«آناهيتا همتي» هرگز براي پول كار نکرده است
آناهيتا همتي از جمله بازيگراني است كه بعد از حضورش در پروژههاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني به صحنه نمايش نيز باز ميگردد و به گفته خودش هيچگاه از بازي در تئاتر دست نميكشد.
اولين فيلم سينمايي وي نيز «افسانه پوپك طلايي» نام داشت كه اين فيلم توسط خسرو شجاعي ساخته شده اما به اكران عمومي در نيامد. آناهيتا همتي از جمله بازيگراني است كه بعد از حضورش در پروژههاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني به صحنه نمايش نيز باز ميگردد و به گفته خودش هيچگاه از بازي در تئاتر دست نميكشد.
او در سال ۱۳۵۲ به دنيا آمد. همتي در حال حاضر در نمايش «تعبير يك رويا» به كارگرداني خيرالله تقيانيپور بازي ميكند.اين نمايش نزديك به دو هفته است كه اجراي خود را در تالار قشقايي آغاز كرده است.
بازي در فيلمهاي «عشق كافي نيست»، «دختري به نام تندر»، «قلبهاي ناآرام»، «چند ميگيري گريه كني»،«نردبان چوبي» و... از جمله فيلمهايي است كه همتي در آن به ايفاي نقش پرداخته و البته اين بازيگر در كارنامهاش بازي در سريالهاي «خانه به دوش»،«ترش و شيرين»، «يك وجب خاك»، «روزهاي مهتابي»، «طلسمشدگان»، «توطئه خانوادگي» و... ديده ميشود. او قرار است در سريال «باغ سرهنگ» به كارگرداني فلورا سام نيز حضور داشته باشد.
شما از اوايل دهه ۷۰ وارد بازيگري در تئاتر شديد و به نوعي كارتان را از تئاتر آغاز كرديد و سپس وارد دنياي سينما شدهايد. آيا حضورتان بعد از ورود به تئاتر در سينما، دليل خاصي داشت، يعني به خاطر وضعيت اقتصادي تئاتر بود يا ديده شدن و به نوعي شهرت؟
يادم ميآيد در آن زمان، وقتي كه وارد بازي در تئاتر شدم، هميشه نقشهاي بزرگ و اصلي نمايشها را به آدمهاي بزرگتر واگذار ميكردند و تئاتر براي ما كلاس درس بود و ما در تئاتر درس ميآموختيم. تئاتر براي ما يك ورك شاپ و محلي براي كسب تجربه بود و البته هنوز هم براي من تئاتر يك كلاس درس است كه از آن ميآموزم. زماني كه به تلويزيون و سينما ورود پيدا كردم، دوست داشتم بازي در آن مديومها را هم تجربه كنم و هميشه وقتي در يك فيلم سينمايي يا سريال بازي ميكنم براي آموختن و كسب تجربه بازگشتي نيز به تئاتر دارم.
به نظر ميرسد براي وضعيت اقتصادي كه تئاتر هميشه داشته و دارد، وارد مديومهاي ديگر نشدهايد؟
خدا رو شكر در طول زندگيام، هيچگاه دغدغه معيشت نداشتم و از روز اول ورودم به تئاتر و سپس سينما و تلويزيون هيچگاه به خاطر پول كاري را انتخاب نكردم. هميشه پدر و مادرم دستگيرم بودند و من را كمك كردند و همين پشتيباني باعث شده كه تا به امروز به خاطر پول سر كار نروم و همه انتخابهايم از تئاتر گرفته تا سريالهاي تلويزيوني از روي علاقه باشد و از روي رغبت كارها را انتخاب كردم.
به هر حال در برخي از كارهايي كه حضور داشتيد ممكن است كار كاملا موفقي نباشد، چرا آنها را انتخاب كرديد؟
اين را هم بگويم برخي از كارهايي كه در اين سه مديوم انجام دادم از روي رفاقت هم بوده است.
حتي اگر فيلمنامه و نمايشنامه خوب نبوده؟
بله، گاهي رفاقت باعث شده در كاري كه شايد زياد برايم جالب نبوده، بازي كنم.
فرموديد كه گاهي از روي رفاقت نيز در كاري بازي كردهايد،ميخواهم بدانم، در اين ميان متن نمايشنامه يا فيلمنامه تا چه اندازه براي شما مهم است؟
قبل از حضور در يك فيلم يا نمايش، خواندن متن اثر برايم اهميت فراواني دارد و اگر هم متني نباشد يعني يك كار در اندازه ارائه طرح باشد، در آن زمان، كارگردان برايم اهميت دارد. به نظرم حضور يك بازيگر در كار علاوه بر متن به كارگردان نيز بستگي دارد و اگر من به كارگرداني اعتماد داشته باشم، شايد متن را در حد طرح هم بدانم، بازي در كار را قبول ميكنم.
حال كه كارگردان برايتان مهم است، چه رويكردي براي انتخاب كارگردان براي همكاري در تئاتر يا در سينما داريد؟
ببينيد، وقتي بازيگري سالهاي سال در تئاتر يا سينما بازي ميكند، تجربه زيادي به دست ميآورد و اين تجربه شناخت از كارگردان را در بر ميگيرد. اوايل كار يك بازيگر ممكن است، به دليل ديده شدن يا كنجكاوي با هر كارگرداني كار كند اما بعد از گذشت يك زمان و تجربه در بازيگري، گزينش در كار و حتي انتخاب كارگردان نيز ايجاد ميشود.
فكر ميكنيد بازي در سريال، فيلم سينمايي و تئاتر كه مديومهاي جدا هستند، تفاوت دارد؟
به نظرم بازي كردن در اين سه مديوم تفاوتي ندارد چرا كه معتقدم بازيگر مانند يك موم در دست كارگردان است، درست است كه خود نيز ايدههايي در بازي دارد اما كارگردان بايد به بازيگر شكل بدهد. با توجه به اين بازي در تئاتر قدرت بيشتري دارد و فكر ميكنم كساني كه از تئاتر وارد سينما شدند موفقتر هستند چرا كه سختيهاي بيشتري كشيده و بهتر تربيت شدهاند _جسارتي به بازيگران سينما نميكنم_اما تئاتر به نوعي قواميافتگي بيشتر دارد. حتي بسياري از سينماگران كه كارشان را از تلويزيون يا سينما شروع كردند نيز به تئاتر رجعتي دارند.
در حال حاضر در نمايش «تعبير يك رويا» به كارگرداني خيرالله تقيانيپور بازي ميكنيد، چطور شد كه اين نمايش را انتخاب كرديد، به همكاريتان با تقيانيپور باز ميگردد يا از نمايشنامه خوشتان آمد؟
وقتي كارها سختتر ميشود انگار دارم با خودم يك مبارزه شيرين را آغاز ميكنم كه اين امر در بازيگران ديگر هم شايد ديده شود. به نظرم كار در تئاتر نيز اينگونه است. وقتي نقشي را در يك نمايش ميپذيرم، با همه انرژي شروع به كار ميكنم هر روز تمرين ميكنم و در تمريناتم خيلي چيزهاي ديگر را كشف ميكنم. نمايش «تعبير يك رويا» توسط خود تقيانيپور نوشته و كارگرداني شده و علاوه بر موضوع نمايش، اين موضوع نيز تاثير زيادي در انتخابم داشت.آقاي تقيانيپور افراد كاربلدي را دور خود جمع كرده است. در اين كار به يك زبان مشترك رسيديم و من از نمايشنامه نيز بسيار خوشم آمد.
برخي از گروههاي نمايشي هستند كه بازيگرانش به صورت فيالبداهه كار بازي انجام ميدهند چه در تمرينها و چه در صحنه نمايش، اين امر در گروه تئاتر «نقاب» نيز اتفاق ميافتد؟
در نمايشي كه با آقاي تقيانيپور بازي ميكنم، در طول تمرينات بازيهاي فيالبداهه زيادي توسط بازيگران صورت ميگيرد و در طول همين تمرينات به نتيجه واحدي در نوع بازي رسيديم. ميخواهم مثالي بزنم، زماني كه با آقاي عطاران در سريال«خانه به دوش» همكاري داشتم، ايشان نيز اينگونه بود در طول تمرينات و بازخواني متن به يك بازي مشترك ميرسيديم اما در هنگام فيلمبرداري از آنچه در طول تمرينات تصويب كرده بوديم نبايد نوع بازي ديگري صورت ميگرفت در كار با تقيانيپور نيز اينگونه بود. اين امر در تئاتر سختتر است چرا كه بازي در نمايش به صورت زنده است و هر بازي كه در طول تمرين يك بازي مشخص تصويب ميشد را در صحنه اجرا كرديم.
آيا شما از جمله بازيگراني هستيد كه با كارگردان در طول بازي كنار ميآييد؟
ببينيد، در دوره بازيگري كار با كارگردانان زيادي را تجربه ميكنيم كه هر يك اخلاق و ويژگي خاصي را در كارگرداني دارند اما به نظرم در يك كار، همه چيز در دست كارگردان است. سعي ميكنم با كارگردانان راه بيايم اما در جاهايي كه منطقي و استدلالي براي خودم داشته باشم، روش خود را اجرا ميكنم و البته اين كار نيز با تعامل صورت ميگيرد. در برخورد با هر كارگرداني لزومي براي برخوردن وجود ندارد و به نظرم هر بازيگري چه با تجربه و چه كم تجربه بايد انتقادپذير باشد و هر بازي چه در تئاتر و سينما نيازمند روتوش كردن است كه گاهي توسط كارگردان صورت ميگيرد.
شما هم در فيلمهاي جدي بازي كردهايد و هم در فيلمها و سريالهاي طنز، كدام را بيشتر دوست داريد؟
من هنوز كه هنوزه عشق بازي دارم و بعد از اين سالها هنوز هيجانم در بازيگري كم نشده است. وقتي كار جديدي ميپذيرم هنوز اين استرس و هيجان در من ديده ميشود، هيجاني كه با احساس خوشايندي همراه است. برايم مهم است كه نقشي را كه قبول ميكنم خيلي خوب به مخاطب انتقال دهم حال فرقي به طنز و جدي بودن نقش ندارد. خودم را در بازيها محك ميزنم. در حال حاضر مردم ما طنز را بيشتر دوست دارند و فكر ميكنم مردم هزينه ميكنند تا يك اثر خوب و طنز را ببينند و من نيز هميشه خوشايندم رضايت مخاطب چه در تئاتر است و چه در سينما.
يادم است در نشستي عنوان كرديد كه فقط بابت علاقهاي كه به تئاتر داريد، در نمايش بازي ميكنيد، يعني هيچگاه به دستمزد در نمايش فكر نميكنيد؟
خوب است كه بعد از بازي بتواني دستمزد خوبي بگيري اما اين، تئاتر امكانپذير نيست، تئاتر آنقدر مهجور مانده و كسي حامي آن نيست كه بازيگران تئاتر بر اساس علاقهاي كه دارند در آن حضور مييابند و معتقدم اگر همين علاقه نبود،تئاتر فراموش شده بود. همه تئاتريها ميدانند كه نبايد عرصه نمايش را خالي بگذارند و اگر عرصه خالي باشد ديگر تئاتري نخواهيم داشت. همه تئاتريها با سماجت كار ميكنند حتي اگر كمترين دستمزدها را بگيرند.
ارسال نظر