خاطره عسگراولادی از پوشش خانمهای بیت
اسفند ماه ۱۳۹۱ بود که اعضای شورای مرکزی کمیته امداد امام خمینی، در ظهر یک روز جمعه به جماران آمدند تا با حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی دیدار کنند. مرحوم عسگراولادی در اواسط برنامه به محل ملاقات رسید و در کنار میزبان نشست.
پایگاه اطلاع رسانی جماران نوشت: از آن لحظه، این او بود که فضای جلسه را با مطایبات و خاطرات خود تغییر داد و گویی در ادامه همان رویکردی که آغاز کرده بود، می خواست تا جایی که میتواند از ناگفتههای شنیدنی اش بگوید و چیزی را از قلم نیندازد.
او در دیداری که مربوط به کمیته امداد امام خمینی بود، هر لحظه که خاطرهای را به یاد میآورد نقل میکرد و به قول خودش به موضوع «حاشیه» میزد.
امام در درس طوری حرف می زد که منِ عوام هم بفهمم!
تجربه شرکت در درس امام، خاطره جالب دیگری بود که میهمان ویژه جماران، به ذهنش آمد و بدون بهانه در ادامه خاطرات دیگر خود، آن را برای حضار بیان کرد: «من یک روز وارد درس امام شدم؛ بحث شرایط وجوب حج(استطاعت) بود؛ همه فضلا سوال میکردند. بعد از اینکه همه، حرفشان را زدند امام گفتند اینهایی که گفتید متن بحث است، اما یک مسئلهای مغفول مانده و آن اینکه تحصیل استطاعت، لازم و واجب است یا مباح است؟ بعد گفتند به نظر بنده تحریک اهل ایمان به استطاعت، به سلامت اقتصادی اهل ایمان کمک میکند که بگوییم مومن وظیفهاش تحصیل استطاعت است و بعد فرمودند، نمیگویم این یک فتواست و در متن سیره پیامبر و ائمه است یا در قرآن هست؛ اما میگویم این امر برای استحکام اقتصادی اهل ایمان موثر است که یک مومن همچنانکه برای نماز و روزه وظیفه تحصیل مقدمات دارد، مقدمات حج هم استطاعت است.
ایشان طوری این بحث را بیان کردند که منِ عوام هم متوجه بحث شدم. این را گفتم تا بگویم یکی از ویژگیهای امام این بود که حتی در سنگینترین درسها و پیچیدهترین امور، پیچیدگیهای اصولی و فقهی، طوری حرف میزدند که منِ عوام هم بفهمم و فقط فضلا متوجه نشوند».
به همسر امام گفتم...
بخشی از خاطرات عسگراولادی به ملاقاتش با حاجیه خانم خدیجه ثقفی همسر امام راحل، چند روز پس از رحلت رهبر فقید انقلاب اسلامی مربوط میشد. او از آن ملاقات، اینگونه سخن گفت: «یک هفته بعد از رحلت امام به دیدن همسر ایشان آمدم. گفتم خانم میخواهم یکی، دو یادگاری(خاطره) از امام برای شما بگویم. گفتند بفرمایید! گفتم امام یکبار سه هزار تومان یا پنج هزار تومان به من دادند و گفتند این را به منزل آقای ثقفی ببرید، خانم آقای ثقفی را پشت در بخواهید، این مبلغ را به ایشان بدهید و اگر ایشان نگرفت بگویید فلانی سلام رساند و گفت اگر نگیرید، دیگر از شما قرض نمیکنم! امام قبل از اینکه سال زراعی انجام شود، گاهی اوقات برای(جبران) کمبود هزینه زندگی قرض میگرفتند تا وقتی که محصول زراعی خمین برسد. من دم درب منزل رفتم و پس از سلام و عرض ادب آقا به شما، خواستم مبلغ را تقدیم کنم. ایشان گفتند نمیگیرم! ندادهام که بگیرم! گفتم آقا هم این پیش بینی را میکردند، اما گفتند سلام برسانید و اگر نگیرید، دیگر من قرض نمیگیرم؛ تا اینکه پول را گرفتند. من گفتم خانم قدر این داماد را بدانید...
گفتم امام نسبت به شما نهایت احترام را می گذاشتند و به ما آموزش می دادند که چگونه موقعیت همسر را حفظ کنید.
نظر امام در مورد پوشش خانم ها
او در ادامه روایتی را از نگاه امام نسبت به بانوان بیت خود، نقل کرد و گفت: «کسانی اینجا و آنجا صحبت کرده بودند که همسر امام و سایر خانمها لباس غیر حزباللهی دارند و شاید زینتشان فرق کند؛ این حرف، شاید به گوش حضرت امام رسیده بود. در یک جلسه خصوصی، کسی مشابه این حرف را زده بود و امام فرموده بودند: یعنی خانواده من از بیتالمال سوء استفاده کردهاند؟ گفتند: نخیر! امام گفتند: از مال خودشان است؟ من معتقد نیستم که خانمها را باید در لباس و آلایش و آرایش (به آنها) دیکته کنیم؛ مهم اداره زندگی است.
من بدون اینکه به همسر امام این مثال را بزنم، به ایشان گفتم شما یار امام در صحنه های گوناگون بودید و هرجا صحبت از امام میشود، صحبت از شما هم میشود.
ایشان(همسر امام) گفتند همینکه شماها درک میکنید امام راجع به زندگی چگونه فکر میکند و در مورد من و سایر اهل خانه چگونه فکر میکرد، همین برای من بسیار مهم است».
ارسال نظر