سریال «لیست سیاه»؛ کلیشهی نخ نمای پرطرفدار!
سریال «لیست سیاه» برای خودش طرفداران پر و پا قرصی فراهم کرده است اما واقعیت این است که آدم را با کلی کلیشه نخ نما ناامید می کند.
![تموم کن این خالتوربازی رو تموم کن این خالتوربازی رو](https://static2.bartarinha.ir/servev2/DI4ZWRjOTJkY/5Uwvb7W7Zm0,/file.jpg)
به نظر شما یک خط داستانی را چند بار می شود بزک کرد و از نو به خورد مخاطب داد؟ «هانیبال» قصه «هانیبال لکتر» قاتل سریالی خطرناکی است که با پلیس جنایی همکاری می کند و به پلیس مشاوره می دهد، اما همیشه شما و بخش جنایی به حسن نیت او شک دارید. البته هانیبال در دسته خالتور نیست، سریال خوش ساختی است که برای خودش کیا و بیایی دارد.
سریال دیگری هست به نام «نقطه کور»؛ داستان این سریال هم این است که دختری در یکی از میدان های شهر به هوش می آید. دختر نه گذشته اش را می داند، نه نام و شهرتش را. تن و بدن دختر پر است از خالکوبی هایی که دختر نمی داند پیش از ماجرا هم روی بدنش بوده اند یا خیر؟ در میان این طرح ها نام یک مامور اف بی آی هم وجود دارد.
می بینید؟ سریال های خالتور داستان های شان ترکیبی از خودشان است. برخورد قبیله ای می کنند؛ خودشان با خودشان وصلت می کنند. نقطه کور می شود ۲۴ به علاوه خالکوبی های «مایکل اسکافیلد» در فرار از زندان. یکی هم مثل لیست سیاه که دغدغه جدی بودن دارد و سعی می کند مخاطب جدی تر را هم هدف بگیرد، ۲۴ است به علاوه هانیبال که سریال جدی تری است.
حیف که باباها سریال نگاه نمی کنند، یعنی وقت تماشایش را ندارند، وگرنه سریال های خالتور همان سریال هایی هستند که باباها از تماشای شان لذت می برند. جاسوس بازی دارند، سیم آبی و زرد و سبز و خنثی کردن بمب دارند.
![تموم کن این خالتوربازی رو تموم کن این خالتوربازی رو](https://static3.bartarinha.ir/servev2/WMwOTJlZmY1M/5Uwvb7W7Zm0,/file.jpg)
لیست سیاه هم یک کلیشه است از روی دیگران و هم یک کلیشه است از روی خودش؛ تمام اتفاقات عین به عین در تمام قسمت ها می افتد. ری هم همیشه هست. فقط آن سر گفتگو جنایتکار خطرناکی است که تا دقیقه چهل و دو قرار است گونی روی سرش بکشد. به همه اینها آن رابطه میان مزدور پیر سالخورده و دختر جوان معصوم شبیه رابطه میان شخصیت های اصلی «لئون» و «سامورایی» را هم اضافه کنید و خودتان را آماده تا بدترین نمونه اش را در لیست سیاه مشاهده کنید. لیست سیاه از همه چیز بدترین نمونه اش را در خود دارد.
لیست نه چندان سیاه!
رحمان حسینی: پیش خوان - سریال آمریکایی «بلک لیست» یا همان «لیست سیاه» این روزها محبوبیت و فراگیری زیادی در ایران دارد؛ از یک طرف ژانر سریال (سیاسی، جاسوسی و گنگستری) که با سریال های 24 و هوم لند قبلا هم در این سال ها در میان مخاطبان ایرانی حسابی محبوب بوده و از طرف دیگر دوبله شدن آن و عرضه اش در شبکه خانگی که باعث شده طیفی وسیع تر از قشر سریال بین های حرفه ای به سمت این سریال جذب شوند.
شبکه ان بی سی در سال های اخیر حتی با اشتباهاتی چون کنسل کردن ادامه سریال های محبوب و موفق - اما پر خرجی - چون «هانیبال» و «کنستانتین» وضعیت خود را بدتر کرده تا جایی که برای بازگشت اقبال عمومی رو به دوباره سازی سریال قهرمانان (Herloes Reborn) آورده و با پروژه های ظاهرا جذاب، اما کم رمقی مثل «نقطه کور» (Blindspot) تا حدودی مخاطبان سریال بینش را برگردانده است.
![تموم کن این خالتوربازی رو تموم کن این خالتوربازی رو](https://static3.bartarinha.ir/servev2/TcyOGQ5ZjVkN/5Uwvb7W7Zm0,/file.jpg)
سازنده: «جون بوکنکامپ» سازنده لیست سیاه، تا پیش از این سریال یکی از نویسندگان جوان و گمنام هالیوود بود که شاید تنها نقطه مهم کارنامه اش، نوشتن فیلمنامه «گرفتن جان ها» (Taking Lives) بوده است؛ تریلری که با حضور آنجلینا جولی و اتان هاوک در گیشه هم چندان موفق نبود، اما با ساخت «لیست سیاه» بوکنکامپ نشان داده که هم راه و رسم ساخت تریلر و درام جاسوسی را بلد است و هم می تواند یک فضای دوست داشتنی با کاراکترهای خاکستری و حساب شده خلق کند؛ فضا و کاراکترهایی که - درست برعکس فضای سیاه و سفید «هوم لند» و «۲۴» - نشان می دهند لیست سیاه آن قدرها هم سیاه نیست.
ساختار و داستان: همه چیز حول محور «ریموند ردینگتون» مشهور به «رد» بنا شده؛ کسی که با لقب «نگهبان جنایت»، یکی از مشهورترین مجرمان دنیاست و نفر چهارم لیست ده نفره تحت تعقیب ترین های آژانس «اف بی آی». ردینگتون در اولین اپیزود سریال خودش را خود خواسته تسلیم اف بی آی می کند و از آن پس تبدیل می شود به منبع مخفی این آژانس برای شناسایی خطرناک ترین تبهکاران دنیا؛ مجرمانی که حتی آژانس های جاسوسی هم از وجود برخی از آنها اطلاعی ندارند و همین اسامی هستند که لیست سیاه مشهور را شکل می دهند.
ردینگتنون در ازای این کمک سخاوتمندانه تنها یک خواسته دارد؛ او فقط می پذیرد که با مامور «الیزابت کین» - که اولین روز کاری اش در اف بی آی مصادف با تسلیم ردینگتون شده - اسرارش را در میان بگذارد و این گونه چرخه بی پایان داستان آغاز می شود... لیست سیاه در نظر اول یک درام جاسوسی، معمایی و اکشن با مایه هایی از معضلات سیاسی است که با ساختاری اپیزودیک در هر قسمت، با معرفی نفر بعدی لیست، معمایی را طرح می کند و در همان قسمت هم گره گشایی اش می کند، اما در حقیقت ساختار سریال یک پازل بزرگ است که هر اپیزود بخشی از تصویر گم شده اش را بازیابی می کند؛ پازلی درباره خود ردینگتون؛ هویت واقعی «الیزابت» و سایر معماهایی که در حقیقت هم ریشه در زندگی شخصی آنها دارند و هم دامنه شان به اتفاقات دوران جنگ سرد بر می گردد.
این پازل بزرگ، همان عامل جذابی است که باعث شده بعد از گذشت چهار فصل و با وجودت ساختار نسبتا تکراری اپیزودها، مخاطب همچنان تشنه ادامه سریال باشد. در عین حال تصویری که از ردینگتون و «نیروی ویژه»ای که برای رسیدگی به لیست سیاه تشکیل می شود، ترسیم شده - مثل بسیاری از سریال های موفق سال های اخیر - آنها را در نظر مخاطب به شبه ابرقهرمانانی مبدل کرده که احتمال اشتباه شان در جریان خطراتی که پیش رو دارند بسیار کم است؛ انتظاری که شاید در خیلی جاها برآورده شود و در خیلی جاها هم به مخاطب شوک وارد کند.
شخصیت ها و بازی ها: همان طور که فهمیدیم، همه چیز حول محور «ردینگتون» بنا شده؛ اتفاقی که بدون حضور «جیمز اسپیلر» ممکن نبود. بازیگر بزرگ و دوست داشتنی که با فیلم هایی چون «جنسیت؛ دروغ ها و نوارهای ویدیویی» (استیون سودربرگ) و «تصادف» (دیوید کراننبرگ) در دهه های هشتاد و نود به قله های بزرگی دست پیدا کرده بود اما پس از آن سال ها در حاشیه بود.
![تموم کن این خالتوربازی رو تموم کن این خالتوربازی رو](https://static1.bartarinha.ir/servev2/TUxNGU5NzUzO/5Uwvb7W7Zm0,/file.jpg)
اسپیدر در سال های اخیر - با حضور در «لینکلن» (اسپیلبرگ) و آخرین قسمت سری «انتقام جویان» - پرکارتر شده و حضورش در لیست سیاه در حقیقت شاهکارش به شمار می رود. او - که به صدای منحصر به فرد و لحن خاص مشهور است - چنان لحن ویژه ای برای ردینگتون خلق کرده که در تناقض با چهره اش که هیچ چیز را لو نمی دهد و در کنار عادت ها، خصوصیات، لایف استایل منحصر به فرد و دیالوگ های به یاد ماندنی اش، او را به یکی از خواستنی ترین کاراکترهای تلویزیونی و یکی از محبوب ترین جنایتکاران تاریخ تبدیل می کند، شخصیتی که مخاطب گاهی می خواهد بپرد و او را در آغوش بگیرد و گاه هر چه بد و بیراه و لعنت که می تواند نثارش کند.
مگان بون در نقش «الیزابت کین» و رایان اگولد در نقش همسرش «تام کین» هم با بازی های چند لایه توانسته اند کاراکترهای پیچیده و حساب شده ای خلق کنند که در کنار ردینگتون قدم به قدم تکه های پازل بزرگ را تکمیل می کنند و داستان را پیش می برند. بازیگران دیگری چون دیه گو کلاتنهوف، هری لنیکس، امیر اریسون و موژان مارنو هم در نقش ماموران امنیتی رده بالای نیروی ویژه، تصویری متفاوت از این گونه افراد ساخته اند که مجموعه ای جالب را در کنار هم می سازند.
دوبله: بحث دوباره دوبلاژ این سریال بسیار مفصل است؛ البته این مسلم است که خیلی ها دوست دارند سریال را با زبان اصلی ببینند (خصوصا مقاومت در برابر وسوسه شنیدن صدای خود جیمز اسپیدر خیلی سخت به نظر می رسد)؛ اما آنها که چندان دوستدار زیرنویس نیستند، می توانند از تماشای نسخه دوبله که در شبکه خانگی هم توزیع شده، لذت ببرند. دوبلاژی که با مدیریت امیر هوشنگ زند مدیر دوبلاژ با سابقه - که پیش تر سریال «بریکینگ بد» را هم دوبله کرده بود - انجام شده؛ «سعید مظفری» در نقش ردینگتون، خود زند به جای «تام کین» و لیلا کوهسار در نقش «الیزابت» صحبت کرده اند. در دوبله این سریال اساتیدی چون «ناصر طهماسب» و «نصرالله مدقالچی» در نقش کاراکترهای مهمان مهم و تاثیرگذار حضور دارند.
لیست را رد کن بیاد رفیق!
سحر سرمست: همه ما شنیده ایم داستان و فیلمنامه و اساسا هر اثر نوشتاری که می خواهد قصه بگوید، نباید نگاه حداقلی داشته باشد و از آن طرف باز می دانیم و شنیده ایم که بیشتر مواقع مخصوصا میان نویسندگان داخلی، به یک ایده ابتدایی بسنده می کنیم و با همان می خواهیم یک داستان سرپا از آب دربیاوریم!
از آن طرف عده ای این نباید را (داستان حداقلی) جوری افراطی اجرا می کنند که در دل خود داستان به ورطه تکرار می افتند و دلت می خواهد بگویی: «تمام کن این خرده پیرنگ های بی سر و ته را.» سریال این هفته مان «لیست سیاه» از آن دست سریال هایی است که با وجود خوش ساخت بودن، فیلمنامه ای شلخته و بدتر از آن کلیشه ای دارد. بارها و بارها دیده ایم گنگستر، دزد، جاسوس یا به هر حال بدمنی که تصمیم به اعتراف گرفته است، در طول و عرض ف6یلم راه افتاده تا با آن لیست سیاه ارزشمندی که دستش گرفته فخر بفروشد و از پلیس هم پیشی بگیرد.
![تموم کن این خالتوربازی رو تموم کن این خالتوربازی رو](https://static3.bartarinha.ir/servev2/TIwNDBkM2I1O/5Uwvb7W7Zm0,/file.jpg)
الیزابت کین با بازی «مگان بون» که اولین روز کاری اش در اف بی آی را شروع کرده است، بی آن که روحش از ماجرا خبر داشته باشد همکاری خود را با رد آغاز می کند. این سریال اگر در ایران ساخته می شد مسلما به همین ایده حداقلی اکتفا می کرد و با این دستمایه اندک چند ده قسمت تلویزیونی از آن ساخته می شد اما شبکه ان بی سی سختگیرتر از آن است که با قصه لاغر راضی به نوشتن قرارداد شود.
هر چه سریال جلو می رود، روابط آدم ها هم پیچیده تر می شود تا جایی که دو نفر ادعا می کنند پدر الیزابت یا همان لیز هستند که متاسفانه یا خوشبختانه یک سر ماجرا در دستان رِد است. رِد که پیش تر بیننده را متوجه علاقه اش به لیز، همکار کوچولوی خوش لباسش کرده، حالا با همین ادعا سیلی محکمی به گوش مخاطب می زند. چرا که با وجود گذشتن چندین قسمت از سریال نمی توانی باور کنی که لیز و رِد می توانند رابطه خونی داشته باشند!
تا اینجای سریال تمیز پیش می رود، مخصوصا با اضافه کردن همین خرده پیرنگ که در خط داستانی تعلیق ایجاد می کند، ولی بسیاری معتقدند از اینجا ماجرا کمی شلوغ و شلخته می شود. خالقان سریال با اضافه کردن شاخ و برگ های کلیشه ای - مثل گروگان گیری و ترور - آن قدر فضای سریال را هم می زنند که اگر طاقت بیاوری و ادامه بدهی دلت می خواهد پاک کن برداری و چندتایی ریز قصه و خرده پیرنگ را از زمینه اصلی داستان حذف کنی و خطاب به رِد، که مدام با آن لیست مجهولش بیننده و گاهی حتی اف بی آی را سر کار می گذارد، بگویی: «لیستت را رد کن بیاد رفیق!»
البته در آخر باید اضافه کنم سریال «لیست سیاه» طرفداران سرسخت خود را نیز دارد و اگر طالب این دست از داستان ها هستید، نباید فراموش کنید به تماشای خروجی استانداردی نشسته اید: چرا که این سریال هر چه باشد از شبکه خوش سابقه ان بی سی پخش می شود. اتفاقا بانیان این شبکه در پی استقبال مخاطبان سریال اعلام کرده اند فصل چهارم آن نیز در راه است.
نظر کاربران
لیست سیاه فصل اولش خوب بود، ولی وااااااااقعا فصل های بعدی تکراری و کلیشه ای بودن. امیدوارم فصل 5 آخرین فصلش باشه و داستانو جمع کنن و دیگه اینقدر کشش ندن!
پاسخ ها
ناراحتی نگاش نکن کسی مجبورت نکرده!!!!!
اقای نویسنده شما زحمت بکش برو هما سریال ترکیه ایته نگا کن کارت به بلک لیست و اینجور سریالا نباشه عزیز من وقتی کشش نداری خب مجبورت نکردن نگاش کنی!!!! ما قسمت به قسمت هرهفته نگا موکونیم خیلی هم خوب و خیلی هم عالیه. 1 قسمتش میارزه به کل یه سریال ایرانی
پاسخ ها
دقیقا
بابا خداوکیلی این نویسندتون قاطی داره یکی از بهترین سریالای دنیارو میگه خالتور بنظر منکه خالتور فقط خودشه با این نظرات تخیلیش این باید بره همون گوزی کونیه ببینه
سریال blacklist عاااالیه...قطعا از همه ی سریالای اروپایی و خاورمیانه ای بالاتره...حالا هی دست به نقد شید
اره! كلا فقط تو خوبي!!!
از کسی که سریال های ترکی رو دنبال میکنه نباید توقع داشت که بتونه شاهکار هاییرو مثل بلک لیست یا برکینک بد درک کنه
عالیه بلک لیست
اندازه گاو حالیت نیس برو سریالای جم رو ببین نمیخاد راجب سریالایی مث بلک لیست تفت بدی
چرت و پرت نگو بابا تو برو بشین همون سریالای چرت ایرانیوو نگاه کن نظر راجع به سلطان سریالای دنیا نده[!
آره تو خوبی...
داری چرت میگی سریال بسیار هم خوب و جذابه
یکی از فیلم بازترین اشخاص روی زمین هستم.روزی 6 فیلم نگاه میکنم.
تا الان فیلمی به زیبایی و خوش محتوایی لیست سیاه ندیدم.
نیازی نبود منم بگم که چرت میگی ولی میگم دلم خنک شه داری چرت میگی
خداشاهده یهترین فیلمی هست که دیدم الکی فقط بلدی پاراگراف ببندی من چند قسمتشو که دیدم احساس کزدم کسی قادر نیست همچین فیلم نامه ای رو بنویسه که خودش باید تو این سطح خلافکار باشه که بتونه سر و تهش فیلمو جم بیاره فقط همین که داری چ ر ت میگی
24 و فرار از زندان و بلک لیست شدن خالتور؟؟؟؟لابد سریالا ترکیه ای که میبینی خوبه دو روز دیگم میگه گیم آو ترونز و بریکینگ بدم خالتورن فقط سریالا ایرانی خوبه
این که این متنونوشته یا نمیفهمه فیلم چیه یا کلا مشکل داره با امریکا واروپا که نظره سیاسی میده.بروبشین سریال ایرانی ببین تا وسطاشم مجوز فیلم روباطل کنن بمونی توخمای
دو خط خوندم فهمیدم سریال بین نیستی تو چ میفهمی از ساختن فضا برای القا کردن ی موضوع تو اصلا چ میدونی خالتور چیه اخه نمیفهمم تو ک نفهمی چرا با دیگرانم ب اشتراک میزاری نفهمیتو
سلام به همه عزیزان...دوستای گلم چرا حالا فحش میدید..این بنده خدا نظرش داد..حالا چرا انقدر بد دهنی میکنید....منم مثل شما فیلم باز خسته هستم..هر چرت و پرتی نگاه نمیکنم...این سریال هم از نظر من عالی بودش..ولی این دوستمون نظرش درباره نقطه های منفی فیلم بودش...یچیزایی خدایی راست میگفت...فیلم ظعف هایی داره..که اگر یکم درست تر اقدام میکردند..خیلی بیشتر جایزه میگرفت..
باشه اقا بلک لیست بده،زشته،اصلأ بلک لیست خره شما برو ادامه غنچه های زخمی نگاه کن خاله و مادر بزرگ ۷۹ ساله منم مثل تو از بلک لیست بدشون میاد واسه همین غنچه های زخمی نگاه میکنن اصلا امیدوارم به عنوان جم ببین برتر سال شناخته بشی، حیف اکسیژن!!!
شما ک خوبی انقدر زحمت بکش ازون سریالای غیر خالتورت ک تایید میکنی اسم بده ماهم فیض ببریم !!!
اگه به لیست سیاه میگی خالتور لطفا یه اسم هم واسه سریال ستایش و کیمیا و خط قرمز و باقی سریال های صدا و سیما پیدا کن آخه مگه مجبورت کردن نقد بنویسی سریال خط قرمز ایران خوب بود نه یارو با سی کیلو هرویین تو ماشینش تو پمپ بنزین دعوا میکرد برید جمع کنید بابا ناراحتید نگاه نکنید
نویسنده این متن نه سریال رو دیده نه میفهمه. سریالی که به فصل هفت میرسه یعنی تونسته طرفدارش رو نگه داره.
من از نویسنده یک پرسش دارم سریال شب های بره بهتر نبود شما فقط تظر شخصی خودت را می گویی بهتر که بجای فیلم سریال کارتون حنا در مزرعه ببینی
نویسنده ی عزیز
دوس دارم نظر گرانبهاتو در مورد سریال های جذاب کارگاه شمسی و مادام و همچنین کارگاه علوی هم بدونم. با سپاس از شما منتقد فهیم
سلام.حرص نخورین.هر کسی برای خودش نظری داره
طرفداران محترم می خواستم بدونم تو کدوم قسمت مشخص میشه که تام اجیر شده خود ردینگتونه؟؟کسی هست بگه؟؟