صداوسیما، پزشکیان و روحانی را دوست ندارد!
آنچه از زبان رئیسجمهوری پیشین بیان شده حکایت از تنگتر شدن دایره دارد تا جایی که صحبت از یک جناح و یک جریان هم نباشد و به یک گروه تنزل یابد. همانها که هستۀ اصلی استیضاح وزیر اقتصادند و بایکوت سخنان رئیسجمهور پزشکیان در قبال آن میتواند ناشی از همین باشد.
هم میهن: آنچه از زبان رئیسجمهوری پیشین بیان شده حکایت از تنگتر شدن دایره دارد تا جایی که صحبت از یک جناح و یک جریان هم نباشد و به یک گروه تنزل یابد. همانها که هستۀ اصلی استیضاح وزیر اقتصادند و بایکوت سخنان رئیسجمهور پزشکیان در قبال آن میتواند ناشی از همین باشد.
«صداوسیما در اختیار ملت نیست، در اختیار یک جناح و گروه هم نیست، در اختیار یک گروهک است، آیا آزادی وجود دارد؟ اگر حاکمیت ملی نباشد، استقلال هم نیست. اگر یک جناح اقلیت حاکم باشد استقلال نیست، چون حاکمیت ملی نیست. تا این را حل نکنیم استقلال و آزادی تأمین نمیشود.»
این سخنان را حسن روحانی رئیسجمهوری ایران در سالهای 1392 تا 1400 گفته که دل پرخونی از صداوسیما دارد و جالب اینکه او خود پس از صادق قطب زاده مدتی رئیس شورای سرپرستی صدا و سیما بوده و اتفاقاً در آن فضا منشأ تحولاتی برای جذب مخاطب و اعتمادسازی هم بوده و حالا اینگونه صریح بر آن میتازد.
رئیسجمهوری کنونی البته بنا بر وفاق گذاشته و از هر سخنی که به آن آسیب رساند میپرهیزد و میکوشد نقدهای خود را در لفافه و با طرح سوالاتی با چرا و چگونه و چطور طرح کند یا سراغ موضوعاتی رود که سایش و اصطکاک کمتری با مقولات اصلی و حساس دارد یا از نهجالبلاغه نقلی آورد تا انگی بر او ننشانند اما هیچیک از این ملاحظات سبب نشده صداوسیما در نشر و انعکاس خبرهای او گزینشی عمل نکند اگرچه عجالتاً مورد عتاب و خطاب مستقیمشان نیست در حالی که خاتمی و روحانی بودند و بیشتر سراغ اطرافیان میروند.
با این حال اگر دربارۀ ضرورت پیوستن به افایتیاف بگوید پوشش نمیدهند اما اگر به قیمت تخممرغ اشاره کند برجسته میسازند چراکه از نظر صداوسیما رئیسجمهوری نه عالیترین مقام رسمی کشور پس از مقام رهبری و مسئول اجرای قانون اساسی (عین تعریف اصل 113 قانون اساسی) که متولی بخشی از اقتصاد و همۀ معیشت مردم است و نه بیشتر.
با این همه وقتی رئیسجمهوری بار دیگر در واکنش به استیضاح وزیر امور اقتصادی و دارایی سخنی گفته قاعدتاً باید برای یک رسانه جذابیت و ارزش خبری داشته باشد و آن را نقل کند اما صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در چارچوب اینگونه قواعد نمیگنجد و در حالی که عرفاً رسانه دولتی شناخته میشود و از دولت بودجه میگیرد اگر دولتی ناهمسو با گرایش سیاسی مدیران آن بر سر کار باشد خیلی که لطف کند بایکوت میکند و نادیده میانگارد و اگر نخواهد لطف کند شمشیر از رو برمیکشد و همسو با منتقدان موضع میگیرد و در تنور آنان میدمد.
اینگونه است که خبر دیدار صبح سهشنبۀ اعضای شورای راهبردی توسعۀ فرهنگ قرآنی با رئیسجمهوری را (که طبق سنت همهساله قبل از ماه رمضان انجام میشود) با تفصیل پوشش میدهد و هم سخنان رئیسجمهوری را پخش میکند که توصیه کرد «به جای یادگیری قرآن با تغییر رفتار به آن عمل کنیم» و هم صحبتهای دبیر شورا را که از برنامۀ حفظ قرآن به عنوان یکی از محورها یاد کرد تا بدانیم کار خودشان را میکنند و توجه چندانی به دیدگاه آقای پزشکیان ندارند که پرسیده بود: «اگر حفظ کنند و عمل نکنند به چه درد میخورد؟»
شامگاه همان روز سهشنبه اما آقای پزشکیان با اعضای مجمع نمایندگان استان همدان دیدار و در آن با اشاره به استیضاح وزیر اقتصاد -که قرار است یکشنبه 12 اسفند انجام شود -تصریح کرده بود: «با تغییر آدمها مشکل حل نخواهد شد. اقتصاد و تلاطمهای اقتصادی تاثیر زیادی از اخبار و اتفاقات میگیرد و در این اوضاع که گاهی یک تصمیم حتی در کشورهای دیگر بازار را دچار نوسان میکند. با این توصیف خبر استیضاح وزیر اقتصاد هم به بیثباتی بازار دامن زده است.»
یا این که در واکنش به تغییر برخی مدیران اجرایی گفته بود: «اصلاح و تغییر، مسیری زمانبر و کُند است و نمیتوان با تغییر افراد انتظار اصلاحات یکشبه را داشت. چندین دهه است که مسیر تغییر مدیران برای اصلاح امور را طی کردهایم و دیدهایم که با تغییر افراد نمیتوان به اصلاحات رسید؛ اصلاحات مسیری تدریجی و زمانبر است.»
اگر کسی اخبار را تنها از طریق صداوسیما دنبال کند میپندارد رئیسجمهور هیچ موضعی در قبال استیضاح عبدالناصر همتی نداشته است و اگر از برخی شبکههای خاص صداوسیما پیگیر باشد شاید حتی تصور کند مقصر اول و آخر تلاطم بازار دلار شخص همتی بوده و اصلاً «مظلومین» و «جمشید بسمالله» هم از همتی دستور میگرفتند مثل آن قصۀ مضحک که بابک زنجانی دربارۀ مرحوم نوربخش ساخته بود.
آنچه تحمل صداوسیما را دشوارتر میکند این هم هست که سابق بر این میشد از دست بخشهای خبری که سخنان مهم رئیسجمهوری را سانسور یا بایکوت میکند به سریالها و برنامههای غیرخبری و غیرسیاسی پناه برد اما وقتی به یاد میآوری سازمانی وابسته به همین صداوسیما برای توقیف سریال مورد علاقهات در شبکه نمایش خانگی اقدام کرده تا خودشان بیرقیب بتازند و سریالهای خود را به خورد مخاطب بدهند دل و دماغ شنیدن «اُفتاد، اُفتاد» حشمت خان فردوس با بازی داریوش ارجمند در بازپخش «ستایش» را هم از دست میدهی؛ هرچند نیمنگاهی داری و وقتی در همین حال و هوا میشنوی نرخ دیۀ تعیینشده در سال ضبط یا پخش این سریال- دوران خاتمی یا اوایل بعد از او - تنها 350 هزار تومان بوده، ناگهان از خود میپرسی خدایا! آخر در این 20 سال چه اتفاقی افتاده که حس اصحاب کهف به آدم دست میدهد؟
در همین گیر و دار خبر میرسد بودجه این سازمان 11هزار میلیارد تومان دیگر افزایش یافته و مخاطب به خود حق میدهد بخواهد دستکم اخبار رئیسجمهور را بیسانسور پخش کنند تا برخی تصور نکنند بنده خدا پزشکیان همچنان دارد نهجالبلاغه میخواند.
اصلاً باشد! به مخاطب بها نمیدهند. حداقل به خاطر آن 11 هزار میلیارد تومان بیشتری که قرار است بگیرند و قاعدتاً از دولت باید دریافت کنند کمی از این رفتار فاصله بگیرند.
مجریان محبوب را از بخشهای ورزشی و فرهنگی حذف کردند و با سریالهای مورد علاقه در شبکه نمایش خانگی درمیآویزند. دستکم چهارکلمه صحبت رئیسجمهور را درست منعکس کنند!
اگر رئیسجمهوری عالیترین مقام رسمی پس از رهبری است چه کسی به لحاظ اداری شایستگی دارد تشخیص دهد کدام بخش از سخنان او را پخش کنند یا نکنند؟
آنچه از زبان رئیسجمهوری پیشین بیان شده اما حکایت از تنگتر شدن دایره دارد تا جایی که صحبت از یک جناح و یک جریان هم نباشد و به یک گروه تنزل یابد. همانها که هستۀ اصلی استیضاح وزیر اقتصادند و بایکوت سخنان رئیسجمهور پزشکیان در قبال آن میتواند ناشی از همین باشد.
نظر کاربران
ماهم دوست نداریم
ملت هم از صدا و سیما متنفرند
بدرک که دوست نداره .مهم نیست.
ما هم از صدا و سیمای جلیلی و جبلی بیزاریم