد. اينگونه، اكثر خوابهايتان را به خاطر خواهيد داشت.
اگر در مورد پروازكردن بهصورت دائم خواب ميبينيد، اين فكر را داريد كه بايد خودتان را از شر آنچه اذيتتان ميكند رها كنيد و درواقع ميخواهيد خودتان را از شر يك دغدغه آزاردهنده دور كنيد. اگر خواب ميبينيد كه در حال سقوط كردن هستيد، يعني ناخودآگاه شما احساس ميكند، به آرامش و استراحت يا سختگيري نكردن نياز داريد. يك خواب شايع ديگر اين است كه پشت فرمان يك اتومبيل نشستهايد اما هيچ كنترلي روي آن نداريد يا اينكه يك قرار ملاقات مهم داريد اما هرچه ميكنيد به آن نميرسيد كه هر دوي اينها ميتواند به اين معنا باشد كه شما حس ميكنيد، نتوانستهايد كاري را كه بايد انجام دهيد يا در انجام وظيفه خود قصور كردهايد. اگر هم در خواب خودتان، اتاقي را در خانهتان ميبينيد كه تا به حال نديدهايد، يا دائما در خوابتان يك اتاق خالي از اثاثيه را ميبينيد، اين ميتواند به معناي آن باشد كه ناخودآگاه شما حس ميكند استعدادهاي شكوفا نشدهاي داريد.
فكر نكنيد براي تعبير خواب نياز به يك خوابگزار، يا روانپزشك حرفهاي، يا تعبيرگر خواب داريد، نه، مطمئن باشيد كه خودتان ميتوانيد خوابهايتان را تعبير كنيد. كافي است براي بهخاطر سپردن آنها تمرين كنيد و هر بار كه خوابي ميبينيد كليات آنها را يادداشت كنيد. تنها چند روز بعد از انجام اين كار ميتوانيد به الگوي خوابهاي خودتان پي ببريد. در واقع اكثر آنهايي كه نياز به تعبير خوابهاي خود را حس ميكنند با الگوهاي مشخصي خواب ميبينند و خود آنها با مقايسه خوابهايي كه بهصورت مرتب ميبينند ميتوانند به تعبير آنها برسند.
كابوس شايد خيلي ترسناك باشد اما واقعا خيلي جدي نيست، تجربيات من نشانداده، كابوسها، رويايي هستند كه از لحاظ احساسي بسيار قوي هستند و مضمون آنها يا فرم آنها نشانگر مسائلي است كه فرد نتوانسته با آنها كنار بيايد. در واقع وقتي خودآگاه شما عمدا يا سهوا، مسئلهاي را كنار ميگذارد، ناخودآگاه با ساختن يك روياي ترسناك و يك كابوس سعي ميكند تا شما را متوجه آن موضوع مهم بكند. تجربيات من نشان داده، اتفاقا كابوسها بسيار مفيد و سالم هستند.
اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir
نظر کاربران
سلام
دیشب خواب عجیبی دیدم میشه تفسیر کنید :
از مسافرت برگشته بودم رفتم خانه مادر شوهرم وارد حیاطشون شدم همه در اطاق بودن کسی به پیشوازم نیومد یه سری ظرف و ظروف نشسته همراه خودم اورده بودم در منزل رو باز کردم در راهرو منزل خواهر زاده و برادر زاده شوهرمو دیدم دیدم منو تحویل نگرفتن و من با غیظ به برادر زاده شوهرم سلام کردم اونم بهم سلام کرد رفتم صدای قهقه های اون یکی خواهر زاده شوهرم میومد رفتم داخل اطاق بدون این که کسی رو تحویل بگیرم حال مادر شوهرم رو پرسیدم گفت حالم خوب نیست پاشو نشون داد دیدم ورم کرده و قرمز شده امدم بیرون رفتم نزد یکی از جاریهام که با مادر و خواهراش یه گوشه حیاط جدا از اونا نشسته بودن و منم به اونا پیوستم بعد با اونا رفتم بالای پله های داخل راهرو نشستیم بی سر و صدا من اومدم تکیه بدم دیوار برق خاموش شد هر چی کردم نتونستم روشنش کنم یکی از اطاق اومد بیرون و من خودمو عقب کشیدم که نبینه در صحنه دیگه مادرشوهرم رو تنها تو اطاق دیدم رفتم بهش سر بزنم دیدم رنگش کبود شده و لاغر و قیافه اش به طرز وحشتناکی برگشته بود و در بستر خوابیده بود ترسیدم بیرون امدم با صدای ضعیفی صدام کرد و گفت براش روسری یارم رفتم از خواهرش بپرسم گفت نداره رفتم پیشش نشستم و مثل یه روسری کهنه ایی بود دادم بهش یکی از خواهرشوهرام شیشه های بزرگ پر از لوبیا و نصفشون تاس!!! با خودش میاورد منم خیلی از از این قضیه تعجب کردم
دیدن ناخون درخواب
خواب دیدم بدون اینکه بادشدیدی بوزد تمام دکلهای خیلی بزرگ شهر برسر ما ومردم شهر فرو میریزن