سرداران فرهنگ
که شهریارم و صاحبدلان سپاه من است
گنجینه واژگانی شهریار وسیع و ذوق عرفانی وی بدیع است. سخن او آمیخته با راز و توصیف های یگانه ای ست که از لطافت خاصی برخوردار می باشد.
خدمت من اداره رفتن نیست / مهملی گفتن و شنفتن نیست
گل از این شاخه گو بریزد باد / من به جز بار گل نخواهم داد
هجرت شهریار به شهر تهران در زمان بحران سیاسی ناشی از کودتای سید ضیاء و انتقال قدرت از قاجار به پهلوی به وسیله یک کودتای نظامی و استبداد پس از آن بود.در این دوره او فرصت آشنای با ملک اشعرای بهار پدید آمد این دوستی موجب شکوفایی بیش از پیش ذوق شاعرانه شهریار بود ذوقی که از نوجوانی در او ظهور نمود و مصداق این سخن شاه بیتی از اوست.
ملک شعرای بهار از شیفتگان شعر شهریار بود. او که توانایی و ذوق شاعرانه وی را از جوانی دریافت در مقدمه ای که در سال ۱۳۱۰ بر اولین دفتر شعر شهریار می نویسد وی را نه تنها از افتخارات ایران بلکه از مفاخر تمدن شرق می داند.سید ابولقاسم از دوستان نزدیک شهریار نیز در چاپ اولین دفتر شعر وی نقش مهمی داشت.
تخلص او به "شهریار" وام دار تفعل او به دیوان حافظ است که گفت:
شهریار بیشتر غزل ، قصیده ، مثنوی و رباعی سروده است، گنجینه واژگانی او وسیع و ذوق عرفانی وی بدیع است. سخن وی آمیخته با راز و توصیف های یگانه ای ست که از لطافت خاصی برخوردار می باشد.دیوان "حیدر بابا" که شهریار آن را بین سالهای ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ سرود از آثار بارز او و یکی از قله های شعر در ایران است که به چندین زبان ترجمه شده است.شعر معروف "علی ای همای رحمت" و "علی (ع)، انسان کامل" نیز از آثار برجسته شهریار است که به تنهایی می توان آن را برگی از تاریخ شعر عرفانی ایران دانست.
منم که شعر و تغزل در پناهگاه من است / چنانکه قول و غزل در پناه من است
صفای گلشن دلها به ابر و باران نیست / که وظیفه محول به اشک و آه من است
صلای صبح تو دادم به ناله شبگیر / چه روزها که سپید از شب سیاه من است
به عالمی که در او دشمنی به جان بخرند / عجب مدار اگر عاشقی گناه من است
هر آن گیاه که بر خاک ما دمیده ببوی / اگر که بوی وفا می دهد گیاه من است
کنون که رو به غروب آفتاب مهر و وفاست / هر آنکه شمع دلی برفروخت ماه من است
نگاه من نتواند جمال جنانان جست / جمال اوست که جوینده نگاه من است
من از تو هیچ نخواهم جز آنچه بپسندی / که دلپسند تو ای دوست دل بخواه من است
چه جای ناله گر آغوشم از سه تار تهی ست / که نغمه قلمم شور جایگاه من است
کلاه فقر بسی هست در جهان لیکن / نگین تاج شهان در پر کلاه من است
شکستن صف من کار بی صفایان نیست / که شهریارم و صاحبدلان سپاه من است
بزرگ علوی در کتاب تاریخ و تحول ادبیات جدید ایران در خصوص شهریار می نویسد :
محمد حسین شهریار یکی از خوش طبع ترین سرایندگان سال های بیست، ستاره درخشانی است که در جور پرفشار استبداد پدید آمد و افزود.همزمان با اینکه نیما یوشیج شاعر پر استعداد با هستی شایستگی، در گزاره واژگانی واپسین و لطیف ترین پنداشت هایش دچار لغزش می شد، ما شهریار را در پیش روی خود داریم، مردی با شایستگی بیرون از اندازه و استعداد سرایندگی بسیار بالا و استعداد زبانی چندین سویه و چندین گونه، که البته به خاطر شرایط اجتماعی نمی توانست شایندگی هایش را بخوبی ببالانند و در خدمت میهنش بکار گیرد.
هوشنگ ابتهاج (ه.ا سایه) در ستایش شهریار سرود:
خموش سایه که شعر تو را دگر نپسندم / که دوش گوش دلم شعر شهریار شنیده
مهدی اخوان ثالث سروده است:
ای برای تو بمیرم، که تو تبکردهٔ عشقی/ ای بلای تو بجانم، که تو جانی و جهانی
شعر منتشر نشده شهریار پس از فتح خرمشهر در وصف حضرت امام (ره)
به نقاش ازل مانی که با نقش جهان آرا / چمن ها با گل و سرو و صنوبرها بیآرآیی
نه هر کو کاروان راند رموز رهبری داند / تو فن رهبری دانی که رهبر ها بیآرایی
بدین شوق و شهادت ها چه بیم از لشکر دشمن / که هر آنی تو آن دانی که لشکرها بیآرایی
اگر کشور به خورشیدی درخشان می کند آفاق / تو آن خورشید رخشانی که خاورها بیآرایی
دل و جان همه مردم پر از عشق تو جانانه است / جلوخوان ها بیافروزی و سردرها بیآرایی
تو هم خود «شهریارا» گوهر آرایی و گوهر سنج / به هر کانت گذار افتاد گوهرها بیآرایی
شهریار در دوره از تاریخ معاصر ایران ظهور نمود که اختناق ناشی از کودتای نظامی سید ضیاء و توافق استعمار بریتانیا و امریکا بر سر قدرت گیری رضاخان میر پنج بر جامعه ایران سایه افکنده بود، فضای ادبی و فرهنگی ایران در آن سال ها در ادامه مسیر سلطه جریان روشنفکری پس از مشروطه قرار داشت سلطه ای که خواهان ایجاد نوعی ادبیات شبه مدرن متاثر از ادبیات مدرن غرب به ویژه در ادامه روند نهضت ترجمه بود. اکثریت روشنفکران ظهور یافته در این سالها همچون ملک شعرای بهار ، ابولقاسم لاهوتی ، سعید نفیسی ، محمد علی فروغی و... یا با دربار رابطه مستقیمی داشتند و یا در محافل زرسالار پنهان در غرب عضو بودند، این اتفاق فرهنگ ایران زمین را در سال های ابتدایی قرن سیزدهم خورشیدی گرفتار پروژه مدرنیزاسیون کرده بود که مستقیم خواهان احیای مبانی فکری ایران باستان و ارائه چهره ای مرتجع از اسلام و پیرو آن عرفان اسلامی بود.
شعر فارسی در این سال ها شاعران تند مزاج و منتقدی همچون محمد فرخی یزدی ، میرزاده عشق ، عارف قزوینی ، ایرج میرزا را به خود دید مهمترین ویژگی اشعار این شاعران توجه آنان به مضامین اجتماعی و تاریخی بود که میراث ادبیات عرفانی پیش از آن را نادیده می انگاشت حتی پس از ظهور غزل سرایانی همچون رهی معیری و هوشنگ ابتهاج غزل همچنان در حیطه ای ناسوتی در نسبتی کاملا فردی و متوجه مضامینی تاریخی بود و غفلت از پیشینه عرفانی آن کاملا محسوس بود با ظهور شعر نو این غفلت مضاعف شد، در این میان دو شاعر احیا گر میراث ادبیات عرفانی - اسلامی بودند که با اشعار خود توصل به عالم لاهوتی را عیان ساختند و غزل های را در حمد و ستایش ذات حق تعالی سرودند پروین اعتصامی و شهریار این دو بزرگوار بودند.اهمیت شهریار و جایگاه او در شعر در توجه به این نقش مهم در تاریخ ادبیات ایران نهفته است شاید پس از او و متاثر از او بود که ابتهاج نیز مسیری بدیع در مناجات نامه هایش طی نمود و این تاثیر پذیری از شهریار در جملگی شاعران این دوره مشهود است.
سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار) سرانجام در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ دیده از جهان فروبست.
ارسال نظر