دختربچه ای که مادرش را از سوختگی نجات داد
اِلا دختر ۸ ساله با استفاده از آنچه در مدرسه یاد گرفته بود مادرش را از سوختگی های شدید نجات داد.
به گزارش برترین ها ، بسته غذا بعد از خارج شدن از مایکرویو منفجرشده و قسمت هایی از پوست صورت و بدن خانم ویکی پاتمور، مادر الا را سوزانده بود.
بر اثر انفجار غذا و پاشیدن سس آن به اطراف، خانم ویکی، 32 ساله در ناحیه چانه و گردن دچار سوختگی شدید شده بود ولی دختر او در طی یک عکس العمل سریع و به موقع بلافاصله با مرکز فوریت های پزشکی تماس گرفت، از مادرش خواست تا دوش آب سرد بگیرد و سپس قسمت های آسیب دیده را با سلفون پوشاند.
الا اخیرا در کلاس های فوق برنامه در مدرسه بعضی مهارت های کمک های اولیه را یاد گرفته بود. مادر الا می گوید "واقعا به دخترم افتخار می کنم. آن روز در شرایط بسیار بدی بودم اما او کاملاً می دانست که چگونه باید به من کمک کند."
پزشکان می گویند اقدام الا باعث شده تا شدت سوختگی کم شود و آثار سوختگی دائمی روی پوست مادرش به وجود نیاید. الا می گوید "من چند روز پیش در کلاس کمک های اولیه یاد گرفته بودم که سوختگی چیست و چگونه باید به فردی که دچار سوختگی شده کمک کرد. وقتی کارمندان اورژانس به خانه ما رسیدند به مادرم گفتند که من کارم را به خوبی انجام داده ام."
نظر کاربران
افرين بچه......
خوب كاري كردي...
پاسخ ها
متاسفانه بهت مثبت دادم
منم!
هيچ عيبي ندار ه بعدن تلافي كنيد......
هيچ وقت براي حسودي دير نيس...
چه عجب؟!
ساز مخالفتون رو گم کردید.
+
قول میدم اکثر دانشجوهای ما این کارو بلد نیستن حالا بچه مدرسه ای ها پیشکش
پاسخ ها
قبل توجه دانشجو ها.....
اگه عضو هلال احمر شده باشند اونجا بهشون آموزش مي دن.
اگه بلد نيستند خودشون كم كاري كردن.
ای بابا!!!!!
kho yad bedan yad begirim vaaaaaaaa
اتفاقاً اموزش خيلى مهمه ،جانان(دختر كوچولوى من،٦سالشه)بعد از اموزش زلزله و كارهايي كه بايد كرد وقتى رعد و برق ميشه ميدوه زير ميز ناهارخورى و دستاش رو روى سرش ميگذاره،بالاخره اموزش مناسب و طولانى مدت اثر گذاره، البته اگر نظام اموزشى روش سرمايه گذارى كنه
پاسخ ها
آره تبسم جان حق با شماست ، یک خاطره :
تو یه مهمونی خواهر زاده ام دو سه سالش بود که میوه ای را با هسته اش خورده بود و هسته تو گلوی او گیر کرد ، نفس بچه بند اومده بود همه دستپاچه شده بودند و مونده بودن که چکار کنند من که اطلاعاتی در خصوص نحوه ی کمکهای اولیه و روش اجرای آن برای کودکان و بزرگسالان داشتم مچ پاهای او را به بالا گرفتم و سرش به طرف پایین اومد و با چند ضربه ی آرام به پشتش، هسته از گلوی او به بیرون افتاد .
خیلی خوشحال شدم که اشک های حلقه زده از نگرانی در چشم خواهرم و سایر مهمانان را در چند ثانیه تبدیل به لبخند و تبسم کردم و خواهر زاده ام از مرگ حتمی نجات پیدا کرد .
آفرین اقا فاران
متاسفانه توی نظام آموزشی ما اینجور اموزش هایی که واقعا برا زندگی ضروریه نیست و بهش توجه نمیشه.
ولی همین اموزش های ساده در خیلی مواقع می تونن جون خیلی ها رو نجات بدن
به افتخار این دختر زرنگ !
خاطره قشنگى بود فاران جون البته حالا كه ختم به خير شده!
واقعاً نميتونم تصور كنم تو اون لحظه ها چى به خواهر شما و بقيه اعضاى خانواده گذشته....ولى واقعاً خودت هم خوب شرايط رو كنترل كردى و معقولانه عمل كردى
حالا من يك چيزى بگم برعكسش: مامانم تعريف ميكنه كه وقتى من ٦ماهه بودم و توى تختم بازى ميكردم يه توپ پينگ پنگ كه مال وسايل داييم بوده از رو كمد قل ميخوره و من هم صاف اون رو توى دهنم كرده بودم!!
يكهو مامانم وقتى مياد تو اتاق ميبينه من كبود و سياه شدم و جاى هر كارى من رو ول كرده و جيغ زنان(!!)به كوچه دويده(خونسردى رو صفا كن فقط!!)
خلاصه اگه همسايه پايينى همين عمليات ضد خفگى كه شرحش در بالا رفته بود رو انجام نداده بود الان ملتى از دست پر گوييهاى من نفس راحتى ميكشيدن!!!
پاسخ ها
چه جالب برا منم یه همچین چیزی اتفاق افتاده ولی متفاوت تر
مامانم تعریف می کنه وقتی تازه نشستن رو یاد گرفته بودم مامانم تو پذیرایی جلوم اسباب بازی هامو می ریزه تا بازی کنم.
خودشم میره اشپزخونه و از اونجا هرچند دقیقه یکبار به من نگاه می کنه که دارم چیکار می کنم.
میگه نگو لای اسباب بازی هام یه قوری کوچولو بوده که یه در خیلی کوچولو داشته منم در قوری رو بر میدارم میذارم تو دهنم.
مامانم میگه اومدم که یه بار دیگه نگات کنم دیدم دره تو دهنته میگه همچین دوییده منو سر و ته آویزون کرده و همچین ضربه زده به پشتم که علاوه بر در قوطی (گلاب به روتون) تمام محتویات معده ام هم خارج شده.
و اینطوری بود که منم نجات پیدا کردم.
ولی خدا رو شکر مادرم در این مواقع از همه ی افراد خانواده مسلط تر عمل می کنه.
چه بد
کاش مسلط عمل نمیکرد
از دستت راحت میشدیم
ما رها میشدم
afarin
جالب بود مرسي
باید به همچین دختری افتخار کرد....
Afarin be dokhtar bahoosh
من اينجا دخالت نمي كنم تو حوزه ي تخصصي من نيس.
پاسخ ها
نبینم کم بیاری.ببخشید تخصص شما در چیه؟
مامی جون، پسرمون نوازنده ست
ساز مخالف می نوازند. :))))
بهار جون فعلا که بچه مون خسته شده رفته تعطیلات
سلام