هزار نکته باریک تر از «مو» درباره «مو»!
با این که از گذشته های دور آرایش و پیرایش موی سر مردان، راهی برای دل بردن از زنان بوده اما گاه مدل موی مردان نشان دهنده فضای اجتماعی و فرهنگی دوران خود نیز هست.
برخلاف چیزی که تصور می شود، در میان پرندگان آن ها که خوش پر و بال تر و زیباترند، جنس ماده نیستند. طاووسی که دم زیبایی دارد و چترش به زیبایی رنگین کمان پهلو می زند، جنس نر است. ماده اش دمی ندارد که بخواهند بازش کند.
این که یکی از بزرگ ترین دغدغه مردان طاسی سر است، از اهمیت مو خبر می دهد و ریزش موی سر برای مردان همان اندازه مهم و البته آزاردهنده است که برای خانم های محترم، چین و چروک صورت. برای همین است که هر دوره و زمانی یک مدل موست که مد روز می شود. رقابت برای جلب توجه بیشتر از یک سو و اعلام مواضع و دیدگاه های فردی و اجتماعی از سوی دیگر باعث شده تا بتوان با نگاه به مدل موی فردی، بخشی از تیپ شخصیتی و علایقش را حدس زد.
هرچه زمان جلوتر آمده و آدمیان شهری تر و جهان کوچک تر شده، شکل مو و زلف مردان هم معمول تر شده، وگرنه تاریخ پر است از مدل های موی آن چنانی و سنت هایی که مردان برای موی سر و صورتشان وضع کرده بودند. با این که اکنون از جوامع طبقاتی باستانی و ارباب رعیتی خبر نیست، اما همچنان مدل موی سر، مانند لباس می تواند نشان دهنده نوع بینش و خاستگاه و طبقه اجتماعی مردان و زنان باشد.
نسل اول فکلی ها
احمدشاه جزو اولین آدم های مشهوری بود که مدل مویش مد شد. تا آن زمان مدل موی مردان ایرانی ساده و تکراری بود. جز برخی گروه های اجتماعی همچون درویشان و برخی رسته های نظامی، باقی سر خود را با دستار و بعدها با کلاه می پوشاندند. اما آخرین شاه قجر که دلبسته اروپاییان بود، اولین بار عکس هایی بدون کلاه و تاج منتشر کرد.
با روی کار آمدن حکومت پهلوی، نوع پوشش و آرایش زنان و مردان ایرانی تفاوت های جدی پیدا کرد. اگر در دوران قاجار، مردان بدون کلاه و با موهای روغن زده از سوی اقشار سنتی تمسخر می شدند، در دوره پهلوی، سلمانی ها به سرعت مدل های جدید آرایش سر مردان را یاد گرفتند. مدل موی آلمانی که یک بار دیگر در دهه شصت مد شد، نیم قرن قبل ترش در همین تهران مد روز بود. اگر اقشار سنتی و عامه مردم برای برداشتن کلاه و دستارشان سختگیری داشتند، اهالی تجدد از مدل های نو استقبال می کردند. موهای روغن زده و شانه شده که با سبیل های رو به بالا آرایش می شد، تصویر بسیاری از پدر بزرگان نسل امروز است که در قاب های عکس قدیمی جا خوش کرده اند.
خط شکن ها
دهه سی که شروع شد، آرتیست های سینما شدند منبع الهام مدل های موی مردان. بعدها خوانندگان نیز به آرتیست های سینما اضافه شدند. این دوره بود که دوگانه «جوجه فکلی/ کلاه مخملی» به اوج خود رسید. از نظر کلاه مخملی ها، مردان فکلی کراواتی از آنچه آن ها ظاهر مردانه می دانستند، دور بودند. اگر مردان جوان به ظاهر خود می رسیدند، در معابر با کنایه های «داش مشدی ها» و «کلاه مخملی ها» رو به رو می شدند.
چاره دیگری هم نداشتند جز این که راهشان را کج کنند گلاویز شوند؛ البته طبیعی بود برای این که مدل مویشان خراب یا سر و وضعشان خاکی نشود، خودشان را به نشنیدن بزنند. این وضع سال های بعد هم ادامه پیدا کرد. همیشه مردانی که با موی مرتب و مد روز این سو و آن سو می رفتند از سوی شلخته ها با کنایه مواجه می شدند. فرهنگی که تا همین چند دهه پیش وجود داشت و مطابق مد روز بودن، با ارزش های سنتی مردان ایرانی در تضاد تشخیص داده می شد.
نسل الویس پریسلی
دهه های چهل و پنجاه که رسید، فرهنگ وارداتی ستاره های غربی و وطنی مجلات، سینماها و رادیو و تلویزیون ایران را در می نوردید. همان زمانی که بیتل ها سمبل جوانان نسل نوی جهان بودند، شکل موی آن ها که روی گوش را می پوشاند یک به یک شهرهای ایران را فتح می کرد. در دهه پنجاه که جنبش هیپیسم تبدیل به پدیده ای جهانی شد، مدل موی مردان ایرانی هم یکسره تغییر کرد. موهای فر بلند که مانند یک توپ فوتبال سیاه رنگ روی سر آقایان سنگینی می کرد یا موهای لختی که شکل یال شیرها، صورت و گردن آقایان را در بر گرفت، تصویر آشنای خیابان های ایران از رشت تا آبادان بود.
آرتیست ها و خوانندگان حالا رقبای جدی به نام ستاره های ورزشی پیدا کرده بودند. ناصر حجاری، حسن روشن، ستار، ویگن و... ملاک های خوبی برای مدل مو بودند. همان زمان بود که مدل های موی بلند هم که پیش از آن مختص خانم ها بود در خیابان های شمال شهر تهران دیده شد.
برخی خوانندگان و آن هایی که از گوشه و کنایه دیگران ابایی نداشتند، از این تغییر ظاهر نترسیدند. کافی است آلبوم های قدیمی را ورق بزنید تا عکسی از پدر و بقیه مردان فامیل با شلوارهای پاچه گشاد و یقه خرگوشی و موهایی شبیه الویس پریسلی ببینید. با این که همه فکر می کردند وقوع انقلاب بر این تقلیدها نقطه پایانی بگذارد، اما در عمل اتفاق دیگری رخ داد.
از پشت مو تا آلمانی
دهه شصت با زیر و رو شدن های سیاسی و دفاع مقدس همراه بود. ارزش های اجتماعی تغییر کرد. نگاه ها به تیپ و ظاهر تغییر کرده بود. موهای شانه شده به یک سوی سر که کوتاه و مرتب بود، همان مدل ساده ای بود که میان انقلابیون جوان رایج بود. با این که فضای فرهنگی و اجتماعی دهه شصت چنان بود که گشت های انتظامی به مدل های موی پسران و مردان جوان به اصطلاح «گیر» می داد، اما باز هم مدهای روز دست از سر ایرانیان برنداشت.
شاید مهم ترین سمبل ظاهری و تیپ این دهه را باید در شلوارهای پیله دار و پشت مو تفسیر کرد. مدلی که خیلی زود به قول جوانان «خز» شد و از مد افتاد. در جامعه ای که درگیر جنگ و صف ارزاق عمومی بود، جوانانی که ابتدا پشت مو گذاشتند و در آخر دهه دور سرشان را سفید کرده و مدل آلمانی را دوباره زنده کرده بودند، بیش از بقیه توی چشم بودند.
درازی موی دوم خردادی ها
تنوع ناچیز مدل مو در این دهه بیش از همه نشان دهنده وضعیت فرهنگی آن روزها بود. جامعه ای که در آن سینما و ورزشش سوپراستار تولید نمی کرد و در آن تماشای فیلم با دستگاه های پخش خانگی ویدئو جرم بود. مدارس پسرانه متاثر از همین فضا، یکی از شروط انضباطی اش تراشیدن موی سر با شماره چهار و هشت بود.
همین دوران بود که در نیمه دوم دهه هفتاد و روی کار آمدن دولت اصلاحات، آن چه در شهر بیش لز همه زیاد شد، همین پسرکان موبلندی بودند که به عنوان دانشجویان ترم پایین، معتقد بودند دم دستی ترین حسن دوم خرداد، همین است که دیگر کسی در خیابان به مویشان گیر نمی دهد.
عصر کتیرا
دو دهه از زمانی که دیگر مدل مو، دلیل اصلی سوال و جواب ماموران انتظامی از نوجوانان و جوانان نیست، گذشته است. همان روزها بود که دوران اوج مردان زلف بلند لقب گرفت. آن قدر موی پسران جوان دراز شد که کش موی سر مردانه هم به بازار آمده بود. همه می خواستیم تلافی سختگیری ناظم و مدیر دوران مدرسه را دربیاوریم. حالا این که اگر حجم موهایمان کم بود و آنچه در کش می بستیم جای دم اسب، دم موش بود هم باعث نمی شد دست از بلند کردن مویمان برداریم.
نوجوانان حالا از کاربردهای کتیرا بی اطلاعند. در دهه هفتاد که ژل سر، محصولی اعیانی و ناشناخته بود، عطاری ها به منبع درآمد تازه ای دست پیدا کرده بودند. صمغ نوعی گون که اگر در آب خیسانده می شد، محلولی چسبناک و لزج شبیه ژل سر به دست می آمد که می توانست مدل موی شما را در فرم مورد نظرتان حفظ کند. «کتیرای اعلا رسید» اعلان پشت شیشه مغازه های مختلفی شد که می خواستند به تقاضای نوجوانان تازه سبیل سبز کرده پاسخ بدهند.
از همان زمان بود که سلمانی های پیر و خسته تبدیل شدند به آرایشگران مد روز. پدر و مادرهای زیادی در آن سال ها شب ها با قیچی می رفتند بالای سر پسر جوانشان و زلف هایش را قیچی کردند تا به زعمشان دیگر شبیه دختر خانواده نباشد. مدل های مو با نسل جدید آرایشگران متنوع تر شد.
مشکل جامعه موی جوانان است؟
دوران اصلاحات با جمله معروف رییس جمهور تازه به پاستور رسیده، تمام شده بود: «آیا واقعا مشکل جامعه ما، موی جوانان است؟» معلوم است که مشکل جامعه این نبود، اما چند سال گذشت تا معلوم شود یکی از مشکلات جامعه همین مدل موهای عجیب و غریب است. وقتی پای خاص بودن به میان می آید، مدل مو یکی از بهترین روش ها برای نشان دادن آن است.
کچلان دیگر قلندر نیستند
هنوز هم مدل موی نوجوانان و جوانان از روی سوپراستارها تقلید می شود؛ اما نسل جدید استارهای خوبی برای تقلید ندارد. از مدل موی «امیر تتلو» بگیرید که شبیه همان مدل بوکسورها با کمی آب و تاب اضافی است تا «ساسی مانکن» که سال ها یک جور مدل تاج خروسی مدرن را رایج کرد.
با این حال مدل های مو همیشه معنای یکسانی نمی دهد. اگر زمان قلندران سر می تراشیدند و در دهه شصت طرفداران «جمشید آریا» و «یول براینر» آن را تقلید می کردند و نشانه ای بود از خشن بودن، امروز مردان طاس و کم مویی که سرشان را زیر کشت مو نبرده اند، سر می ترساند و کسی هم آن ها را جای خلافکاران نمی گیرد. حالا هر که زلف بلند دارد، درویش نیست، هر چند ممکن است بخواهد به دیگران پیام بدهد که سر در گرو هنر دارد و اهل دل است.
مو؛ نشانه طبقه اجتماعی؟
زمانی کلاه گیس و کلاه های پردار مد بود، مردانی که سرشان پوشش نداشت، افراد بی مبالات و فاقد طبقه اجتماعی بودند. گذر زمان بر شکل و شمایل مردان تاثیر جدی گذاشته است. پدرانی که خود زمانی زلف دراز داشتند، در میانسالی مخالفان جدی پیروی پسران جوانشان از مدت روز می شوند. بی آن که بپذیرند آن پرندگانی که بال و پر رنگی دارند، نرهایی هستند که قرار است علاوه بر جیک جیک کردن، این گونه دل جنس مخالف را نیز بربایند. آرایش سر از همان زمان فراعنه کچل تا همین حالا، نشانه ای از طرز تفکر و دیدگاه و طبقه اجتماعی مردان است. هر چند این مرزها چندان مانند گذشته دقیق و آنکارد شده نیست، اما بازتابی است از دورانی که در آن زندگی می کنیم.
نظر کاربران
خیلی جالب بود.و عین حقیقت
فقط متن پر بود از غلط املایی