ایران و ماجرای دوگانه آذربایجان - ارمنستان
در پسزمینه گستردهشدن درگیری آذربایجان و ارمنستان، آنچه بیشتر از همه به چشم میآید، جهتگیریهای متفاوت و به نوعی تعجببرانگیز برخی مقامهای رسمی وابسته به ارکان نظام و ظهور بعضی واکنشهای قومیتی در کشور است.
روزنامه همدلی: در پسزمینه گستردهشدن درگیری آذربایجان و ارمنستان، آنچه بیشتر از همه به چشم میآید، جهتگیریهای متفاوت و به نوعی تعجببرانگیز برخی مقامهای رسمی وابسته به ارکان نظام و ظهور بعضی واکنشهای قومیتی در کشور است.
در این جریان، تناقض و عدم یکپارچگی در تبیین مواضع، که همواره به عنوان یکی از چالشهای مهم در عرصه سیاست خارجی ایران بوده، به مثابه خلأ دیگری در این زمینه خود را نشان میدهد.
فارغ از اینکه در موضوع قرهباغ، واژه حق در کفه ترازوی کدامیک از طرفین سنگینتر به نظر آید، نوع جهتگیری ایران نسبت به این درگیری، هوشمندی و درایت خاصی را طلب میکند. سالیان درازی است که تجزیهطلبان در سودای ایجاد خلل در جغرافیای این مرزوبوم هستند و از هر بهانه کوچکی به عنوان اهرمی برای اهداف شوم خود استفاده میکنند. در این میان، همزبانی هموطنان ایرانی آذریزبان، با شهروندان آذربایجان استقلال یافته از داس و چکش شوروی سابق، از دیرباز نقطه نفوذی برای رخنه در جغرافیای این مرزوبوم به شمار میرفته است. از همینروست که مطرح شدن ترکیب جعلی آذربایجان شمالی و شعارهای نفرتانگیز عده محدودی از تجمع کنندگان در تبریز، امید واهی تجزیهطلبان را رنگی جدید بخشیده است.
بسیار دیده شد که شهروندان مهاجر یک کشور علیه یا در حمایت از کشور خود در سرزمینی دیگر، تجمعها و همایشهای متفاوت تشکیل دادهاند، شعارهای طرفدارانه یا براندازانه سر دادهاند و اینگونه واکنش خود را نسبت به حوادث خاک اصلی خود نشان دادهاند، اما تظاهرات برخی ایرانیهای آذریزبان در تهران و تبریز در حمایت از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان، اما با شعارهایی قومگرایانه و تفرقهافکنانه، از نمونههای نادری است که تنها تصویری از تعجب بر چهره دیگر هموطنان آنان مینشاند. در این میان واکنش نمایندگان ولی فقیه در چهار استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، که جمعیت بیشتری از هموطنان آذریزبان را به خود اختصاص داده است، بیش از هر چیز تعجب برانگیز مینماید.
اینکه اکثریت شیعهنشین جمهوری آذربایجان، دلیلی باشد برای آنکه این مقامهای مذهبی، از آذربایجان به نام کشور اهل بیت یاد کنند، شاید تا حدودی از منظر تعلقات مذهبی آنان، منطقی به نظر آید، اما آیا این مسئله میتواند ایران را وارد مناسباتی تبعیضآمیز میان ایران با دوکشور همسایه کند؟ چرا این بیانیه مشترک تنها از سوی همین ۴ روحانی آذری بیان شود؟ آیا صرفا آذریبان بودن این روحانیون باعث اتخاذ این رویکرد ایشان در حمایت از حق فرضی آذربایجان شده است؟ فارغ از برابری جان آدمیان، در منطقهای که ۹۰ درصد آن را شهروندان ارمنینشین قرهباغ تشکیل میدهد و آذربایجان - این متحد ممتاز اسرائیل - با هدف تصرف سرزمین در آن پیشروی کرده است، تا چه میزان جان شیعیان آذریزبان در خطر است که لازمه تحقق چنین بیانیهای را فراهم کرده است؟
آیا این شائبه مطرح نخواهد شد که این اعلام نظر از جانب ایشان به عنوان افرادی منتسب با رهبری و نظام، میتواند دربرگیرنده نظر مستقیم و شفاف ایران نسبت به این غائله باشد؟ آیا ایراد چنین موضعی از سوی مقامهای رسمی، خود زمینهای برای سوءاستفاده برخی افراد در کشور ایجاد نخواهد کرد؟ از دید منطق سیاسی، به لحاظ دست برتر آذربایجان در قدرت نظامی، اقتصادی و پشتیبانی منطقهای در منازعه مقابل ارمنستان، نتیجه پایان ادامه احتمالی این جنگ، از پیش قابل ارزیابی است و بنابراین اعلام حمایت کشوری مانند ایران از هر کدام از طرفین درگیری که با هر دو روابطی دوستانه دارد، میتواند آینده سیاسی روابط دوجانبه با طرف دیگر را با مخاطره روبهرو کند، امری که در درازمدت به سود ایران نخواهد بود. از طرفی لزوما اعلام طرفداری کشور در حمایت یکی از طرفین درگیری به عنوان نشانهای از نقشآفرینی سیاسی کشور در منطقه نخواهد بود. اعلام بیطرفی همواره به عنوان گزینهای مطلوب از سوی بسیاری از کشورها در رویارویی با چنین حوادثی به شمار میرود. لفظ بیطرفی، حتما به معنای بیاعتنایی یا سهلانگاری نسبت به حوادث پیرامونی نیست، بلکه در مواقع لازم نشانهای از بلوغ و خویشتنداری سیاسی است که نه تنها از گسست ارتباط با دو کشور همسایه جلوگیری میکند، بلکه میتواند به عنوان رویکرد یکپارچه کشور، مانع از بروز سوءاستفادهها و اعمال نظرهای موازی شود. از منازعه قرهباغ - این هدیه استالین به آذربایجان - همان هدیههای نامیمونی که به شکل خمپاره و ترکش راکتها، بر پیکر روستاهای مرزی کشورمان مینشیند کافی است، دیگر نباید گذاشت عرصه یکپارچگی تاریخ و جغرافیای این سرزمین، جولانگاه گرد و خاک دیگرانی شود که به حق یا ناحق، خواستار الحاق خاکی دیگر به سرزمینشان هستند. در تاریخ این سرزمین، فارس، ترک، کرد، لر، عرب، بلوچ و هر قومیت دیگری از هر مذهب و زبان و مرام، ایرانی بودن خود را بر صدر عناوین خود نشاندهاند و بر حاکمان و مردمان این مرز و بوم است که وحدت ملی تحت نام ایران و ایرانی بودن را ارج نهند و آن را فدای همراهی با تاخت و تاز اجنبی نکنند.
ارسال نظر