ضرب شست زن رزمی كار به مهاجم تبهكار
زن رزميكار وقتي ديد دزدي قصد حمله به وي را دارد با ضربهاي سهمگين وي را زمينگير كرد.
اين زن ورزشكار كه به همراه پسرش به يك مركز خريد در جنوب تهران رفته بودند، وقتي به خانه بازميگشت در كوچه مورد هجوم يك دزد قديمي قرار گرفت كه با يك ضربه رزمي توانست وي را دستگير كند.
ساعت ۲۱ شامگاه ۲۲ آبانماه سال جاري زماني كه زن جواني به همراه پسر ۱۵سالهاش از يك مركز خريد در جنوب تهران به خانه بر ميگشت با پيادهشدن از تاكسي وارد خيابان مخصوص شد كه ناگهان يك موتورسوار به تعقيب آنان پرداخت. زن جوان كه متوجه حضور موتورسوار ناشناس با رفتار خطرناكش شد با نگراني به وي خيره ماند.
مرد موتورسوار سرعتش را زياد كرد و وسط كوچه رفت در آنجا دور زد و به سمت مادر و پسر نوجوان كه دو كيسه در دست داشتند برگشت و ناگهان در چشم برهم زدني به سمت زن جوان هجوم برد و كيفدستي و كيسهاي كه در دستش بود را قاپيد. پسر ۱۵ ساله وقتي ديد مرد مهاجم به مادرش حملهور شده است با كيسهاي كه دستش بود، ضربه محكمي به سر مهاجم زد.
در اين ميان موتورسوار كيفقاپ تعادلش را از دست داد و زمينگير شد. مرد مهاجم وقتي ديد كه به محاصره مادر و پسر درآمده است، موتورش را روشن كرد و خواست به سمت پسر نوجوان هجوم ببرد اما در اين ميان مادر رزميكار با ضربهاي تكنيكي مانع فرار وي شد و سپس با دو دستش موتور را چسبيد.
مرد مهاجم با گازدادن سعي در فرار داشت. وقتي همسايهها متوجه سروصداهاي زن رزميكار شدند به كمكش رفتند و كيفقاپ حرفهاي را دستگير كرده و وي را به مأموران كلانتري ۱۱۲ ابوسعيد تحويل دادند. بدين ترتيب، با حضور مأموران پليس در صحنه سرقت «يعقوب» ۲۷ ساله به دام افتاد.
زن رزميكار در ادامه تحقيقات به مأموران پليس گفت: ساعتي پيش به همراه پسرم براي خريد كفش و لباس به مركز خريد رازي رفتيم. پس از خريد سوار تاكسي شديم تا به خانه برگرديم، وقتي وارد كوچه شديم، همانجا با اين مرد موتورسوار كه نگاه عجيبي به ما داشت، روبهرو شديم به پسرم گفت كه اين مرد حالت عادي ندارد.
همين كه دستم را توي كيفم بردم تا كليد خانه را دربياورم مرد مهاجم به سمتم هجوم آورد و كيف دستي و كيسهاي كه لباسهاي خريدم بود را قاپيد كه پسرم به وي مهلت نداد و با كيسهاي كه كفش ورزشياش داخل آن بود، ضربه محكمي به سرش زد و دزد در حالي كه ميكرد از دستمان فرار كند، از آنجا كه رزمي كار هستم با تكنيك رزمي چند ضربهاي به وي زدم در اين كشمكش تاندونهاي دستم پاره شده است.
با گفتههاي اين زن رزميكار، مأموران كلانتري به دستور بازپرس دادسراي منيريه تحقيقات ميداني را در اين باره آغاز كردند.
مأموران در نخستين گام دريافتند كه مرد مهاجم يعقوب نام دارد و از دزدان سابقهدار است و حدود يك سال پيش به خاطر كيفقاپي و موتور دزدي به يك سال زندان محكوم شده است. همچنين مشخص شد كه يعقوب ۲۰ روز پيش از زندان آزاد شده و باز دست از دزديهايش نكشيده است.
فــــرار نــاكام
دزد سابقهدار زمانيكه در حال انتقال به كلانتري ۱۱۲ ابوسعيد بود، از غفلت مأمور همراه سوءاستفاده كرده و پا به فرار گذاشت، اما پس از مسافت كوتاهي تعقيب و گريز در برابر كاخ دادگستري دستگير شد.
اين دزد حرفهاي در حالي كه دستبند به دستش بود در كنار سرباز كلانتري روي صندلي راهروي دادسراي منيريه نشسته بود وقتي با زن رزميكار روبهرو شد سرش را پائين انداخت.
به چه اتهامي دستگير شدي؟
اتهامي ندارم.
پس چرا دستبند به دستت است؟
با موتورم در خيابان مخصوص در حال حركت بودم كه خيلي اتفاقي با اين زن تصادف كردم.
وي ميگويد تو خواستي كيفش را بقاپي؟
من كيفقاپ نيستم حاضرم قسم بخورم وي به من تهمت ميزند.
چرا تهمت؟
نميدانم از خودش بپرسيد.
مگر اين زن با تو دشمني دارد؟
قبول ندارم، نميدانم چرا اين حرفها را ميزند.
شما سابقهداري؟
چه سابقهاي؟
بخاطر موتوردزدي يكسال به زندان افتادي؟
قبول دارم. اما سرقت يك سال پيش من چه ربطي به الآن دارد.
كي از زندان آزاد شدي؟
حدود ۲۰ روز پيش.
آيا ازدواج كردي؟
خير، اما قرار بود ازدواج كنم.
خانوادهات ميدانند اينجايي؟
تا الآن حتماً باخبر شدهاند.
خواستي از دست پليس هم فرار كني؟
سكوت، مأمور غفلت كرد من هم پا به فرار گذاشتم.
كسي كه بيگناه باشد فرار نميكند؟
سكوت ميكند كمي بعد ميگويد من حاضرم قسم بخورم كه قصدم قاپيدن كيف اين زن نبود فقط با وي تصادف كردم.
نظر کاربران
کسی که سلاح سرد نداره میشه راحت با چند ضربه از پا درش اورد اما کسی که سلاح سرد داره هم سخته هم خیلی خطر ناکه روبرو شدن باهاش.
این زنه هم شانس اورده که طرف چاقو قمه یا از این حرفا نداشته اگرنه زنه کارش با کرام الکاتبین بود!