۴ علت اصلی طلاق چیست؟
آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که میگویند در شهرها از هر ۳ ازدواج، یکی به طلاق منجر میشود که متاسفانه پیامدهای جبرانناپذیری را به دنبال خواهد داشت.

برترین ها: میگویند یكی از شیرینترین بخشهای زندگی، ازدواج است اما متاسفانه برای بسیاری از جوانان این شیرینی به تلخی طلاق میانجامد. متاسفانه یکی از مسائلی که امروزه در جامعه پررنگتر از قبل شده، پدیده طلاق است. آمارها حاکی از آن است که در دهه اخیر درصد طلاق بسیار بالا رفته، به طوری که میگویند در شهرها از هر 3 ازدواج، یکی به طلاق منجر میشود که متاسفانه پیامدهای جبرانناپذیری را به دنبال خواهد داشت. در این مطلب به علتهای اصلی طلاق در جامعه ایران اشاره میكنیم.
1- عدم شناخت از یکدیگر قبل از ازدواج
اولین علت اصلی طلاق در جامعهایران، نداشتن شناخت مناسب زوج ها نسبت به یکدیگر پیش از ازدواج است. به بیان دیگر خانواده و خود فرد نسبت به خصوصیات و ویژگیهای شخصیتی و رفتاری شریک آینده زندگیاش آگاهی ندارد.
اما راهحل این مشكل چیست؟ برای شناخت صحیح، زوجها ابتدا باید خود را بشناسند و زمانی که به خودشناسی رسیدند در درجه بعد به دنبال کسی باشند که با تواناییها و ارزشهایشان همخوانی داشته باشد. برای شناختن یکدیگر باید چند ملاک و معیار را مورد بررسی قرار دهند از جمله:
- از نظر فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شبیه هم باشند، زیرا نگاه و گفتوگوی فضای زندگی از این مدخل است
- به لحاظ مذهبی در یک راستا باشند و به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند.
- تفاوت سنی را در نظر بگیرند. معمولا یک ازدواج معقول آن است که پسر بزرگتر از دختر باشد. برخی این سؤال را مطرح میکنندکه اگر سن دختر از پسر بالاتر باشد چه پیش میآید؟ در پاسخ باید گفت که اگر طرف مقابل تمام ملاکهای دیگر طرف مقابل را داشته باشد و تفاوت سنی را هم دختر و هم پسر پذیرفته باشند مشكلی نیست.
- توجه به ظاهر: باید هر دو طرف از ظاهر و آراستگی شریک زندگیشان خوششان بیاید. اگر چه خیلی از جوانان این مورد را به عنوان اولین و مهمترین نكته در نظر میگیرند و بعد سراغ سایر ملاکها و معیارها میروند که این نوع شیوه انتخاب، نادرست است.
- میزان یکسان انرژی: دختر و پسر باید انرژیهای یکسان داشته باشند، زیرا این مسئله به آنها کمک میکند که همپا و رفیق یکدیگر باشند.
- توجه به عادتهای شخصی: باید به این مسئله توجه داشت که آیا ما به عنوان یک همسر میتوانیم با عادتهای شریک آینده زندگیمان مانند نوع و نحوه صحبت کردن، لباس پوشیدن، راه رفتن و... کنار بیاییم.
- میزان پول خرج کردن: این را باید بدانید كه نوع، میزان و نحوه پول خرج کردن در زندگی مشترک بسیار مهم است و اگر در این زمینه مشكلی باشد، میتواند حتی منجر به طلاق شود.
بارها دیده شده است که دختران و پسران جوان برای انتخاب همسر به دنبال شخصی متفاوت از خود در واقع نقطه مقابل خود به لحاظ شخصیتی میگردند. به عنوان مثال ممکن است که دختری اجتماعی با روابط عمومی قوی به دنبال مردی باشد که روابط اجتماعی محدودی داشته باشد، وقتی این زوج کنار هم قرار گیرند مسلما یکدیگر را درک نمیکنند و در آینده همین درك نكردن، مسئله ساز خواهد شد. افراد برای انتخاب شریک زندگیشان باید تشابه شخصیتی را مدنظر قرار دهند و شریکی را انتخاب كنند که از هر جهت شبیه خودشان باشد.
۲- توانایی نداشتن ارتباط موثر و سازگار نبودن(عدم تفاهم)
دومین دلیل طلاق در جامعهایراننداشتن تفاهم است. زوجها برای ادامه یک ارتباط رضایتمند باید از مهارتهای زندگی مانند گفتوگو کردن، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند و این را بدانند که با تشکیل زندگی «من» و «منیت» از بین رفته و «من» تبدیل به «ما» میشود. در زندگیمشترک نفع «ما» مطرح است. همچنین زوجها باید توانایی سازگاری در هر شرایطی را داشته باشند. در زندگی مشترک، گفتوگو کردن به عنوان یک عامل مهم در ازدواج موفق است. زوجهایی که بیشتر اهل گفتوگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند. متاسفانه از هر ۱۰ زوج، کمتر از ۳ زوج توانایی گفتوگو کردن به شیوه مناسب را دارند. باید به این مسئله توجه داشت که وقتی نتوان با گفتوگو به حل مسئلهای پرداخت، مشکل بغرنج خواهد شد.

تكراری نشوید
3- آبیاری نشدن رابطه (تکراری شدن)
سومین علت اختلاف و طلاق میان زوجها، تکراری شدن زن و شوهر برای یکدیگر است. این را باید دانست که رابطه زناشویی مانند یک گیاه است و باید برای رشد آن و جلوگیری از خراب شدن و پژمرده شدن به آن رسیدگی کرد. منظور این است که حسها و نگاههای تازه که در روزهای نخست آشنایی وجود داشته را دوباره بسازیم. تازگی داشتن برای یکدیگر سبب میشود که هر دو طرف از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک شوند و حس مهم بودن را به یکدیگر انتقال دهند. زمانی که زوجها وارد فضای طلاق میشوند در واقع این پیام را برای یکدیگر میفرستند که «تو برای من مهم نیستی.» این در حالی است كه هر دو طرف میتوانند كارهایی انجام دهند كه برای طرف مقابل تكراری و خستهكننده نشوندوطرف مقابل هم اهمیت آنهارا در زندگی خودش بداند.
۴- دخالتهایی از بیرون
چهارمین علت اصلی طلاق را میتوان دستهای دخالتگری از بیرون دانست، دخالتها میتواند شامل موارد ذیل باشد:
- دخالت خانواده: متاسفانه بسیاری از زوجها این مجال و اجازه را به خانوادههایشان میدهند که از همان روزهای اول ازدواج در زندگیشان مداخله كنند. علت این دخالت به وابستگی فرد به خانواده نخستینش بازمیگردد. دختر و پسر وقتی درصدد تشکیل زندگی مشترك هستند، باید وابستگی خود را از خانواده کم كنند و هر کدام از آنها برای پایداری زندگی شان به مدیریت خانواده خود بپردازند.
- دخالت امور شغلی و کاری: اهمیت دادن بیش از اندازه به کار و شغل سبب میشود که زوجها نتوانند وقت مفید و کافی کنار یکدیگر داشته باشند که بالطبع این مسئله باعث میشود محبت در خانواده کمرنگ شود. این را باید دانست که شغل همه زندگی نیست بلکه ابزاری برای زندگی است.
- دخالت اهداف شخصی: گاهی یکی از زوجین اهداف خود را بزرگ جلوه داده و به آن بها میدهد، مثلا ممکن است یکی از همسران دوست داشته باشد به خارج از کشور مهاجرت کند یا اینکه در منطقه خاصی خانه داشته باشد، در حالی كه طرف مقابل چنین تفكری ندارد. وقتی به این مسائل بیش از حد پرداخته شود عملا سکان زندگی از دست زن و شوهر خارج میشود و روابط به سمت گسسته شدن پیش میرود. بهترین راهحل برای این دسته از زوجها این است که امیال و اهداف خود را در خانه مطرح کنند و تصمیم مشارکتی بگیرند. امروزه فضا، فضای مشارکتی است.
- دخالت فرزندان: زوجها برخی اوقات به فرزندانشان بیش از اندازه بها میدهند، به طوری که تصمیمات را فرزندان بر عهده میگیرند تا جایی که حتی زن و شوهر به دلیل توقعات بالای فرزندانشان لحظهای نمیتوانند با همسرشان خلوت كنند.
نظر کاربران
یکی از عوامل مهم طلاق که اینجا ذکر نشده است ازدواج است اگر ازدواج نکنیم هیچ وقت طلاق نمیگیریم
پاسخ ها
khob age be donya nayaeem ham hichvaght nemimirim halllll shooood alaaaaan??????
bahat movafegham
میدونین علت اصلی طلاق چیه؟اینه که دیگه زن دیگه زن نیست و مرد هم مرد نیست.علتش اینه وگرنه قدیما که از این مشکلات نداشتیم
پاسخ ها
قدیما هم از این مشکلات بوده ولی سازش بیشتر بوده بخاطر مسایل فرهنگی اجتماعی. زوجها یه جورایی به پای هم میسوختن و میساختند البته نه همشون، اکثرشون
وقتي كه اسم طلاق مياد عرش خدا ميلرزه ،طلاق آخرين راهه و اولين راه نيست. فقط يه كم گذشت لازمه فقط يه كم
به نظر من عامل سوم يعني آبياري نشدن خيلي مهمه چون مهمترين بخش ازدواج است.
میدونین چرا طلاق زیاد شده؟ چون تحمل ها کم شده! هیچکس دیگه حوصله ی آدمی رو که باهاش فرق داره و ناراحتش میکنه رو نداره! همه راحت طلب شدن...هیچکس خودش رو لایق بی احترامی و ناراحتی نمیدونه...البته گاهی یه آدمای بیچاره ای مثل من پیدا میشن که باگذشت ادامه میدن ولی چه فایده؟؟؟؟ خودمونو و روحمونو ازبین میبریم وهرروز یه جور میزنیم تو سرو کله ی هم و لذت یه زندگی راحت وشیریت رو ازخودمون دور میکنیم...
میدونی چرا کار به طلاق می کشه برای اینکه عشق واقعی وجود نداره . الان به ایتمهایی مثل پول و موقعیت اجتماعی توجه میشه.نمیگم مهم نیستند ولی وقتی دو نفر هم دیگه رو دوست داشته باشند به هم احترام میذارن ، گذشت می کنن و به جای دعوا و کل کل های بی خود سعی میکنن به هم کمک کنن.
pas etiad chy faghr chy khianat chy na zaee chy daste bezan chy asabe kharab chy in hame daliloooooo nagoftinaaaaaaaaaaaaaa
به نظر من عامل اصلی طلاق این سالهای اخیر مشکل اقتصادی زوج هاست و توقع بالا و زندگی تجملاتی و در اصطلاح چشم و هم چشمی ها کم کم انسان رو از اهداف واقعی دور می کنه و بدا به روزی که مرد از پس خواسته های زن بر نیاید
علت اصلی طلاق بی مسئولیتی و عدم تعهد و پایبندی به یکدیگره.
همه این دلایل درسته ولی خیلی دلایل دیگه هم هست که نگفتین مثل تغییر کردن زوجها بعد از ازدواج، وعده دروغ دادن، خیانت و خیلی چیزای دیگه. من که فکر می کنم ازدواج کلا اشتباهه چون اگه طرفین هیچ مشکلی هم با هم نداشته باشن بعد از یه مدت واسه هم تکراری می شن و خیلی هم طبیعیه.
علت اصلی طلاق هوسبازیه و تمام
فقط فقط فققققققققط نبودن علاقه ی واقعی بین زن و شوهر میتونه جدایی ب بار بیاره . اگر واقعا دو طرف همو دوست داشته باشن هرکاری ک بخوان انجام بدن قبلش ب رضایت طرف مقابلشون فکرمیکنند. سرکار نرفتن و اعتیاد مرد و دل ندادن ب زندگی و بی حوصله بودن زن همش بهانست. فقط باید طرفتو دوست داشته باشیییییییی همین.
زندگی = عشق دو طرفه
علت اصلی طلاق دخالت پدرومادر ها هستند مادرشوهر و پدرشوهر که باعث اختلاف و دخالت و دعوا میشوند منجر به دعوا و دلسردی بیزاری یکدیگر میشه .پسرها وابستگی زیاد دارند مرد نیستند بچه ننه و مامانی اند اجازه دخالت و ححرف شنوی از والدین میشن
ممنون از سایت خوبتون، داشتم موضوع طلاق رو میشگتم این سایت هم جالب بود مشاوره اش. http://goo.gl/8VcYYO
سلام نظر همه شما محترم و قابل تحسین هست من اعتقاد دارم اگر دوطرف واقعا همدیگر را دوست داشته باشند عاشق همباشند باور کنید بخاطر دوست داشتن همدیگر را تحمل میکنندو هیچ وقت اسم طلاق تو زندیگیشون خطور نمیکند(میگن بیستون را عشق کند فرهاد شهرتش را برد) با معجزه عشق میشود
من الان به مدت شش ماه دارم به طلاق فکر می کنم چون دیگه از ساپورت یه مرد مفت خور که همه اش جلو تلوزیون ام داده و بیکار و مدام تریاک دود میکنه و فقط به واسطه واریز یارانه تونیم تخممرغ و نان و روغن برای 30 روزمان بخریم متنفر و خسته شدم... من از ساعت 7 تا 4 عصر می رم سرکار تا پول مواد ایشون و اجاره خانه و قبوض برق و گاز جور بشه
خیانت زناشوئی و عدم فهم ، دو علت اصلی برای طلاق است . زیرا سلب اعتماد و عدم تفاهم را نتیجه می دهند . و این دو یعنی زدن تیر خلاص به زندگی مشترک است :